صفحه خانگی|افزودن به علاقه مندی ها
 
 
سایت مقالات » پيرزن و مشك آب - پيشگفتار1
تبلیغات

پيرزن و مشك آب - پيشگفتار1

توسط: Dalil Press در 23 تیر 1392

 

 

پيشگفتار

 آنچه را كه آورده‌اند

آنچه را كه نياورده‌اند

بی‌خبری از معارف دینی

سطحی‌نگری و ساده‌اندیشی

قیاس كردن دیگران با خاندان

پررنگ و كم‌رنگ جلوه دادن

تغییر و تحریف برخی از حقایق

خودداری از ارائه‌ی نشانی

اعتماد نابجا به آثار مكتوب

در پی اثبات خواسته‌ها

تحت تأثیر فرهنگ‌ها و تبلیغات ضدّ دینی

عدم شناخت مخاطبان خود

 نقدي بر نقل يك قصه

بررسی مفهومی قصّه

توضیح پیام‌ها

بررسي پيامهاي منفي

حاشیه‌ها

عنوان‌های قصّه

نگاهی به بافت قصّه

قصّه‌ی همگون

نقد و بررسي قصه

حواشي

نگاهي به بافت اين قصه

قصه‌هاي همگون ديگر

پيام‌هاي منفي مشترك

نتیجه

 

 

 

ملاحظه فرمودید كه در نقل یك قصّه به شكل‌های مختلف، با چه مسائلی روبرو خواهیم بود؛ و این تازه بخشی از فجایع تحریف دین خداست.

آنچه بیش از هرچیز نیاز به تأمّل و دقّت فراوان دارد، شناسایی درست گفتار و رفتار و اخلاق پیامبر و عترت پاك او علیهم السلام است؛ زیرا سنّت آن بزرگوراران، مفسّر و بیانگر حقیقی و راستین كتاب خداست؛ و پیروی از راه و روشی غیر از آن، مخالفت آشكار با قرآن است.

با كمال تأسّف، سنّت غاصبان خلافت علوی، راهنمای جمع زیادی از مسلمانان دیروز و امروز است، و پیروانشان بخاطر عمل به سنّت آن‌ها، آیات محكمات قرآنی را نادیده گرفته، و اطاعت خدا و رسولش را فراموش كرده‌اند.

دشمنان قسم‌خورده‌ی اسلام، اهمّیت نقش عترت پاك پیامبر علیهم السلام در زنده نگه‌داشتن اسلام محمّدی و سنّت نبوی را با همه‌ی وجود خود حس كرده، و باور داشتند كه با حضور فعّال و چشمگیر آن حضرات در جامعه، اسلام آسمانی قابل تحریف و دگرگونی نیست؛ به همین جهت بر آن شدند تا پس از درگذشت آخرین پیام‌آور الهی، عترت او را با تبلیغات همه جانبه و مخالفت‌ها و درگیری‌های خونین، از متن اسلام حذف كرده و از نشر آثار پیامبر‌خدا صلی الله علیه و آله[7] در وصف و فضائل آنان جلوگیری نمایند؛ و ناقلان و راویان آثار آن حضرت را اگرچه ابوذر غفاری ـ صحابه‌ی گرانقدر و راستگوی پیامبر ـ باشد، با تازیانه ادب كنند، و شعار ابن‌ملجم  ـ كه لعنت خدا بر او باد ـ  درست همان فریادی بود كه از غاصبی سنگ‌دل برخاست؛ آنگاه كه پیامبر‌خدا صلی الله علیه و آله می‌خواست برای جلوگیری از گمراهی امّتش چیزی بنویسد.[8]

غاصبان ستم‌پیشه، وقتی مبارزات و تلاش‌های فراوان خود را در خاموش كردن نور خدا و جلوگیری از نشر آثار پیامبر صلی الله علیه و آله درباره‌ی عترتش كار‌آمد ندیدند، و دریافتند كه اخبار و آثار بی‌شماری از آن حضرت سینه به سینه نقل شده است، ترفند دیگری به‌كار برده و كارخانه‌های حدیث‌سازی به راه انداختند، و آثار گمراه كننده‌ای را در قالب‌های زیر ارائه كردند:

1-  آنچه در نكوهش غاصبان، از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیده بودند، همانندش را در شأن خاندان پیامبر علیهم السلام جعل كردند.

2-  فضائلي را كه پیامبر در شأن خاندان پاكش علیهم السلام فرموده بود، برای غاصبان و یاوران دین‌ستیزشان نقل كردند.

3-  آنچه را كه در برتری عترت پیامبرخدا علیهم السلام بیان شده بود، تعميم داده و برای دیگران نیز نقل كردند.

4-  اگر حدیثی را افراد مختلفی نقل كرده و راهی برای انكار آن وجود نداشت، با تغییراتی ‌ـ از قبیل كم و زیاد كردن، نقل به معنا آوردن، و پس و پیش كردن عبارت‌ها ـ آن را رواج دادند.

5-     احادیثی را كه قابل تغییر و كتمان نبود، لفظ آن را ذكر كرده و معنایش را تغییر دادند.

6-  برای متّهم كردن عترت پاك پیامبر علیهم السلام به اشتباه و خطا، و تبرئه‌ی خود از گناهان و خطاهای فراوان، احادیث بسیاری جعل كردند.

7-  در برتری جایگاه عترت پیامبر علیهم السلام، روایاتی را كه نشان از غلوّ داشت، جعل كردند تا پیروان و شیعیان خاندان عصمت و طهارت را غالی بنامند.

8-  پیامبر خدا صلی الله علیه و آله از سوی خالق سبحان مأموریت یافت تا عترت پاكش را اهل‌ ذكر معرفی كرده و بر همه‌ی امّـت اسلام واجب كند تا براي یافتن پاسخ هر مسئله‌ای به آنان رجوع كنند. ولی در آثار ساختگی غاصبان، امّـت اسلام در رجوع به قرآن، اجماع، قیاس و همه‌‌ی اصحاب (از مؤمن و منافق و مشرك) سفارش شده‌اند.

9-  در آثار حدیث‌سازان پیروان سقیفه ناشناخته‌ترین افراد در میان امّـت اسلام[9]، عترت پاك پیامبرخدا علیهم السلام می‌باشند. كسانی كه پیامبرخدا صلی الله علیه و آله در همه وقت و همه جا در ابلاغ ولایت، امامت و مودّت آنان كوشیده و ولایت آنان را اساس دین برشمرده است.

10-اگر پیامبر عظیم‌الشّأن اسلام صلی الله علیه و آله فرمودند: «أناَ مدينة العلمِ و عليٌّ بابها فمَن أرادَ المدينةَ و الحِكمةَ فليَأتِها مِن بابِها ـ من شهر علمم و علی دروازه‌ی آن. پس هر كه خواهان شهر علم و حكمت است، باید از دروازه‌ی آن بیاید[10]»، غاصبان حقّ علوی حدیث جعل كردند كه پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرموده است: «أُطلُبُوا العلمَ ولو بِالصّينِ – علم را بیابید گرچه در چین باشد[11]».

   پیروان و دوستداران ولایت علوی در تاریخ پرحادثه‌ی خود، همیشه مورد تهاجم فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و نظامی شب‌پرستان بوده و با مجاهدت‌های دلیر مردانی چون: مالك، مقداد، عابس، حبیب، هشام، زراره، دعبل، حسین بن روح، محمّد بن نعمان، میرحامد حسین و علاّمه‌ی امینی به مقابله‌ی با دشمنان برخاسته، و سدّی استوار در سر راه متجاوزان بنا كرده‌اند.

فرزانگانی كه با همه‌ی توان خود، به پاسداری از مكتب اهل‌بیت عصمت و طهارت علیهم السلام پرداخته‌اند،  با بررسی مآخذ انكار ناپذیر پیروان سقیفه، به فضائل و مناقبی از اهل بیت پیامبر علیهم السلام دست یافته و از آن‌ها برای خلع سلاح دشمن خود سود جسته‌اند‌ ـ گرچه در كنار هر فضیلتی عبارت و یا نكته‌ی زهرآگینی وجود دارد ـ و كتاب‌ها و مقاله‌هایی به رشته‌ی تحریر درآورده‌اند؛ ولی پیروان سقیفه با كینه‌توزی ویژه‌ای كه دارند در حال حاضر نیرنگ تازه‌ای به‌كار برده و در چاپ‌های جدید، مآخذ مذكور را با تحریفات آشكار‌ آورده و سندهای گویا را حذف می‌كنند. و در جایی كه از حذف سند ناتوان باشند می‌گویند: این احادیث و اخبار به دست پیروان مكتب اهل‌بیت در كتاب‌های ما درج شده است.

شگفت‌آور است كه پیروان كوردل سقیفه از كینه‌توزی با خاندان رسالت علیهم السلام، امانتدار علمای خودشان هم نیستند!!

باید توجّه داشت كه نقل مناقب اهل بیت علیهم السلام از كتاب‌های پیروان سقیفه، شیوه‌ای است برای مبارزه با منكران فضائل و مناقب آن بزرگواران؛ نه راه و روشی در آموزش معارف حقّه‌ی دینی. ولی متأسّفانه امروزه بسیاری از مبلّغان و مروّجان مذهبی، بدون هیچ دقّت و اندیشه‌ای به نقل فضائل و مناقبی از پیشوایان معصوم علیهم السلام می‌پردازند كه بیشتر آن‌‌ها ساخته و پرداخته‌ی جاعلان منافق است.

دشمنان كینه‌توز اسلام و ولایت علوی، با پشتوانه‌ی كفر جهانی، و با بهره‌مندی از رسانه‌های گروهی، هر روز و هر ساعت برای نابودی اسلام و مسلمانان ـ به ویژه شیعه و مكتب خونبار تشیع ـ طرحی نو ارائه كرده، و پیروان و دوستداران آل الله علیهم السلام را هدف قرار داده‌اند. و چه ساده‌اندیشی است كه آنچه از مآخذ و منابع مختلف به دست ما می‌رسد، بدون بررسی و بازنگری، به دیگران منتقل كنیم.

كسی كه می‌خواهد نكته‌ای از فضیلت‌های پیشوایان معصوم علیهم السلام را برای مردم  بازگو كند، باید با معارف گسترده و همه جانبه‌ی شیعی آشنا بوده و اصل امامت را با دلیل و برهان پذیرفته، و از ترفندهای مخالفان و منكران آگاه باشد؛ و اضافه بر آن، توان بررسی مآخذ و اسناد آن‌ها را داشته و با زبان آن‌ها بیگانه نباشد. زیرا ژرف‌نگری در قصّه‌ها و فرازهای زندگی پیشوایان معصوم علیهم السلام كمتر از تفقّه و موشكافی در اخبار فقهی و مسائل شرعی متداول نیست. چرا كه بسیاری از این قصّه‌ها ـ بلكه همه‌ی آن‌ها ـ شالوده‌ی اعتقادی، معرفتی، اخلاقی و رفتاری شیعیان و دوستداران آن بزرگواران را تشكیل می‌دهد كه بی‌تردید، از احكام و وظائف روزمرّه،‌ از اهمّیت بیشتر و جایگاه برتری برخوردار می‌باشد.

فرازهای برگزیده از آثار مربوط به پیشوایان معصوم علیهم السلام كه بیشتر آن‌ها از مآخذ و منابع پیروان سقیفه انتخاب شده است!! از ویژگی‌های زیر برخوردار است:

 

آنچه را كه آورده‌اند:

·         معرّفی شناسنامه‌ای پیشوایان معصوم علیهم السلام به شكلی كوتاه و به‌دور از ادب دینی.

·     تأكید بر نقش سازنده‌ی والدین حجّت‌های الهی در تعلیم و تربیت، و رشد فزاینده‌ی فرزندانشان ـ آنان كه دست‌پرورده‌ی حق بوده، و علم و قدرت و عصمت‌شان، همه از فضل پروردگار است ـ .

·    القاب آسمانی پیشوایان معصوم علیهم السلام همچون: باقر، صادق، كاظم و رضا علیهم السلام را نسبت‌های مردمی دانستن.

·    تأكید بر امور بشری برگزیدگان الهی علیهم السلام؛ همان اموری كه در مردم بسیاری یافت می‌شود، مانند: ساده‌زیستی ـ در پوشاك، خوراك و مسكن ـ ، مبارزه با ستم و ستمكاران، دوست داشتن كودكان، سلام كردن به بچّه‌ها، با همه‌كس مهربان بودن ـ و در نظر نداشتن مرزهای ایمان و كفر و شرك و نفاق ـ ، ایثار برای خلق، خدمت برای خلق، بازی كردن در كودكی ـ تأكید بر همانند بودن برگزیدگان الهی علیهم السلام با دیگران ـ ، كمك به نیازمندان، بخشش به دشمنان ناسزاگو ـ لابد برای هوادار ساختن آن‌ها و رفع تهمت از معاویه كه هواداران حجّت‌های الهی را با پول می‌خرید ـ ، صبوری در برابر دشمنی‌ها ـ و خودداری از دفاع تا كسی به دفاع از آن بزرگواران برنخیزد و دشمنانشان را متّهم به شرك و كفر نكند ـ .

·    حجّت‌های الهی را الگو دانستن؛ كه دیگران باید از آنان سرمشق بگیرند نه آن‌كه اطاعت و پیروی از ایشان واجب و ضروری است.

·         تلفیق چند قصّه با هم برای تأمین اهداف مورد نظر.

·         ترویج نسبت‌های دروغی كه پیروان سقیفه به حجّت‌های الهی علیهم السلام داده‌اند.

·         نقل پیام‌هایی از حجّت‌های الهی علیهم السلام كه در راستای پیام‌های معروف جهانی است.

·         نقل پیام‌هایی كه در راستای اهداف مؤلّفان است؛ مانند: تأكید بر نماز، قرآن، انفاق، راستگویی...

·         تحریف تاریخ پیشوایان معصوم علیهم السلام كه تحریف تاریخ اسلام محمّدی است.

·         نقل همانند تاریخ عترت پاك پیامبر علیهم السلام با تاریخ رهبران نهضت‌های مردمی.

·         بی‌دقّتی در برابر گفتار و رفتار معصومان علیهم السلام.

·         به تصویر كشیدن چهره‌های معصومان علیهم السلام ـ برای زمینی معرّفی كردن ایشان ـ .

·         مهم جلوه دادن برخی مسائل برای كمرنگ شدن مسائل اساسی دیگر.

 


[6]_ "قرآن مجيد"، سوره‌ی آل‌عمران، آیه‌ی 144: «أفإن مات أو قتل انقلبتم علی أعقابكم...».

[7]_ وقایع تاریخ اسلام كه عترت پیامبر صلی الله علیه و آله در آن‌ها نقش اساسی داشتند و عملكرد‌های پیامبر صلی الله علیه و آله در رابطه با عترتش و گفتارهای روشنگر رسول‌الله صلی الله علیه و آله در معرفی خاندان رسالتش .

[8]_ پیامبر خدا صلی الله علیه و آله تا آخرین لحظه‌ی حیات، هیچ اثر مكتوبی به خطّ خود نداشت، و خواسته بود تا تنها اثری كه از او به جای می‌ماند، امر رجوع به اهل بیت و تمسّك به عترتش علیهم السلام باشد كه با مخالفت و كارشكني عمر روبرو شد. همو كه همچون معاویه، قرآن را در برابر عترت پیامبر علیهم السلام علم كرد و فریاد زد: قرآن، ما را بس است ـ حسبنا كتاب الله ـ .

[9]_ همچون امیرالمؤمنین علی علیه السلام در قصّه‌ی: «مرد ناشناس» كه فردی ناشناخته است و حسنین عليهما السلام در قصّه‌ی «پیر و كودكان».

[10]_ "مصباح الزّائر"، ابن طاووس، ص 446.

[11]_ "روضة الواعظين"، ج 1، ص 53، ح 46. ـ شاید برای دوركردن امت اسلام از در خانه ی امیرالمومنین علی علیه السلام جعل كرده باشند. ـ

 

 

ادامه 

 

 

بازدید کننده عزیز, شما هنوز به عضویت سایت در نیامده اید.
پیشنهاد می کنم در سایت ثبت نام کنید و یا وارد سایت شوید.