Deprecated: preg_replace(): The /e modifier is deprecated, use preg_replace_callback instead in /home/dalilpre/public_html/document/engine/classes/templates.class.php on line 62 Deprecated: preg_replace(): The /e modifier is deprecated, use preg_replace_callback instead in /home/dalilpre/public_html/document/engine/classes/templates.class.php on line 66 Deprecated: preg_replace(): The /e modifier is deprecated, use preg_replace_callback instead in /home/dalilpre/public_html/document/engine/classes/templates.class.php on line 62 Deprecated: preg_replace(): The /e modifier is deprecated, use preg_replace_callback instead in /home/dalilpre/public_html/document/engine/modules/show.short.php on line 158 Deprecated: preg_replace(): The /e modifier is deprecated, use preg_replace_callback instead in /home/dalilpre/public_html/document/engine/modules/show.short.php on line 158 Deprecated: preg_replace(): The /e modifier is deprecated, use preg_replace_callback instead in /home/dalilpre/public_html/document/engine/modules/show.short.php on line 158 Deprecated: preg_replace(): The /e modifier is deprecated, use preg_replace_callback instead in /home/dalilpre/public_html/document/engine/modules/show.short.php on line 158 Deprecated: preg_replace(): The /e modifier is deprecated, use preg_replace_callback instead in /home/dalilpre/public_html/document/engine/modules/show.short.php on line 158 Deprecated: preg_replace(): The /e modifier is deprecated, use preg_replace_callback instead in /home/dalilpre/public_html/document/engine/classes/templates.class.php on line 58 Deprecated: preg_replace(): The /e modifier is deprecated, use preg_replace_callback instead in /home/dalilpre/public_html/document/engine/classes/templates.class.php on line 62 Deprecated: preg_replace(): The /e modifier is deprecated, use preg_replace_callback instead in /home/dalilpre/public_html/document/engine/classes/templates.class.php on line 66 Deprecated: preg_replace(): The /e modifier is deprecated, use preg_replace_callback instead in /home/dalilpre/public_html/document/engine/classes/templates.class.php on line 71 Deprecated: preg_replace(): The /e modifier is deprecated, use preg_replace_callback instead in /home/dalilpre/public_html/document/engine/classes/templates.class.php on line 262 مطالب برای 17/08/1390 » مقالات دلیل پرس
صفحه خانگی|افزودن به علاقه مندی ها
 
 
سایت مقالات » مطالب برای 17/08/1390
تبلیغات
نحوه نمایش مطالب: تاریخ | امتیاز | بازدیدها | نظرات | الفبایی

توسط: Dalil Press در 17 آبان 1390

 

چنین گویند که:

 

«آرتور هاردينگ وزير مختار بريتانياي كبير بعدا در كتاب A Diplomat in the East خود درباره آن نوشته است: "اختيار تقسيم وجوه موقوفه "اود" در دست من، اهرمي بود كه با آن مي توانستم همه چيز را در ايران و عتبات بلند كنم و هر مشكلي را از ميان بردارم.»

سفراي بريتانيا به جهت معتمد بودن!! امناي پيروان اديان در سراسر دنيا مي‌باشند! براي اطّلاعات بيشتر به پاپ و خاخام و امراي سعودي و... مراجعه كنيد.

روسپي ها و جلّادان و سارقان حرفه اي، اداره‌ي موقوفات خود را به سفراي بريتانيا مي‌سپارند.

موقوفه‌ي كمپاني «هند شرقي» و موقوفه‌ي «اود» براي ترويج امور ديني و مذهبي مسلمانان تأسيس شده اند.

لابد بودجه‌ي اين موقوفات در مجلس عوام انگليس به صورت سرّي و محرمانه تعيين و تصويب مي‌گردد.

 

توسط: Dalil Press در 17 آبان 1390

 

 

گفته‌اند:

 

«كلمه فقيه مفهوم كارداني را از لغتنامه به همراه داشته... و كلمه «ولي» در لغت، باراني را گويند كه پس از باران نويد بخش بهار، همسايه و هماهنگ با باران رحمت اولي و با همان طراوت و همان بالش و پرورش، مي بارد، به گونه‌اي كه اگر ياري و ياوري و حفاظت «ولي»، اين پيرو مناسب و نزديك و تابع و مطيع، نباشد، همه روييده‌هاي باران اول خشك و يا پژمرده مي‌گردد...

اما شارع مسلط بر لغت، اين كلمه را با همه باري كه دارد به عنوان گوياترين واژه‌ها براي تعريف و تشخيص پيشوايان عقيده و توضيح هدف آنان، برگزيده و اين تسميه مملو از توصيف، اگر دستكاري نمي شد، به حدي معرف جانشين پيامبر است كه امت در هر زمان به سادگي، امير مؤمنان و وصي پيامبر را مي‌شناخت، زيرا «ولي» به خودي خود مي‌بارد و بارش و بالش و پرورش او معرف اوست نه چيزي ديگر. پس نه نيازي به گزينش دارد و نه رسم گزينش‌ها «ولي» را آفريده است. و اگر حضرت رسالت در ماجراي غدير، علي (ع) را ولي خود معرفي فرمود، به خاطر اين بود كه علي، اولين ولي پيامبر بود و با وجود پيامبر، امكان بارش و بالش و پرورش براي علي نبود تا امت شخصيت مستقل او را بشناسد. يعني غدير مجلس معارفه بود و پيامبر خبر از شخصيت علي و حقيقتي داد كه اگر نداده بود، جامعه فردا الگوي ولايت را نمي‌شناخت و دين به كمال نرسيده بود و در اين صورت ماجراي غدير صرفا خبر بود. غدير؛ تفسير، تأمين، تكميل كتاب و نشان دادن «سنت هميشه باطراوت اسلام» بود نه انشاء رسول اكرم (ص) و گزينش جانشين براي خود. چه فرضا علي معرفي نشده بود، پس از رحلت رسول اكرم (ص) با بارش هاي حيات بخش، كه براي احياي دين و كشت و زرع رسول اكرم (ص) داشت، ولايت خود را نشان مي‌داد، چنانچه ده فرزند او در شرايطي به مراتب نامناسبتر از شرايط علي هر يك به شكلي آنچنان حيات بخش بر كشت و زرع رسول اكرم باريدند...»

ماهنامه‌ي صبح، سال سوّم، شماره‌ي 69، ص 32

 

 

تا آن‌جا كه ما آموخته‌ايم، ولايتِ به معناي صاحب اختياري، مخصوص خداوند تبارك و تعالي مي‌باشد؛ پروردگاري كه مالك و مدبّر آسمان‌ها و زمين است. خداوند حكيم و دانا بر اساس ابلاغ رسمي و علني پيامبرش، رسول الله و اوصياي معصوم او عليهم‌السلام را تا روز قيامت، يكي پس از ديگري وليّ بر مؤمنان قرار داده است.

پيامبر بزرگوار اسلام صلّي الله عليه و آله مأموريّت يافت تا در غدير خم آيه‌ي ولايت را ابلاغ كند. يعني مفهوم ولايت را برساند و دوازده وليّ پس از خود را يك به يك با نام و مشخّصات به مسلمانان معرّفي نمايد.

اگر پيامبر خدا اميرالمؤمنين علي عليهماالسلام را به عنوان وليّ پس از خود معرّفي نكرده بود، علي عليه‌السلام با همه‌ي فضائلش بر مؤمنان ولايت نداشت. زيرا ولايت بر ديگران محتاج جعل و نصب الهي است؛ نه امور ديگر.

رسول مكرّم اسلام صلّي الله عليه و آله با وجودي كه در معرّفي حيدر كرّار عليه‌السلام هيچ كوتاهي نكرده بود، با اين وصف، حضرتش را در غدير روي دست گرفت تا به همگان بفهماند كه مقصود از عليّ بن ابي‌طالب، همين كسي مي‌باشد كه او را روي دست گرفته است. با چنين ابلاغي و با اجراي بيعت همگاني، عذري براي كسي در غدير باقي نماند. ولي همان‌گونه كه اطّلاع داريد، شيطان پرستان مسلمان‌نما حقّ حضرتش را انكار كردند و خليفة الله و خليفة الرسول و آية الله العظمي عليّ مرتضي عليه‌السلام را خانه‌نشين كردند. در صورتي كه با همه‌ي وجود، فضائل او را درك كرده بودند و او را به خوبي مي‌شناختند.

 

 

نويسنده‌ي متن بالا به گمان ما دچار تناقض‌گويي شده است. او در فرازي از نوشته‌اش اظهار مي‌دارد:

 

«... (ولي) اين تسميه مملو از توصيف، اگر دستكاري نمي شد، به حدي معرف جانشين پيامبر است كه امت در هر زمان به سادگي، امير مؤمنان و وصي پيامبر را مي شناخت، زيرا «ولي» به خودي خود مي بارد و بارش و بالش و پرورش او معرف اوست نه چيزي ديگر. پس نه نيازي به گزينش دارد و نه رسم گزينش ها «ولي» را آفريده است و اگر حضرت رسالت در ماجراي غدير، علي (ع) را ولي خود معرفي فرمود، به خاطر اين بود كه علي، اولين ولي پيامبر بود و با وجود پيامبر، امكان بارش و بالش و پرورش براي علي نبود تا امت شخصيت مستقل او را بشناسد. يعني غدير مجلس معارفه بود و پيامبر خبر از شخصيت علي و حقيقتي داد كه اگر نداده بود، جامعه فردا الگوي ولايت را نمي شناخت...».

 

و در ادامه مي‌افزايد:

 

«نه انشاء رسول اكرم (ص) و گزينش جانشين براي خود. چه فرضا علي معرفي نشده بود، پس از رحلت رسول اكرم (ص) با بارش هاي حيات بخش، كه براي احياي دين و كشت و زرع رسول اكرم (ص) داشت، ولايت خود را نشان مي داد، چنانچه ده فرزند او در شرايطي به مراتب نامناسبتر از شرايط علي...»

 

چند پرسش از نويسنده:

 

· آيا اظهار نظر در مسائل مذهبي بر اساس معناي واژه‌ها در كتاب لغت است يا بر اساس معناي اصطلاحي آن‌ها در شرع مقدّس؟

· آيا معناي «ولي» در كلام شما همان معناي اصطلاحي «ولي» در پيام غدير است؟

· آيا فكر نمي‌كنيد مفهوم واژه‌ي «ولي» را دستكاري كرده‌ايد؟

· آيا هر كسي كه به گمان ما و شما صلاحيّت ولايت را دارد، مي‌تواند وليّ مردم باشد؟

· آيا پذيرش و يا عدم پذيرش مردم نقشي در ولايت معصومين عليهم‌السلام دارد؟

· آيا غدير مجلس معارفه بود و تا آن روز كسي علي عليه‌السلام را نمي‌شناخت؟

· شرائط ده فرزند معصوم اميرالمؤمنين عليهم‌السلام چرا به مراتب نامناسب‌تر از شرائط حضرتش بود؟

· از شما مي‌پرسيم: كداميك از معصومين عليهم‌السلام فرموده‌اند: «صبرت و في العين قذي و في الحلق شجا»؟

 

پیروز باشید

توسط: Dalil Press در 17 آبان 1390

 

 

  می‌گویند:

«طبق يك تحقيق، مردم سرزميني مانند آمريكا به رغم داشتن دين ديگري غير از اسلام، 80 درصد رفتارها و عملكردهايشان منطبق با موازين اسلامي است. در اروپا اين انطباق بين 60 تا 70 درصد در نوسان است. اما در مورد ايران فقط 17 درصد را شامل مي شود».

نمونه هائي از شبهات مطبوعات از ارديبهشت 81 تا آبان 1381، ص 7

 

چه تحقيق عالمانه‌اي! چه پژوهش ژرفي! چه نكته سنجي‌هاي بي بديلي! خدا قوّت. چشم نخوريد. اگر ممكن است فعلاً براي خودتان چند تن اسفند در آب روان بريزيد!

خداوندا! به آن كه عقل ندادي چه دادي؟

 

  

 

توسط: Dalil Press در 17 آبان 1390

 

گفته‌اند:

«سومين ويژگي اين نحله [ملي ـ مذهبي ها] اصل انتخاب است. به اين معنا كه حاكميت از آن خداست. منتهي خدا حاكميت خود را به يك فرد يا طبقه يا گروه خاصي نداده، بلكه به عموم مردم اعطاء كرده است زيرا كه انسان جانشين و خليفه خداست... زمامداران حكومتي نماينده و وكيل مردمي‌اند كه جانشين پروردگارند. يعني آن مسئولان به طور مستقيم جانشين پروردگار نيستند، كه بگويند ما جانشين اماميم، امام جانشين پيامبر و پيغمبر جانشين خداست؛ نه، اين ها نماينده‌ي مردم‌اند و عامه مردم جانشين خدا هستند».

نمونه هائي از شبهات مطبوعات از ارديبهشت 81 تا آبان 1381، ص 6

جناب نويسنده!

شما به خاطر داريد كه خداوند در چه زماني خلافتش را به شما عطا كرده است؟

در حال حاضر هر يك از مردم چه درصدي از خلافت خدا را دارا هستند؟

راستي خلافتي كه شما داريد چند درصد خلافت خدا مي باشد؟

خداوندي كه ما مي‌شناسيم: خالق، رازق، سميع، بصير، قادر، عليم، محيي، مميت، شديد العقاب، غفّارالذنوب، ارحم الراحمين و... مي باشد. شما كه جانشين خدا در زمين هستيد آيا وي‍ژگي هاي خدا را دارا هستيد، يا ويژگي هاي شيطان را؟

شما تا به حال از كساني كه مي گويند: انسان خليفه‌ي خداست، نپرسيديد خليفه‌ي خدا بودن يعني چه؟

عزيز دلم! مگر نشنيدي كه گفته‌اند: «يارو رو تو ده راه نمي دادند سراغ خانه‌ی كدخدا رو مي گرفت»؟ يه مشت آدماي معلوم الحال رياست طلب، كه به هيچ رياستي دلشون خنك نمي شه، مدّعي جانشيني خدا شده‌اند. رياستي فوق همه‌ي رياست‌ها. تو هم از اونايي!؟

 

توسط: Dalil Press در 17 آبان 1390

 

آورده‌اند که:

«نمي‌توان صحبت از ادبيات عاميانه كرد ولي داستانهاي ديني رايج بين مردم را ناديده گرفت. اين داستانها كه زاييده فكر ابتدايي و ايمان راسخ مردم بوده‌اند گرچه پر از خرافه و تعصبند ولي غذايي هستند معنوي كه هنوز ميان مردم خاصه در روستاها طرفداران بسيار دارند».

گذري در ادبيات كودكان، ص 20 و 21

بر اين اساس:

داستان‌هاي ديني، داستان‌هاي عاميانه هستند.

داستان‌هاي ديني زاييده‌ي فكر ابتدايي بشر هستند.

داستان‌هاي ديني پر از خرافات و تعصّبند.

داستان‌هاي ديني، ميان مردم روستاها طرفداران بسيار دارند.

نويسندگان منوّرالفكر نفرموده‌اند: داستان‌هاي ديني مورد نظرشان همان قصّه‌هاي قرآني و قصّه‌هاي معصومين عليهم السلام مي‌باشد، يا قصه‌هاي: اميرارسلان نامدار و ليلي و مجنون و رستم و اسفنديار.