صفحه خانگی|افزودن به علاقه مندی ها
 
 
سایت مقالات » پيرزن و مشك آب - حواشي
تبلیغات

پيرزن و مشك آب - حواشي

 

پيشگفتار

 آنچه را كه آورده‌اند

آنچه را كه نياورده‌اند

بی‌خبری از معارف دینی

سطحی‌نگری و ساده‌اندیشی

قیاس كردن دیگران با خاندان

پررنگ و كم‌رنگ جلوه دادن

تغییر و تحریف برخی از حقایق

خودداری از ارائه‌ی نشانی

اعتماد نابجا به آثار مكتوب

در پی اثبات خواسته‌ها

تحت تأثیر فرهنگ‌ها و تبلیغات ضدّ دینی

عدم شناخت مخاطبان خود

 نقدي بر نقل يك قصه

بررسی مفهومی قصّه

توضیح پیام‌ها

بررسي پيامهاي منفي

حاشیه‌ها

عنوان‌های قصّه

نگاهی به بافت قصّه

قصّه‌ی همگون

نقد و بررسي قصه

حواشي

نگاهي به بافت اين قصه

قصه‌هاي همگون ديگر

پيام‌هاي منفي مشترك

نتیجه

 

 

* ایفای نقش گوسفند:

قصّه‌پرداز، خود بر این باور بوده كه امیرمؤمنان علی علیه السلام هیچگاه در زندگی خود بازی نكرده و نقش حیوانی را ایفا نكرده است و این باور خود را در شگفت‌زدگی قنبر بروز داده است. قنبر غلام امیرمؤمنان است. او در زندگی روزمرّه‌ی مردم شاهد صحنه‌هایی از بازی كردن پدران با فرزندانشان بوده است. اگر هم در میان مردم رسم بوده كه نقش حیوانی را برای فرزندانشان ایفا كنند، او شاهد چنین عملی از سوی علی بن ابی طالب علیه السلام نبوده است و حضرتش تا آن زمان هرگز برای فرزندان معصوم و غیر معصوم خود چنین نقشی را ایفا نكرده بود وگرنه تعجّب جناب قنبر معنا و مفهومی نداشت.

ممكن است كسی بگوید كه باید با كودكان رفتار كودكانه داشت. ما هم بر همین باوریم ولی مفهوم رفتار كودكانه این است كه آنها را عاقل و خردمند ندانیم و از ایشان توقّعات بی‌جا نداشته باشیم. نه آن كه ما هم به جمع كودكان بپیوندیم و هرچه اقتضای كودكی است انجام دهیم. علاوه بر آن كه رفتار كودكانه غیر از رفتار حیوانات است.

ایفای نقش حیوانات زینده‌ی قصّه‌پرداز  و هم نواهای اوست. آنها در همه‌ی امور زندگی خود نقش حیوانات را ایفا می‌كنند. آنها از انسان بودن خود گریزانند.

امیر علیه السلام به آسودگی می‌توانست با نقل قصّه‌ای راست و درست با زبان كودكانه از زندگی مردم جامعه‌ی خود كودكان را شاد كند و به آنها ده‌ها درس بیاموزد و نیازی به بع بع كردن و چهار دست و پا رفتن نداشت. اجرای نقش حیوانات در مرام كسانی است كه انسان‌ها را حیوان ناطق می‌دانند نه خلقی مستقل با روحی الهی و ملكوتی. مگر فراموش كرده‌اند كه انسان از شگفتی‌های جهان آفرینش است؟ و مگر نمی‌دانند كه خدا هرگز پس از خلق حیوانات مختلف نفرموده است: «فتبارك الله أحسن الخالقین[1]»؟ آری انسان اشرف موجودات بوده و مورد خطاب و امر و نهی پروردگار است. او اختیار دارد تا كرامت انسانی را از خود بروز دهد و یا در ردیف پست‌تر از حیوانات درآید. اختیار با اوست. چنین خلقی شباهت به هیچ حیوانی ندارد و سرگذشت هیچ حیوانی برایش پندآموز نیست و از هیچ حیوانی الگوبرداری نمی‌كند.[2]

 

* خنداندن كودكان:

نخست از خود می‌پرسیم: خنداندن كودكان به خودی خود چه ارزش و اعتباری دارد؟ آیا كودكان با خندیدن به مراحلی از رشد انسانی دست پیدا می‌كنند؟ آیا خندان بودن كودكان از ضرورت‌های زندگی آنان است؟ آیا دلشاد بودن با خندیدن برابر است؟ آیا كسانی كه می‌خندند غمی ندارند؟ آیا خندیدن و خنداندن یك حركت مثبت و پسندیده است؟ اگر كودكی نخندید غمگین است؟ آیا زدودن گرد غمی كه از گرسنگی پدیده آمده راهی جز سیر شدن دارد؟

اگر پاسخ همه‌ی پرسش‌های بالا در باور شما منفی است، این را هم بدانید كه خندیدن دل را می‌میراند. دلی كه باید زنده و بیدار باشد تا بفهمد. از این رو كسی صدای خنده‌ای از پیشوایان معصوم علیهم السلام در همه‌ی عمر شریفشان نشنیده است و كسانی كه خنده را برای خود نمی‌پسندند چگونه دست به كاری می‌زنند تا دیگران بخندند؟

 

* ... بدست آوردن ثواب[3]:

امام هدفی جز خندان... نداشت:

هدف مقدّس امام در تمام حركات و سكناتش رضای خداوند سبحان است. او از هرچه خدا خشنود می‌شود آن را می‌خواهد. برای رضای خدا مژه بر هم می‌زند و برای خشنودی او جان بر كف می‌نهد. امام برتر از بهشت و آنچه در آن است می‌باشد. او جز در راه تقرّب به رضای حق گام برنمی‌دارد. حال چگونه است كه سید الأوصیاء علی مرتضی علیه السلام در پاسخ پرسش قنبر فرموده: «... و من دوست داشتم وقتی از نزدشان خارج می‌شوم همراه سیر شدن خندان باشند. سببی غیر از آن برای رفتارم نیافتم.»؟!

 

حواشي:

·    قصّه‌ی مذكور در كتاب «سیمای قنبر، غلام با وفای علی علیه السلام» نوشته: محمّد محمّدی اشتهاردی، همچون قصّه‌ی پیشین با تغییراتی آمده است. و شما با بازگشت به متن قصّه و ترجمه‌ی آن دگرگونی‌های انجام شده را بهتر درك می‌كنید.

 

به فرازهایی از دگرگونی‌ها توجّه كنید:

«علی (ع) از راهی عبور می‌كرد... در راه چشم علی به زنی افتاد... برای آسوده كردن آنان، دیگی... روی آتش گذاشته بود... علی (ع) با مشاهده این وضع، بسیار ناراحت شد و به قنبر فرمود: عجله كن برویم منزل... اندكی خرما و انبانی آرد و مقداری روغن و برنج... با دست خود به بچّه‌ها داد تا سیر شدند، سپس مانند گوسفند دو دست و زانوان خود را به زمین گذاشت... و چند بار گفت: «بع؛ بع؛ بع» بچّه‌ها نیز یاد گرفتند و مانند آن جناب بع بع می‌كردند و می‌خندیدند... قنبر عرض كرد:... اجازه ندادید من بردارم، بخاطر رسیدن به ثوابش بود، امّا تقلید از گوسفندان برای چه بود!! حضرت فرمود:... خواستم كه هنگام جدا شدن، هم آن‌ها سیر شده باشند و هم خنده بر لب داشته باشند!![4]».

با توجّه به بررسی‌های انجام شده در پیام‌های منفی دو قصّه، نیازی به توضیح تغییرات انجام شده در بالا نیست. و با عنایت به اینكه مؤلّف محترم عبارت‌های فوق، روحانی سرشناسی بوده، چنین غفلتی از او نشانگر آن است كه غفلت و بی‌توجّهی در معارف شیعی اختصاص به قشری از اقشار جامعه‌ی اسلامی ما ندارد. بلكه یك بلای عمومی بوده و نیازمند هشدارهای پی در پی از سوی حق‌باوران دلسوز و مجاهد است.

·    عنوان قصّه در كتاب سیمای قنبر... «سایه‌ی علی علیه‌السلام» می‌باشد. و نویسنده‌ی مرحوم چون در صدد بیان شخصیت جناب قنبر رضوان الله تعالی علیه بوده او را هنگام همراهی با امیرمؤمنان علی علیه السلام، سایه‌ی حضرت قلمداد كرده است. و این تشبیه درستی نیست. زیرا رفتار قنبر در این قصّه هیچ شباهتی با حضرت نداشته است. و اگر بخواهیم بگوییم مقصود آن است كه سایه به سایه‌ی حضرت برای دفاع از خطرهای ناگهانی حركت می‌كرده، كه چنین رفتاری از سوی حیدر كرّار علی علیه السلام پذیرفته نشد، و از سویی همراه بودن و دوشادوش حركت كردن مفهوم سایه را القا نمی‌كند.

 

 

نگاهی به بافت اين قصّه:

سازنده‌ی قصّه‌ی یاد شده، موارد بسیاری را در قصّه ناشناخته گذاشته تا قابل پی‌گیری برای حق‌باوران نباشد.

 

·         مواردی كه در قصّه ناشناخته مانده‌اند:

_ با این كه زن در خانه‌ای زندگی می‌كرده، حضرت چگونه از احوال او و فرزندش باخبر شده است؟ خانه در نداشته؟ یا در خانه باز بوده؟ و یا...؟

_ این قصّه در زمان حكومت حضرت علی علیه السلام بوده؟ یا در زمان غاصبان خلافت؟

_ عامل به وجود آمدن چنان صحنه‌ی دلخراشی چیست؟ وضع عمومی مردم بد بود؟ ثروت‌های عمومی به دست عثمانی‌ها چپاول شده بود؟ و یا...؟

_ ناظر بر گریه‌ی كودكان بودن و دیگ روشن شدن و طفلكان به خواب رفتن زمانی بس دراز می‌خواهد و وقوف بر چنان حالی، دلی از جنس سنگ! مگر آن كه حضرت گزارش این حال را از زن شنیده باشد و یا به علم امامتش رفتار كرده باشد.

_ چرا حضرت علی علیه السلام با قنبر به خانه برگشت؟

_ آیا نان و خرما برای سیر شدن كودكان گریان ضروری‌تر نبود تا پختن غذا؟

 

·         مواردی كه در قصّه آشكار است:

_حضرت برای كمك رسانی به درماندگان غلامش را همراه می‌برد.

_ فراوانی آذوقه در خانه‌ی امیرالمؤمنین علی علیه السلام.

_ بازی كردن حضرت.

_ ایفا كردن نقش گوسفند توسّط حضرت برای شاد كردن بچّه‌ها.

 

با مقایسه میان موارد ناشناخته و موارد گویای قصّه نتیجه‌ای غیر از دشمنی با وصی بلافصل پیغمبر حضرت امیر علیه السلام بدست نمی‌آید.

 

قصّه‌گو:

در این قصّه نیز قصّه‌گو، سوّم شخص مفرد است. همو كه دانای كل است و همه چیز را می‌داند و ناظر بر همه‌ی امور می‌باشد. قصّه‌گویی كه نه نامی از آن در دست داریم و نه كسی شاهد بر گفتارش بوده است. قصّه‌گویی كه لابد برای خشنودی سپاه كفر و شرك، درهم و دیناری از خصم كینه‌توز مولای متّقیان گرفته و یا برای بروز دشمنی‌اش با آل الله، در عالم خیال خود حادثه‌ای را رقم زده است. تا گامی در جهت پرده‌پوشی حق برداشته و آبی به آسیاب دشمن ریخته باشد. و قصّه‌پردازان ما همان قصّه‌ی دروغین را با آب و تاب بیشتری برای دیگران می‌گویند و می‌نویسند.

 

قصّه‌ی همگون دیگری:

پیش از بررسی قصّه‌ی همگون با دو قصّه‌ی پیشین، لازم است بر پیام‌های منفی مشترك دو قصّه‌ی گذشته با هم مروری داشته باشیم و آن‌ها را به ذهن خود بسپاریم.


[1]_ قرآن مجید، سوره‌ی مؤمنون، آیه‌ی 14.

[2]_ آوردن حیوانات در دنیای كودكان، یك خیانت آشكار و یك انحراف بزرگی است كه در جای خود نیاز به بحث و گفتگو دارد.

[3]_ نقد و بررسی پیام منفی «بدست آوردن ثواب» پيش از اين گذشت. لطفا رجوع فرماييد.

[4]_ «سیمای قنبر غلام باوفای علی علیه‌السلام»، محمّد محمّدی اشتهاردی، ص 20 و 21.