صفحه خانگی|افزودن به علاقه مندی ها
 
 
سایت مقالات » نقد آثار مربوط به معصومين در كتب درسي/ دبستان/ دوم/ قرآن/نقد پيشگفتار
تبلیغات

نقد آثار مربوط به معصومين در كتب درسي/ دبستان/ دوم/ قرآن/نقد پيشگفتار

  

فصل دوّم:

 

كتاب‌هاي دوّم دبستان

الف: آموزش قرآن:

1- چند نكته‌ي كوتاه در باره‌ي پيش‌گفتار

نقد و بررسي برخي عبارت‌هاي پيشگفتار

2- پيام قرآني: وَكُلوا وَاشْرَبوا ولاتُسْرِفوا

3- پيام قرآني: يا بُنَيَّ اَقِمِ الصَّلاةَ

4- پيام قرآني: وَما بِكُمْ مِنْ نِعْمَةٍ

5- پيام قرآني: هٰذا بَيانٌ لِلنّاسِ

6- پاداش صبر

7- پيام قرآني: اِنَّه لا يُحِبُّ المُسْرِفينَ

8- فتح مكّه

9- پيام قرآني: هَلْ جَزاءُ الْاِحسانِ

10- اصحاب فيل

11- پيام قرآني: وَ اللهُ يُحِبُّ المُحْسِنينَ

12- پيام قرآني: اَنِ اشْكُرْ لي وَ لِوالِدَيْكَ

ب: هديه‌هاي آسمان:

1- سلام! سلام

2- همه چيز از توست

3- مي‌خواهم وضو بگيرم

4- جشن تولد

5- به‌جاي پدر

6- در ميان كودكان

7- مي‌خواهم نماز بخوانم

8- مثل پيامبر

9- افطار شيرين

10- رهگذر مهربان

11- كودك دوست داشتني

12- جشن بزرگ

 

ج: فارسي - بخوانيم:

1- درس زيارت

2- اينجا حرم امام هشتم...

3- يك زيارتگاه و يك آرامگاه را نام ببر

 

فصل دوّم:

 

 

كتاب‌هاي دوّم دبستان

 

 

 

 

الف: آموزش قرآن:

 

 

 

چند نکته‌ی کوتاه در باره‌ی پیشگفتار[1]:

 

 در سطر 4: حكمت 391 «نهج البلاغه» تكرار شده است. براي بررسي آن مي‌توانيد به نقد پيش‌گفتار كتاب آموزش قرآن اوّل ابتدايي رجوع كنيد.

 

 در سطر 8: «فرزند، هديه و امانت الهي است كه خداوند مسئوليّت تربيت او را بر عهده‌ي پدر و مادر نهاده است.»

 

بر اساس آموزش از خاندان رسالت عليهم السلام مي‌گوييم: خداوند مسئوليّت تربيت فرزند را بر عهده‌ي وليّ او كه پدر و جدّ پدري‌اش مي‌باشند، نهاده است. پدر و جدّ پدري، مسئول حفظ و حراست از جان و مال و پرورش فرزند خود مي‌باشند نه مادران و مادربزرگان. زيرا مادر در برابر نگهداري و تربيت فرزندش مسئوليّت شرعي ندارد. او مي‌تواند حتّي بي‌هيچ دليل و بهانه‌اي، از شير دادن به فرزندش خودداري كند؛ تا چه رسد به مسؤوليّت تربيتش. (در حالي كه تأثيرات شير مادر در رشد فرزند، بر كسي پوشيده نيست.)

در جامعه‌ي كنوني ما، همان‌گونه كه داشتن جهيزيّه، براي عروس رسم شده است،[2]مسؤوليّت تربيت فرزندان نيز بيشتر متوجّه مادران مي‌باشد و بر اساس تبليغات نادرست و روزافزون رسانه‌ها... مادران، بيش از پدران نسبت به تعليم و تربيت فرزندانشان احساس مسؤوليّت مي‌‌كنند و كار به جايي رسيده كه بيشتر پدران ـ به جهت بي‌اطّلاعي از وظائف شرعي خودشان ـ مادران را مسؤول مستقيم همه‌ي امور فرزندشان مي‌دانند.

 

 در سطر 9: «شما والدين محترم، قسمتي از اين حقّ و مسئوليّت خويش را در اختيار اولياي مدرسه قرار داده‌ايد.»

 

مؤلّفان محترم حتماً شكسته‌ نفسي فرموده و از سر بزرگواري، تعارف مي‌كنند و يا اگر جسارت نباشد، شايد معناي تعليمات اجباري را نمي‌دانند. تعليمات اجباري ـ به‌‌ ويژه در مقطع ابتدايي ـ مفهوم ديگري دارد. تا جايي كه ما ديده و شنيده‌ايم، در جامعه‌ي امروز ما والدين، نقشي در انتخاب مدرسه، آموزگار، مربّي و موادّ درسي ندارند. گرچه اولياي دانش‌آموزان ـ پدران و اجداد پدري آنان ـ در برابر تك تك موارد ياد شده، مسؤولند. ولی ظاهراً از آنان به كلّي خلع يد شده است.

پدران و مادران براي ثبت نام فرزندانشان موظّفند به مدرسه‌اي كه آموزش و پرورش ناحيه تعيين كرده است، مراجعه كنند و انتخاب معلّم و مربّي بر عهده‌ي وزارت آموزش و پرورش است؛ نه اولياي دانش آموزان. كتاب‌ها و موادّ درسي نيز بر اساس سياست‌هاي كلان نظام و با در نظر گرفتن خواسته‌هاي نهادهاي بين المللي هم‌چون يونيسف و با توجّه به فرهنگ و رسوم اقوام و اديان و مذاهب مختلف داخلي تهيّه و تدوين مي شوند.

بنا بر آن چه گذشت، نهادهاي رسمي و قانوني هستند كه تعليم و تربيت فرزندان اين مرز و بوم را به‌دست گرفته‌اند تا هرگونه كه سیاست و مصلحتشان اقتضا كند، همان‌گونه رفتار كنند.

فرزندان ما با رفتن به مدرسه بيشتر وقت مفيد خود را در اختيار برنامه‌هاي آموزش و پرورش قرار مي‌دهند و والدين آنان هم بايد هماهنگ با برنامه‌ها حركت كنند و قسمتي از وقت و توان خود را صرف تأمين اهداف و سياست‌هاي آموزش و پرورش نمايند و اگر پدر يا مادري نسبت به مدرسه، معلّم، مربّي و موادّ درسي و يا برنامه‌اي معترض باشد، مي‌تواند شكوائيّه‌اي را تنظيم كرده و به هر وسيله‌اي كه ممكن باشد، به دست مسؤولان مربوطه برساند که البته معمولاً در بايگاني ثبت و نگهداری خواهد شد. ولي هرگز حق ندارد مانع آموزش فرزندش شود.

با توجّه به آنچه گفته شد، مسؤوليّت هيچ پدري با فرستادن فرزندش به مدرسه خاتمه نمي‌يابد، بلكه مسؤوليّتش بيشتر و سنگين‌تر مي‌شود. زيرا بايد مراقب رفتار و آموخته‌هاي فرزندش بوده و بر دوستان جديدي كه فرزندش در مدرسه پيدا كرده نظارت داشته باشد. چنين مسؤوليّتي امروزه از عهده‌ي بسياري از پدران خارج است[3] مگر افرادي انگشت شمار!

خلاصه اين كه: در دنياي امروز، والدين بايد با همه‌ي توان خود مراقب جسم و جان فرزندانشان بوده و اسباب پيشرفت آنان را فراهم كرده و دو دستي ميوه‌هاي دلشان را تقديم نظام‌هاي جهاني كنند تا دست پرورده‌هايشان مهره‌هايي باشند در ماشين عظيم سیاست و صنعت، و تكنولوژي جهان‌خواران!!

 

 در سطر 19: «كسي داراي سواد قرآني است كه مي‌تواند قرآن را بخواند، معناي عبارات و آيات ساده و پركاربرد آن را بفهمد و علاقه دارد به صورت مستمر و روزانه مقداري قرآن بخواند.»

 

براي نخستين بار با تعريف تازه‌اي از سواد قرآني روبرو شده‌ايم. با چنين تعريفي كه لابد عالمانه و جامع افراد و مانع اغيار است! مي‌توان گفت: اگر اعراب روي زمين، روزي چند آيه‌ي قرآن بخوانند، سواد قرآني‌شان تكميل شده و ما با دنيايي از مردمي كه همه سواد قرآني دارند مواجه خواهيم شد! و چه دنياي زيبايي پديدار مي‌گردد!!

 دانش قرآني، دانشي است وحياني كه تنها آموزگارش خداوند سبحان بوده و فراگيرانش اهل بيت رسالت عليهم السلام مي‌باشند. [4]

خداوند دانا و توانا دانش بي‌كران كتاب خود را وي‍ژه‌ي برگزيدگانش دانسته و به آنان تعليم فرموده و ايشان را حجّت‌هاي خود بر بندگانش قرار داده است. كسي نمي‌تواند بدون فراگيري از خاندان رسالت عليهم السلام مدّعي فهم حرفي از كتاب خدا باشد. پس آنچه به عنوان سواد قرآني ذكر شده است، آشنايي با زبان عربي است نه آشنايي با معاني و مفاهيم كتاب خدا.

اگر قرآن يك كتاب عربي ساده‌ي قابل فهم عموم بود، نيازمند اين همه مفسّر و درس و بحث و تأمّل و تفكّر و تدبّر نبود. اگر عبارت‌‌هايش براي كودكان قابل درك بود، اين همه اختلاف در آراي مفسّران پديد نمي‌آمد. كوسه و ريش پهن؟!

آيات ساده و پركاربُرد! طبقه‌بندي تازه‌اي از آيات كتاب خداست. ما پيش از اين با محكم و متشابه، عامّ و خاص، مطلق و مقيّد و ناسخ و منسوخ آشنا شده بوديم. ولي با تقسيم بندي: ساده و پركاربرد، ساده و كم كاربرد، پيچيده و پركاربرد... آشنا نبوديم. حتماً اين تقسيمات و طبقه‌بندي‌ها نتيجه‌ي تلاش قرآن‌پژوهان دفتر برنامه‌ريزي و تعريف كتب درسي است! و شاید براي آگاهي بيشتر بايد به پايگاه اينترنتي سازمان رجوع كرد!!

فهم واژه‌ها و آيات قرآني، در گرو آموزش آن‌ها از سوي مفسّران معصوم كتاب خداست نه در اثر تدبّر و تعقّل و تفكّر در واژه‌ها و آيات الهي.

اگر ما مخاطب كلام خدا بوديم[5] و قرآن با ما سخن مي‌گفت، هركس مي‌توانست به قدر فهمش از آن بهره ببرد. ولي وقتي قرآن صامت است و با ما سخن نمی‌گوید، باید از سخنگوی قرآن، یعنی خاندان رسالت علیهم السلام بیاموزیم.[6]

 

صفحه‌ي دوّم پيشگفتار، در سطر 8 به بعد: «در هر درس يكي از عبارات زيبا، كوتاه و حكمت‌آميز قرآن به نام پيام قرآني آمده است... غالباً مفهوم هر يك از پيام‌ها با مجموعه‌اي از تصاوير توضيح داده شده و از دانش آموزان خواسته شده است كه درباره‌ي مفهوم پيام، موضوع جديدي را نقاشي كنند يا چند جمله‌اي بنويسند... نبايد از آن‌ها انتظار پاسخ مشخصي را داشت، بلكه هر مطلب مناسبي را بيان كنند، مي‌تواند به نوعي پاسخ مطلوب باشد، از اين رو بايد پاسخ را پذيرفت و آن‌ها را تشويق كرد...»

صفحه‌ي چهارم پيشگفتار، در سطر 8: پيام قرآني: «از دانش آموزان بخواهيد پس از خواندن آيه و ترجمه پيام، درباره‌ي مفهوم آن به كمك تصاوير يا پرسش‌هايي كه در كتاب آمده است به صورت گروه‌هاي دو يا سه نفره با يكديگر گفت و گو كنند و مشورت كنند و سپس نظر خود را درباره‌ي پيام و مصاديق آن در زندگي خود، براي كلاس بيان كنند.»

 

بر پايه‌ي آنچه از كلام روشنگر خاندان رسالت عليهم السلام آموخته‌ايم، بر اين باور هستيم كه قرآن را بايد از قيّم و مبيّن و مفسّرش آموخت.[7] از آنان كه دانش كتاب را از خداوند دانا فراگرفته‌اند و سينه‌ي مطهّرشان جايگاه آيات روشن پروردگار است.[8]

ترديدي نيست كه اگر همه‌ي مسلمانان از صدر اسلام تاكنون، تمام عمر خود را صرف تفكّر و تعقّل و تدبّر در آيه‌ي: «اقيموا الصلوة»[9]مي‌كردند و با بحث و گفت و گوي عالمانه مي‌خواستند با بهره‌مندي از آيات ديگر قرآن، آن را تفسير كنند و نماز مورد خواست خدا را با حدود و مرزهاي الهي‌اش براي مردم بيان كنند، هرگز نمي‌توانستند. زيرا هيچ‌كس از آنچه خداوند تبارك و تعالي اراده فرموده، خبر ندارد؛ مگر اهل بيت رسالت عليهم السلام كه به تعليم خداوند سبحان، از اراده‌ي قادر يكتا باخبرند.

هيچ فقيه فرزانه‌اي بدون مراجعه‌ي به سنّت پيامبر و كلام و سيره‌ي راه‌گشاي خاندان رسالت عليهم السلام نمي‌تواند از آيه‌ي: «اقيموا الصلوة» نمازهاي شبانه روز، نماز آيات، نماز مسافر، نماز ميّت، نماز قضا، نماز قضاي پدر و مادر، نماز نذر و عهد و قسم، نماز عيد فطر و قربان، نماز جمعه و نمازهاي مستحبّي ديگر را با همه‌ي مقدّمات، مقارنات، واجبات، شكّيّات و مبطلات، استنباط كند و بي‌هيچ كم و زيادي آن را به مردم مسلمان برساند.

تبليغ واژه واژه‌ي قرآن، اختصاص به خاندان رسالت عليهم السلام دارد نه هيچ مسلمان ديگري. آن بزرگواران، گنجينه‌داران علوم الهي بوده و از هرگونه خطا و اشتباهي مصون مي باشند.

پيام‌هاي كوتاه و بلند و ساده و پيچيده‌ي قرآني را بايد از حافظان حدود الهي، تاليان كتاب الله و ترجمان وحي آموخت؛ آنان كه جملگي مصداق «ما ينطق عن الهوي»[10] بوده و لحظه‌اي از كتاب خدا جدا نمي‌‌گردند[11].

پيام‌هاي قرآني اگرچه در قالب عباراتي كوتاه باشند، اختصاص به كودكان ندارند؛ بلكه دانايان فرهيخته هم از درك مفاهيم آن‌ها  ناتوانند؛ مگر به تعليم خاندان عصمت و طهارت عليهم السلام.

عبارت: «يا بنيّ اقم الصّلوة»[12] گرچه عبارتي كوتاه به نظر مي‌آيد ولي بسيار سؤال برانگيز است. اگر نمازي را كه ما مي‌شناسيم از سوي خاندان رسالت عليهم السلام تبليغ نشده بود، چه كسي مي‌دانست نماز چيست؟ و اقامه‌ي نماز به چه چيز است؟ و ما امروز از اين پيام قرآني چه مفهومي را دريافت مي‌كرديم؟

واژه‌اي از كتاب خدا اگر توسط خاندان رسالت عليهم السلام تبليغ نشده و يا تبليغ آنان به دست ما نرسيده باشد، ناچاريم در برابر آن واژه سكوت كرده و هرگز بر اساس خواست خود ـ معقول و يا نامعقول ـ و رأي و نظر خويش تفسير و توجيه نكنيم؛ كه پيامبر رحمت احمد مختار صلي الله علیه وآله فرمود: «هر كه قرآن را با رأي و نظر خود تفسير كند، به خدا نسبت دروغ داده است.»[13]

 

 

ادامه‌ي مطلب
 


[1] "آموزش قرآن دوّم دبستان"، سال 1389 ، ص 1 پيشگفتار.

[2] نفقه‌ي زن ـ : خانه، اثاثيّه‌ي منزل، خوراك، پوشاك و درمان ـ بر عهده‌‌ي مرد اوست. بنابراين بر عهده‌‌ي داماد است كه جهيزيّه‌ي زندگي را فراهم كند نه عروس.

[3] پدران براي انجام مسؤوليّت خود بايد توان لازم را كسب كنند. همان گونه كه براي انجام واجبات ديگر خود را آماده كرده‌‌اند.

[4] " كافي"، ج 8، ص 2، ح 1: «... عن أبي‌عبدِاللهعليه السلام: ... قد اَنزَلَ اللهُ القرآنَ و جَعَلَ فيه تبيانَ كلِّ شيءٍ و جَعَلَ لِلقرآنِ و لِتَعَلُّمِ القرآنِ أهلاً، لايَسَعُ أهلُ عِلمِ القرآنِ الّذينَ آتاهُمُ اللهُ عِلمَهُ اَن يَأخُذُوا فيهِ بِهَوی و لا رَأی و لا مَقائيسَ، أغناهُمُ اللهُ عَن ذلكَ بِما آتاهُمْ مِن علمِهِ و خَصَّهُم بِه و وَضَعَهُ عِندَهُم، كِرامَةً مِنَ الله أكرَمَهُم بِها و هُم أهلُ الذّكر الّذينَ أمَرَ اللهُ هذِهِ الأمّةَ‌ بِسُؤالِهِم...

از حضرت صادق عليه السلام (نقل شده است): ... هر آينه خداوند قرآن را فرو فرستاد و در آن بيان هر چيزي را قرار داد و براي قرآن و فراگيري قرآن اهلي را مقرّر داشت. اهل علم قرآن كه خداوند علم آن را به ايشان داده نمي‌توانند (در بيان كتاب خدا) به دلخواه و رأي و قياس عمل كنند. زيرا خداوند به واسطه‌ي آنچه از علم قرآن به آنان داده و ايشان را به داشتن علم قرآن اختصاص داده و آن علم را نزد ايشان نهاده، از آن امور بي‌نياز گردانده است. (اين ويژگي) كرامتي است از سوي پروردگار كه ايشان را به واسطه‌ي آن گرامي داشته است و آنان (همان) اهل ذكري هستند كه خداوند اين امّت را به پرسش از ايشان امر فرموده است...».

[5] "كافي"، ج 8، ص 311، ح 485: «قال ابوجعفر عليه السلام... انّما يَعرِفُ القُرآنَ مَن خوطِبَ بِه ـ حضرت باقر عليه السلام فرمود: ... همانا قرآن را كساني كه مورد خطابش هستند، مي‌شناسند.»

[6] "بحارالانوار"، ج 23، ص 197، ح 29: «... قلتُ لأبي‌عبدالله عليه السلام: قوله تعالي: (هذا كِتابُنا يَنطِقُ عَلَيكُم بِالحقّ)؟ قال: إنّ الكتابَ لا يَنطِقُ ولكن محمّدٌ و اهلُ بَيتِهِ عليهم السلام هم الناطِقون بِالكتاب. ـ ابوبصير مي‌گويد: از امام صادق عليه السلام درباره‌ي قول خداي تعالي پرسيدم: (اين كتاب ما با شما به حق سخن مي‌گويد)؟ فرمود: كتاب خدا سخن نمي‌گويد؛ ولي محمّد و اهل بيت اوعليهم السلام هستند كه به كتاب خدا سخن مي‌گويند.»

[7] "بحار الانوار"، ج 38، ص 94، ح 10: «... قال رسول الله صلی الله عليه و آله: ... من ابتغي علمه عند غير عليٍّ هلك ـ پيامبر خدا صلی الله عليه و آله فرمود: ... هركس دانش قرآن را از كسي جز علي عليه السلام جويا شود، هلاك خواهد شد.»

[8] "بصائر الدّرجات"، ص 226، ح 11: «عن أبي‌جعفر عليه السلام في قولِ الله تعالي: "بَل هُوَ آياتٌ بيِّناتٌ في صدورِ الّذينَ أوتُوا العِلمَ" قال: نَحنُ الأئمَّةُ خاصَّةً ـ از حضرت باقر عليه السلام درباره‌ي (كساني كه به آنان دانش ـ قرآن ـ داده شد:) گفتار خداوند كه فرموده است: بلكه او (: قرآن) آيات روشني است در سينه‌هاي كساني كه به آنان علم داده شده است (پرسيده شد، آن حضرت) فرمودند: اختصاصاً ما امامان هستيم.»

[9] "قرآن مجيد"، سوره‌ي بقره، آيه‌ي 43.

[10] "قرآن مجيد"، سوره‌ي نجم، آيه‌ي 3.

[11] "كمال الدين و تمام النعمة"، ص 240: «... عن أميرالمؤمنين عليّ بن ابي‌طالب عليه السلام قال: إنّ الله تبارك و تعالي طهّرنا و عصمنا و جعلنا شهداء علي خلقه و حججاً في أرضه و جعلنا مع القرآن و جعل القرآن معنا لا نفارقه و لا يفارقنا ـ اميرالمؤمنين علي عليه السلام فرمود: همانا خداوند تبارك و تعالي، ما را پاك و معصوم و شاهد بر خلق خود و حجّت‌هايش در زمين قرار داد و ما را همراه قرآن و قرآن را همراه ما قرار داد. ما از قرآن جدا نمي‌شويم و قرآن هم از ما جدا نمي‌گردد.»

[12] "قرآن مجيد"، سوره‌ي لقمان، آيه‌ي 17.

 

ادامه‌ي مطلب