صفحه خانگی|افزودن به علاقه مندی ها
 
 
سایت مقالات » مطالب برای سال 1391
تبلیغات
نحوه نمایش مطالب: تاریخ | امتیاز | بازدیدها | نظرات | الفبایی

توسط: Dalil Press در 16 دی 1391

كشتار در ميانمار:

 

 

كشتار در ميانمار

كشتار در ميانمار

كشتار در ميانمار

كشتار در ميانمار

توسط: Dalil Press در 14 دی 1391

  

 

به حساب عالي‌جناب پاپ گناه كنيد

 

   

در حدود سال 1450 میلادی ،«تامس گسکوین» رییس دانشگاه «آکسفورد» شکایت می کرد که:
امروزه گناهکاران می گویند:
«من پروایی ندارم که در برابر خداوند چقدر گناه و کار زشت می کنم  ،زیرا با اعتراف و طلب آمرزش در نزد کشیش و خریدن آمرزش نامه ی پاپ ،کلا از تمام  معاصی و کفاره‌ها برائت حاصل می‌کنم. من آمرزشنامه‌ی Indulgence پاپ را به چهار یا شش پنس خریده‌ام ،یا در بازی تنیس با توزیع کننده‌ی آن ،به عوض داو و شرط، برده‌ام.» زیرا  آمرزش نامه فروشان در سراسر کشور پراکنده‌اند و آمرزش نامه‌ها را به دو پنس، گاهی به دو جرعه شراب یا آبجو... حتی به جای مزد فاحشه ای می فروشند.»(1)

 

-------------------------------------
1. تاریخ تمدن ویل دورانت ، اصلاح دینی ، ص27-26

 

 

توسط: Dalil Press در 2 دی 1391

 

 

به نام خدا

 

نقد و نظری برادبیّات کودک و نوجوان

گذری بر تاریخ

 

ادبیّات کودک و نوجوان نیز همچون هر اندیشه‌ای، دانشی، ابداع و اختراعی، پیشینه‌ای دارد و  تاریخچه‌ای و اگر آن را موجودی زنده و پویا تصّور کنیم سرگذشتی دارد و شرح حالی؛ با فراز و  نشیب‌های بسیار.

هر قوم و ملّتی به فراخور فرهنگ و باورهای اعتقادی، جغرافیای محلّ  سکونت، شرایط اقتصادی و اجتماعی و سیاسی خود، ادبیّاتی دارد ویژه‌ی کودکان و نوجوانان که در تمام دوران، میان مردم آن سرزمین جاری و ساری بوده است.

صاحب نظران برای این نوع خاص از ادبیّات، تعاریفی ارائه کرده‌ (بهمن رازانی،11:2535) و آن را به دو دسته‌ی کلّی: شفاهی و کتبی تقسیم نموده‌اند. (همان،ص 22) آن‌گاه کوشیده‌اند تا برای هریک از این دو گونه تاریخچه‌هايی بیان کنند. اکثر ایشان معتقدند که ادبیّات شفاهی کودکان عمری به درازای زندگی بشر دارد و از آن هنگام که مادر و فرزندی بوده است ، ادبیّات شفاهی نیز وجود داشته است. «مادر برای آرام کردن کودکش از کلام و آهنگ استفاده کرده است و مجموعه‌های دلنشین لالایی‌های ملل، بدین نحو پدید آمدند.» (لیلی ایمن، توران خمارلو، مهدخت دولت آبادی،5:2535) قصّه‌ها و داستان‌های مربوط به قهرمانان صبغه‌ای افسانه‌ای به خود گرفت و کم کم جای خود را در زبان پدران و مادران و گوش کودکان باز کرد. عناصر تخیّلی و موجودات پنهان از چشم بشر نیز به تناسب قوّت و ضعفش در باورهای مردم هر سرزمین، بخشی از ادبیّات شفاهی کودکان را به خود اختصاص داد و سخن گفتن از زبان حیوانات نیز به آن افزوده گشت.

از آن‌جا که ملّت‌ها در مسایل گوناگون از یکدیگر تأثیرپذیرند، در این زمینه نیز به روش‌ها و دلایل مختلف، خواسته یا ناخواسته، دری به روی یکدیگر گشودند؛ گاه در اثر لشکرکشی‌ها، قوم غالب، نفوذ فرهنگی در قوم مغلوب را به عنوان یکی از مؤثّرترین ابزار برای مهار کردن مردم آن سرزمین به‌کار گرفت و گاهی نیز مراودات تجاری و مناسبات سیاسی، زمینه‌ساز این تأثیرات گردید. «قصّه ها، متل ها و داستان‌های ملل، سینه به سینه از نسلی به نسل دیگر رسیده و گاه از طریق داستان‌گویان دوره‌گرد و یا ساربانان از شرق به غرب و از مكاني به مكان دیگر رفته و چنان در هم آمیخته شده  و در هر بازگو شدن، چیزی به آن افزوده و یا کم شده که بازشناختن یکی از دیگری کاری مشکل است.» (بنفشه حجازی،24:1374و23)

رفته رفته عدّه‌ای بر آن شدند تا از ادبیّات شفاهی کودکان، صورتی مکتوب بسازند. در این باب که اوّلین بار چه کسی دست به این کار زد، در کجا و چگونه و چه آثاری را جمع آوری کرد، نظرات گوناگون وجود دارد که عمدتاً خاستگاه ادبیّات مکتوب کودکان را در مغرب زمین می‌دانند؛ «چنان که شاید بتوان گفت نخستین کتاب مخصوص کودکان زیر عنوان "یادگاری برای کودکان"  بین سال‌های 1671 و 1672 به وسیله‌ی یک کشیش مسیحی به‌نام "جیمز جانی وی" نوشته شد که بیشتر رنگ مذهبی داشت و می‌خواست افکار و عقاید دینی را به عنوان بهترین وسیله‌ی جلوگیری از ترس، به کودکان تلقین کند.» (بنفشه حجازی،26:1374) همچنین گفته شده که اشخاصی به نام‌های "یوهان آموس کامینوس"، "شارل پرو" در فرانسه و در آلمان برادران گریم در زمینه‌ی ادبیّات کودکان و نوجوانان نخستین گام‌ها را برداشتند که این اقدامات، تحت تأثیر رنسانس انجام گرفت.

در دوره‌ی رنسانس و تحوّلات علمی اروپا که علوم و دانش‌ها دسته بندی‌های جدیدی پیدا کردند، در عرصه‌ی روانشناسی نیز به کودک و شخصیّت او توجّه گردید؛ گرچه بسیار پیش از رنسانس در شریعت مقدّس اسلام و در کلام پیشوایان دین، توجّه به کودک، نیازها، شخصیّت و حقوقش به‌طور کامل و دقیقاَ منطبق با فطرت و سرشت آدمی، اشاره و تأکید شده است امّا به دلایل مختلف، جوامع اسلامی از این مسأله غفلت ورزیدند و شرایط تعلیم و تربیت ـ همان‌گونه که بعداَ به آن اشاره‌ای خواهد شد ـ به نفع متفکّران و دانشمندان غیرمسلمان، تغییر یافت و شکل گرفت.

کشفیّات روانشناسان غربی، در ابتدا جای خود را در میان جوامع مسلمان باز نکرده بود و سرعت انتشار اطّلاعات خیلی کند بود تا این‌که ابزاری قدرتمند به نام دستگاه چاپ پس از طی کردن مراحل اوّلیّه، جای نسخه‌برداری‌های دستی را گرفت.

با در نظر گرفتن این واقعیّت که منشأ صنعت چاپ را باید در کشور چین و بعضاَ در ایران دانست، باید گفت که "یوهانس گوتنبرگ" به تکمیل این صنعت سرعت بخشید. «انجیل گوتنبرگ که در سال 1455 یا 1456 میلادی به پایان رسید، اوّلین کتاب واقعی محصول نوع چاپ متحرّک بود. در نیمه‌ی دوّم سده‌ی پانزدهم، چاپ جدید به سرعت در اروپا رواج یافت. چاپخانه‌ها در دهه‌ي 1460 میلادی در سراسر خاک امپراطوری روم تأسیس شد و با گذشت ده سال، به ایتالیا، فرانسه، اسپانیا و اروپای شرقی رسید؛ مخصوصا ونیز که به مرکز چاپ معروف شد و تعداد چاپگران این شهر تا سال 1500 میلادی قریب به صد تن بالغ شدند و حدود دو میلیون جلد کتاب در آن‌جا به چاپ رسید.» (مجید مکاری، 1388)

 

در ایران

ایرانیان نیز همچون سایر ملّت‌ها، از داشتن ادبیّات شفاهی کودکانه نه تنها بی‌بهره نبوده‌اند بلکه می‌توان گفت که با توجّه به سابقه‌ی طولانی در فرهنگ و تمدّن، منبع عظیمی از این نوع ادبیّات را در اختیار داشته‌اند و از آن، برای تربیت و آموزش کودکان استفاده می‌کرده‌اند. گستره‌ی جغرافیایی پهناور ایران در گذشته، موجب ارتباط فرهنگی و فکری با سایر اقوام و کشورها می‌شد و بالطبع نمی‌توان تأثیر ادبیّات عامیانه‌ي متقابل را انکار کرد.آن‌چه در عصر حاضر به صورتی ناچیز، هنوز بر زبان مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌ها جاری است اگر بخش‌های مربوط به عقاید دینی و مذهبی را جدا کنیم، مجموعه‌ای است متأثّر از فرهنگ‌ها و باورها.

صاحب نظران و کارشناسان این حوزه از ادبیّات، درباره‌ي روند تاریخی و سیر حرکت ادبیّات شفاهی کودکانه در ایران تا رسیدن به ادبیّات مکتوب، آرا و نظرات مختلفی دارند. بعضی از ایشان پیشینه‌ی ادبیّات مکتوب ایران را به سده‌های قبل از ظهور و ورود اسلام به این کشور و بخشی از آن را مربوط به پس از اسلام و قبل از دوره‌ی رنسانس اروپا می‌دانند. (نادر ابراهیمی،1367 : 44)

«جمعی از پژوهشگران ایرانی، کهن‌ترین متن ادبی کودکان را "درخت آسوریک" متعلّق به دوره‌ی پیش از اسلام می‌دانند. در ایران دوره‌ی ساسانی، حدود 1700 سال پیش، قصّه‌هایی گردآوری شد که پس از آمیختن با قصّه‌های ترکی و عربی، در قالب کتاب "هزار و یک شب" درآمد. همچنین پس از اسلام، در حدود 1300 سال پیش، رویدادهایی که آمیزه‌ای از تاریخ و قصّه بود، گردآوری شد و در حدود هزار سال پیش، دست‌مایه‌ای برای فردوسی در خلق شاهنامه شد.» (پایگاه اینترنتی: www.noorportal.net،2007) محقّقان، از کتاب "نصاب الصّبیان" ابونصر فراهی نیز به عنوان نخستین فرهنگ‌نامه‌ي کودکان و نوجوانان نام می‌برند. وی سعی کرده است تا در قالب شعر، واژه‌هایی را به کودکان بیاموزد. همچنین در لابه‌لای شعرهای کتاب، آگاهی‌هایی درباره‌ی قرآن مجيد، اصول دین، نام‌ها و القاب پیامبر، امامان شیعه عليهم‌السّلام، بیماری‌ها و ماه‌های سال و... گرد آورده است. (اعظم بابایی،1391)

 

 

ادامه

 

توسط: Dalil Press در 11 تیر 1391

 درگيري اهالي كليسا و دخالت پليس:

 

درگيري اهالي كليسا و دخالت پليس

توسط: Dalil Press در 11 تیر 1391

اوج تكبر يا اوج...

 

 

اوج تكبر يا اوج...

اوج تكبر يا اوج...

توسط: Dalil Press در 29 خرداد 1391

 

 آتش زدن خانه‌ي مسلمانان در برمه به دست بودايي‌ها

 

 آتش زدن خانه‌ي مسلمانان در برمه به دست بودايي‌ها

توسط: Dalil Press در 29 خرداد 1391

 

 روسيه‌ي تزار پيش از حمله‌ي ماركس و لنين

 

روسيه‌ي تزار پيش از حمله‌ي ماركس و لنين

توسط: Dalil Press در 29 خرداد 1391

 

 

خدم و حشم دولت فخيمه

 

 

خدم و حشم دولت فخيمه

 

توسط: Dalil Press در 29 خرداد 1391

 

كليسايي بنا شده بر استخوان پوسيده‌ي انسان‌ها

 

 

 

كليسايي بنا شده بر استخوان‌هاي پوسيده

كليسايي بنا شده بر استخوان‌هاي پوسيده

 

 

توسط: Dalil Press در 27 خرداد 1391

 

بسم الله الرّحمن الرّحيم

 

 

«خورشيد پشت ابر»

 

«پس از آن كه آيه‌ي: "يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ‏ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُم‏ ـ اي كساني كه ايمان آورده‌ايد! از خدا و پيامبر و صاحبان امرتان اطاعت كنيد."[1] نازل شد. پيامبر گرامي ما صلي الله عليه و آله درباره‌ي اولي‌الامر فرمودند: پيشوايان مسلمان پس از من مي‌باشند كه دوازده نفرند: نخستين آنان علي عليه السلام ... و دوازدهمين آنان هم‌نام من بوده ... و بقيّة‌الله است ... همان كه خداوند او را فاتح شرق و غرب عالم مي‌گرداند. آن امامي است كه ـ مدّت طولاني ـ از دوستان و شيعيانش ـ به امر خداوند ـ پنهان مي‌شود. در زمان غيبتش كساني معتقد به امامت او خواهند بود كه خداوند دل‌هايشان را براي ايمان آزموده باشد. ... به خدا سوگند! دوستان و شيعيانش ـ در زمان غيبت‌ـ از نور و ولايت او بهره مي‌برند، همان گونه كه مردم از خورشيد در پس ابر بهره مي‌برند ... ."[2]

براي استفاده‌ي بيش‌تر از كلام رسول خدا صلي الله عليه و آله اندكي با خورشيد پشت ابر آشنا مي‌شويم:

 

* خورشيد پشت ابر:

 

خداوند دانا و حكيم، همه‌ي اهل دنيا را به گونه اي آفريده‌است كه نيازمند نور خورشيد و گرماي آنند، گرچه مدّتي در پشت ابر باشد: گياهان ـ : سبزه‌ها، گل‌ها، درختان و ميوه‌ها ـ جانوران ـ : مورچه‌ها، پروانه‌ها، كبوتران، ماهيان، خزندگان، چهارپايان و بالاخره انسان كه گل سرسبد آفرينش است ـ به نور خورشيد و گرماي آن نيازمندند.

آري! همه‌ي موجودات دنيا نيازمند وجود مقدّس امام زمان عليه السلام هستند. همان گونه كه نيازمند خورشيدند.

 

* زنده‌ماندن اهل زمين وابسته به نور و گرماي خورشيد است:

 

اگر خورشيد نتابد، زمين يخ مي‌زند. آبي از چشمه و رود جاري نمي‌شود. گياهي نمي‌رويد، جانوري از سرما زنده نمي ماند و خبري از انسان نخواهد بود.

از گرمي خورشيد، برف‌ها و يخ‌ها آب مي‌شوند. چشمه ها و رود‌ها جاري مي‌گردند. دشت‌ها سبز و خرّم مي‌شوند. درختان شكوفه مي‌دهند. همه‌ي جانوران از طبيعت بهره مي‌برند و زندگي در روي زمين ادامه مي‌يابد.

آري! اگر حجّت خدا امام زمان عليه السلام در روي زمين نبود، زمين اهلش را در خود فرو مي‌برد. و جنبنده‌اي در رو زمين باقي نمي‌ماند.[3]

 

* همه از خورشيد بهره مي‌برند، چه بدانند و چه ندانند:

 

گياهان و جانوران، نمي‌دانند كه نور و گرماي خورشيد، حيات‌بخش آن‌هاست.

بيش‌تر مردم، از اين حقيقت آشكار غافلند كه حياتشان رابطه‌ي مستقيم با نور و حرارت خورشيد دارد. آنان فكر نكرده‌اند كه اداره‌كننده‌ي جهان به خواست خدا، خورشيد تابان مي‌باشد.

آري! مردم چه بدانند و چه ندانند، چه اعتراف كنند و چه اعتراف نكنند، به خواست خداوند حكيم و توانا اداره‌كننده‌ي جهان، حضرت حجّة بن الحسن العسكري عليه السلام مي‌باشد.

 

* خورشيد، نشانه‌اي از نشانه هاي علم و قدرت خداوند است:

 

همه چيز را خدا آفريده است. ماه و ستارگان و خورشيد، همه از آفريدگان خداوندند. خورشيد آفريده‌اي است مانند آب كه مايه‌ي حيات آفرينش است. خورشيد آفريده‌اي است كه همه در برابر عظمت و بزرگي‌اش سر تسليم فرود آورده‌اند.

آري! حضرت بقيّة الله امام زمان عليه السلام نشانه‌اي از نشانه‌هاي علم و قدرت خداوند است كه همه‌ي آفرينش در برابرش سر تسليم فرود آورده‌اند ـ مگر برخي از انسان‌ها ـ .

 

* خورشيد فرمانبردار خداست:

 

خورشيد با آن بزرگي و نورانيّتي كه دارد، در هر حركت و جنبشي به فرمان خداوند مي‌باشد. خورشيد، از مداري كه خداوند برايش مقرّر فرموده، درجه‌اي خطا نمي‌كند، زيرا نافرمانيش سبب فروپاشي نظام خلقت است.

آري! حجّت برگزيده‌ي خداوند، امام معصوم عليه السلام با عظمت و قدرت و علمي كه دارد، مطيع بي‌چون و چراي خداوند است.

 

* خورشيد مي‌تابد:

 

با تابش فروزان خورشيد، همه چيز به درستي شناخته مي‌شود: راه از چاه، شيشه از الماس، طلا از مس، بالا از پايين، دور از نزديك، ريز از درشت، خار از گل و انسان از حيوان.

با تابش خورشيد جهان افروز، چهره‌ها از هم بازشناخته مي‌شوند. گياهان به طرف خورشيد بالا مي‌روند. وحشت از تاريكي رخت بر‌مي‌بندد.

آري! شيعيان و دوست‌داران دادگستر جهان حضرت صاحب‌الزّمان عليه السلام ، از تابش نور مقدّس آن حضرت در دل‌هايشان، هدايت يافته و به سمت و سوي رضاي او گام بر مي‌دارند و خوف و ترسي ندارند.

 

* خورشيد آشكار است:

 

همه كس با همه‌ي وجود خورشيد را حس مي‌كند. نورش را گرمايش را. آشكارتر از خورشيد در جهان چيزي نيست. كسي كه خورشيد را انكار كند، بي‌گمان از نعمت عقل بي‌بهره است. انكار خورشيد از سوي انسان خردمند، نشان‌گر دشمني او با خدا و خورشيد است.

آري! در نظام آفرينش، خورشيد امامت آشكارتر از خورشيد آسمان است و منكر او، دشمن خدا و دشمن پيامبران و دشمن حضرتش مي‌باشد.

 

* خورشيد آشكار‌كننده است:

 

وقتي روز فرا مي‌رسد، ‌همه چيز آشكار مي‌شود. در نور درخشان خورشيد، چيزي پنهان نمي‌ماند. در نور خورشيد، هر چيزي همان‌گونه كه هست جلوه مي‌كند. همه‌ي رنگ‌ها در تابش نور خورشيد از هم‌باز‌شناخته مي‌شوند. آن‌چه در زير پوست شب، پنهان مي‌باشد در زير نور خورشيد، هويداست.

آري! در تابش نور امامت و ولايت حضرت مهدي عليه السلام چيزي پنهان نمي‌ماند و باطن‌ها آشكار مي‌شود.

 

* خورشيد، دو رو دارد: با يك رو براي اهل آسمان روشن‌گري مي‌كند و با روي ديگر بر اهل زمين مي‌تابد:

 

كُره‌ي خورشيد، همه‌ي اطراف خود را تا دور‌دست‌ها روشن مي‌كند. نيم‌كره‌اي كه سمت زمين است، براي اهل زمين نور‌افشاني مي‌كند و نيم كره‌اي كه سمت آسمان است براي اهل آسمان مي درخشد. با تابش خورشيد، اهل آسمان و زمين، بي‌نياز از هر نور ديگرند.

آري! خليفة‌الله، نور‌الله حضرت بقيّة‌الله عليه السلام با تابش نور پر‌فروغ امامتش، اهل آسمان و زمين را از هر نوري بي‌نياز كرده‌است.

 

* خورشيد، تغيير‌دهنده‌است:

 

گردش شب و روز، آمدن فصل‌ها در پي هم، جاري شدن چشمه‌ها و رود‌ها، آب شدن كوه‌هاي يخي، وزيدن بادها، تصفيه‌ي هوا از آلودگي‌ها و پاك شدن زمين از ناپاكي‌ها همه بر اثر تابش و گرماي خورشيد است.

آري! امام زمان عليه السلام سبب تغيير در آفرينش و آمرزش گناهان و پاك شدن دل‌ها از آلودگي‌هاي شرك و نفاق و كفر است.

 

* خورشيد در افقي قرار دارد كه دست‌ها به آن نمي‌رسند و چشم‌ها آن را درنمي‌يابند:

 

هيچ عقاب بلند پروازي به خورشيد نمي‌رسد. هيچ آرش قوي‌پنجه‌اي تيرش به خورشيد نمي‌رسد. هيچ فضاپيمايي تاب نزديك شدن به خورشيد را ندارد. هيچ موجودي راه به خورشيد ندارد.

هيچ بينايي تاب ديدن خورشيد را ندارد. هر كه بخواهد خورشيد را ببيند، بيناييش را از دست مي‌دهد.

خداوند دانا و حكيم، خورشيد جهان افروز را در جايگاه بلندي قرار داده تا از دست‌رس همه به دور باشد و همگان با اشاره از او ياد كنند.

آري! امام برگزيده‌ي خداوند در مقام و جايگاه بلندي قرار دارد كه كسي توان رسيدن به جايگاهش را ندارد.

اگر ظهور شود، يعني اگر ابرهاي تيره از آسمان ما بروند و غبار موجود در هوا با بارش رحمتي فرو بريزند، آنگاه خورشيد جمال پرفروغ يگانه منجي عالم، ‌قائم آل محمّد عليهم السلام به‌گونه‌اي شفّاف پرتو‌افشاني مي‌كند.

 

 

اللّهم عجّل لوليّك الفرج


 

[1]  "قرآن مجيد"، سوره‌ي نساء، آيه‌ي 59.

[2]  "كمال الدّين صدوق" ، ص 253 ، چكيده‌ي حديث 3.

[3]  "بصائر الدّرجات"، ج 2، ص 425، ح 1752.

قبلی بعدی
بالا