صفحه خانگی|افزودن به علاقه مندی ها
 
 
سایت مقالات » مطالب برای 23/04/1392
تبلیغات
نحوه نمایش مطالب: تاریخ | امتیاز | بازدیدها | نظرات | الفبایی

پيرزن و مشك آب - پيشگفتار1

توسط: Dalil Press در 23 تیر 1392

 

پيشگفتار

 آنچه را كه آورده‌اند

آنچه را كه نياورده‌اند

بی‌خبری از معارف دینی

سطحی‌نگری و ساده‌اندیشی

قیاس كردن دیگران با خاندان

پررنگ و كم‌رنگ جلوه دادن

تغییر و تحریف برخی از حقایق

خودداری از ارائه‌ی نشانی

اعتماد نابجا به آثار مكتوب

در پی اثبات خواسته‌ها

تحت تأثیر فرهنگ‌ها و تبلیغات ضدّ دینی

عدم شناخت مخاطبان خود

 نقدي بر نقل يك قصه

بررسی مفهومی قصّه

توضیح پیام‌ها

بررسي پيامهاي منفي

حاشیه‌ها

عنوان‌های قصّه

نگاهی به بافت قصّه

قصّه‌ی همگون

نقد و بررسي قصه

حواشي

نگاهي به بافت اين قصه

قصه‌هاي همگون ديگر

پيام‌هاي منفي مشترك

نتیجه

 

 

 

 

بسم الله الرّحمن الرّحيم

 

 

پيرزن و مشك آب 

  

  

پيشگفتار:

«قالَ رسولُ الله صلی الله علیه و آله: إنّي تاركٌ فيكُمُ الثَّقلينِ: كتابَ اللهِ و عِترتي أهلَ بَيتي، و إنّهُما لَن يَفتَرِقا حتّی يَرِدا عَليَّ الحوضَ، ما إن تمسَّكتُم بِهِما لَن تَضلُّوا _ پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: من دو چیز گرانسنگ را در میان شما باقی می‌گذارم: كتاب خدا و خاندانم اهل بیتم را؛ و آن دو هرگز از هم جدا نخواهند شد تا در كنار حوض (در قیامت) بر من وارد شوند؛ تا زمانی كه به آن دو چنگ زده‌اید، هرگز گمراه نخواهید شد[1]».

برای رهایی از گمراهی‌‌ها، راهی جز اطاعت از پیامبر رحمت صلی الله علیه و آله نیست. پیامبری كه اطاعت از او، اطاعت از خداوند تبارك و تعالی است.[2]

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله بارها مفهوم حدیث ثقلین را با عبارت‌های گوناگون، و در اجتماعات مختلف بیان فرموده‌اند: در عرفات، در غدیر خم،... و در روزی كه خواستار قلم و دوات شدند تا از خود نوشته‌ای بجای بگذارند.

بنا بر هدایت پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله، و ابلاغ آشكار و عمومی آن بزرگوار، تمسّك به قرآن و عترت، تنها راه رستگاری است. همان قرآن و عترتی كه لحظه‌ای از هم جدا نمی‌گردند؛ پس تمسّك به عترت پاك پیامبر علیهم السلام، همان تمسّك به قرآن است. زیرا گفتار و رفتار آن بزرگواران، تفسیر كتاب خدا بوده، و بنا به فرموده‌ی حضرت باری تعالی[3] : اطاعت از آنان، اطاعت از خدا و رسول‌الله صلی الله علیه و آله است.

گفتار و رفتار و اخلاق خاندان رسالت علیهم السلام بر اساس كتاب خدا و سنّت پیامبر صلی الله علیه و آله می‌باشد، و هیچ دوگانگی میان آن‌ها وجود ندارد. بنابراین، آثاری كه نقش‌آفرینان آن‌ها پیشوایان معصوم علیهم السلام می‌باشند، بخشی از سنّت به شمار آمده، و همه‌ی فرازهای آن آثار، از اهمّیت خاصّی برخوردارند. زیرا هرگونه عمل و یا عكس‌العملی از سوی معصومان علیهم السلام به منزله‌ی بخشی از سنّت، و یا تفسیری از كتاب خداست.

بی‌توجّهی و بی‌دقّتی در بیان قصّه‌ها و آثار مربوط به پیشوایان معصوم علیهم السلام، و كم و زیاد كردن آن‌ها به عنوان بازنویسی، ساده‌نویسی، تصویر پردازی، و یا گزینش بخشی كه مورد اتّفاق همه‌ی فرق باشد، نوعی تحریف كلام خدا و سنّت پیامبر اوست.

توضیح و تفسیرهای ناشیانه، و به دور از شأن و منزلت پیشوایان معصوم علیهم السلام _ با نادیده گرفتن دانش گسترده و فراگیر، و مأموریت ویژه‌ی الهی، و عصمت و پاكدامنی آن بزرگواران _ در مقدّمه و یا در پایان قصّه‌ها و آثار، انحرافات بسیاری را در عقیده و رفتار و اخلاق جامعه‌ی اسلامی ایجاد كرده است.

به عنوان نمونه اگر در قصّه‌ی جانسوز غصب خلافت حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام[4] بر اين اعتقاد باشيم كه آن حضرت پس از غصب خلافتش با غاصبان حق خود بیعت كرده و مشاور آنان در امور جاری حكومتشان بوده است، ناگزیر برای توجیه اين عملكرد حضرتش، باید چنین تحلیلی داشته باشیم كه: نوپایی اسلام، لزوم حفظ وحدت مسلمانان و وضعیت یهودیان مدینه، و احتمال خطر حمله‌های خارجی سبب شد تا حضرت علی علیه السلام برای حفظ اسلام! (اسلام منهای قرآن و عترت) و مسلمانان، با غاصبان كنار آمده و راهنمای آنان باشد ـ و چنین تحلیل نادرست و نابجایی دستاویز خوبی برای سازش‌كاران دنیاپرست، و حاشیه‌نشینان دربار در طول تاریخ خواهد بود ـ .

امّا اگر در ماجراي مذكور، بر این حقيقت باشیم كه: «حضرت علی علیه السلام به درخواست دخت گرامی پیامبر خدا صلوات الله عليهما، و همراه ایشان پس از غصب خلافت و فدك، براي يافتن تنها چهل مرد، شب‌ها به در خانه‌های مهاجر و انصار می‌رفتند و از آن‌ها برای احقاق حقّ خود بیعت به مرگ می‌گرفتند؛ ولی مهاجر و انصار بیعت‌شكنی می‌كردند»، در اين صورت، تاریخ را چنين تحلیل خواهیم كرد كه: حضرت مولای متّقیان حیدر كرّار علیه السلام با نداشتن یار و یاور حقّش غصب شد؛ و اگر از میان مهاجر و انصار فقط چهل تن او را یاری می‌كردند، غاصبان را از اریكه‌ی قدرت به زیر می‌كشید، و زمین خشكیده را از خونشان سیراب می‌كرد. زیرا نه ترسی از دشمنان داخلی بود، و نه وحشتی از دشمنان خارجی، و نه ملاحظه‌ی نوپایی اسلام؛ كه اگر چنین ملاحظه‌ای سزاوار بود، پیامبر خدا صلی الله علیه و آله از جنگ بدر و احد خودداری می‌كردند.

و نيز اگر در ماجراي غصب خلافت بگوییم كه: پیامبر اسلام امر حضرت حق را به وصی برگزیده‌ی الهی خود چنین ابلاغ فرموده بود: «یا علی! تو همانند كعبه‌ای، و مردم باید (برای سپردن امر حكومت و ولایتشان) به سوی تو بیایند، نه تو (برای عهده دار شدن امر حكومتشان) به سوی مردم (رفته و از آنان درخواست كمك و یاری كنی)»؛ آنگاه تاریخ را این‌گونه تحلیل خواهیم كرد كه: چون فرهنگ جاهلی[5] عرب به كلّی رنگ نباخته بود، مسلمانان پس از رحلت پیامبر خدا صلی الله علیه و آله، همه از اسلام رویگردان شده، و به شعارهای جاهلی پرداختند و فرمایش خداوند سبحان در قرآن، تحقّق خارجی یافت؛ آن‌جا كه فرموده است: «آیا اگر (پیامبرتان) بمیرد یا كشته شود، شما به گذشته‌هایتان _ شرك و بت‌پرستی _ باز می‌گردید»[6] و پس از گذشت بیست و پنج سال از حكومت غاصبان، و بعد از مرگ عثمان، به علّت حیف و میل اموال عمومی، و نابرابری‌های اقتصادی و سیاسی، برای اجرای عدالت به در خانه‌ی حضرت علی علیه السلام هجوم آوردند، و امام علیه السلام بنا به فرموده‌ی پیامبر صلی الله علیه و آله، زمام امورشان را بدست گرفت.

 


[1]_ "احتجاج طبرسي"، ج 2، ص 487، ح 328.

[2]_ "قرآن مجيد"، سوره‌ی نساء، آیه‌ی 80: «و مَن يُطِعِ الرَّسول فَقد أطاعَ اللهَ _ و هر كه رسول خدا را اطاعت كند، همانا خدا را اطاعت كرده است».

[3]_ "قرآن مجيد"، سوره‌ی نساء، آیه‌ی 59: «... اطيعوا الله و اطيعوا الرّسول و اولي الامر منكم _ خدا را اطاعت كنید و از پیامبر و صاحبان امرتان پیروی نمایید.» فرازی از زیارت جامعه‌ی كبیره: «مَن أطاعَكم فَقد أطاعَ الله _ هر كه شما را اطاعت كند، همانا خداوند را اطاعت كرده است».

[4]_ امیرالمؤمنین علی علیه السلام تنها كسی بود كه علم و فهم و پاكدامنی رسول‌الله صلی الله علیه و آله را دارا بود، و خلافت پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله نیز حقّ الهی و مسلّم آن حضرت بود كه توسّط منافقان و مشركان غصب شد، و غاصبان، عنوان «خليفة الرسول» را كه به اختصار «خلیفه» گفته می‌شد به خود نسبت دادند. و چه نسبت ناروا و چه دروغ بزرگی!!

[5]_ فرهنگ شرك و بت‌پرستی.

[6]_ "قرآن مجيد"، سوره‌ی آل‌عمران، آیه‌ی 144: «أفإن مات أو قتل انقلبتم علی أعقابكم...».