صفحه خانگی|افزودن به علاقه مندی ها
 
 
تبلیغات
نحوه نمایش مطالب: تاریخ | امتیاز | بازدیدها | نظرات | الفبایی

توسط: Dalil Press در 5 دی 1390

 

 

  جایگاه رقص:

 

«از جايگاه فرهنگي و ملي نيز رقص، پايكوبي و موسيقي، وسيله اي براي گذران اوقات فراغت و همچنين به عنوان يك ميراث ملي، بومي و قومي محسوب مي شود. در ميان طايفه‌هاي كرد و لر ايران، رقص و پايكوبي داراي جايگاهي سنتي و تاريخي است، در اين جشن‌ها زنان و مردان با هم مي‌رقصند و پوشش خود را نيز حفظ مي‌كنند... موسيقي و رقص وسيله‌اي براي پيشگيري از افسردگي در بين جوانان است. [همان طور] كه افرادي هم با روضه خواني و موسيقي غم انگيز درمان مي‌شوند.»

دكتر فرجاد، صداي عدالت، ص 3، 9/7/81

 

جناب دكتر! بالاخره اين رقص و پاي‌كوبي شما جايگاه فرهنگي و ملّي دارد يا جايگاه سنّتي و تاريخي؟ اين ناناي كردن شما يك ميراث ملّي است و يا ميراث بومي و قومي؟

جناب دكتر!! راستي چه كساني با روضه‌خواني درمان مي‌شوند؟ فكر نمي‌كنيد... .

 

 

 

توسط: Dalil Press در 5 دی 1390

 

آورده‌اند که:

   

« گلدهاژن، يك محقق آمريكايي، طي درخواستي خطاب به واتيكان، نوشته است: كليساي كاتوليك بايد براي رفع اتهام ضد يهودي بودن خود، متون انجيل چهارگانه را سانسور كند. وي در درخواست خود آورده است: 450 آيه با ويژگي ضد يهودي در انجيل وجود دارد كه بايد حذف شود.»

 

تو خود حديث مفصّل بخوان از اين مجمل

 

لابد مسلمانان هم بايد آيات ضدّ يهود را از قرآن حذف كنند و پس از اين نبايد در علوم پزشكي بحثي از انگل و ميكروب و ويروس باشد. چون ضدّيت با جانوران موذي شايسته نيست. 

 

 

 

توسط: Dalil Press در 17 آبان 1390

 

چنین گویند که:

 

«آرتور هاردينگ وزير مختار بريتانياي كبير بعدا در كتاب A Diplomat in the East خود درباره آن نوشته است: "اختيار تقسيم وجوه موقوفه "اود" در دست من، اهرمي بود كه با آن مي توانستم همه چيز را در ايران و عتبات بلند كنم و هر مشكلي را از ميان بردارم.»

سفراي بريتانيا به جهت معتمد بودن!! امناي پيروان اديان در سراسر دنيا مي‌باشند! براي اطّلاعات بيشتر به پاپ و خاخام و امراي سعودي و... مراجعه كنيد.

روسپي ها و جلّادان و سارقان حرفه اي، اداره‌ي موقوفات خود را به سفراي بريتانيا مي‌سپارند.

موقوفه‌ي كمپاني «هند شرقي» و موقوفه‌ي «اود» براي ترويج امور ديني و مذهبي مسلمانان تأسيس شده اند.

لابد بودجه‌ي اين موقوفات در مجلس عوام انگليس به صورت سرّي و محرمانه تعيين و تصويب مي‌گردد.

 

توسط: Dalil Press در 17 آبان 1390

 

 

  می‌گویند:

«طبق يك تحقيق، مردم سرزميني مانند آمريكا به رغم داشتن دين ديگري غير از اسلام، 80 درصد رفتارها و عملكردهايشان منطبق با موازين اسلامي است. در اروپا اين انطباق بين 60 تا 70 درصد در نوسان است. اما در مورد ايران فقط 17 درصد را شامل مي شود».

نمونه هائي از شبهات مطبوعات از ارديبهشت 81 تا آبان 1381، ص 7

 

چه تحقيق عالمانه‌اي! چه پژوهش ژرفي! چه نكته سنجي‌هاي بي بديلي! خدا قوّت. چشم نخوريد. اگر ممكن است فعلاً براي خودتان چند تن اسفند در آب روان بريزيد!

خداوندا! به آن كه عقل ندادي چه دادي؟

 

  

 

توسط: Dalil Press در 17 آبان 1390

 

گفته‌اند:

«سومين ويژگي اين نحله [ملي ـ مذهبي ها] اصل انتخاب است. به اين معنا كه حاكميت از آن خداست. منتهي خدا حاكميت خود را به يك فرد يا طبقه يا گروه خاصي نداده، بلكه به عموم مردم اعطاء كرده است زيرا كه انسان جانشين و خليفه خداست... زمامداران حكومتي نماينده و وكيل مردمي‌اند كه جانشين پروردگارند. يعني آن مسئولان به طور مستقيم جانشين پروردگار نيستند، كه بگويند ما جانشين اماميم، امام جانشين پيامبر و پيغمبر جانشين خداست؛ نه، اين ها نماينده‌ي مردم‌اند و عامه مردم جانشين خدا هستند».

نمونه هائي از شبهات مطبوعات از ارديبهشت 81 تا آبان 1381، ص 6

جناب نويسنده!

شما به خاطر داريد كه خداوند در چه زماني خلافتش را به شما عطا كرده است؟

در حال حاضر هر يك از مردم چه درصدي از خلافت خدا را دارا هستند؟

راستي خلافتي كه شما داريد چند درصد خلافت خدا مي باشد؟

خداوندي كه ما مي‌شناسيم: خالق، رازق، سميع، بصير، قادر، عليم، محيي، مميت، شديد العقاب، غفّارالذنوب، ارحم الراحمين و... مي باشد. شما كه جانشين خدا در زمين هستيد آيا وي‍ژگي هاي خدا را دارا هستيد، يا ويژگي هاي شيطان را؟

شما تا به حال از كساني كه مي گويند: انسان خليفه‌ي خداست، نپرسيديد خليفه‌ي خدا بودن يعني چه؟

عزيز دلم! مگر نشنيدي كه گفته‌اند: «يارو رو تو ده راه نمي دادند سراغ خانه‌ی كدخدا رو مي گرفت»؟ يه مشت آدماي معلوم الحال رياست طلب، كه به هيچ رياستي دلشون خنك نمي شه، مدّعي جانشيني خدا شده‌اند. رياستي فوق همه‌ي رياست‌ها. تو هم از اونايي!؟

 

توسط: Dalil Press در 17 آبان 1390

 

آورده‌اند که:

«نمي‌توان صحبت از ادبيات عاميانه كرد ولي داستانهاي ديني رايج بين مردم را ناديده گرفت. اين داستانها كه زاييده فكر ابتدايي و ايمان راسخ مردم بوده‌اند گرچه پر از خرافه و تعصبند ولي غذايي هستند معنوي كه هنوز ميان مردم خاصه در روستاها طرفداران بسيار دارند».

گذري در ادبيات كودكان، ص 20 و 21

بر اين اساس:

داستان‌هاي ديني، داستان‌هاي عاميانه هستند.

داستان‌هاي ديني زاييده‌ي فكر ابتدايي بشر هستند.

داستان‌هاي ديني پر از خرافات و تعصّبند.

داستان‌هاي ديني، ميان مردم روستاها طرفداران بسيار دارند.

نويسندگان منوّرالفكر نفرموده‌اند: داستان‌هاي ديني مورد نظرشان همان قصّه‌هاي قرآني و قصّه‌هاي معصومين عليهم السلام مي‌باشد، يا قصه‌هاي: اميرارسلان نامدار و ليلي و مجنون و رستم و اسفنديار.

 
قبلی بعدی
بالا