صفحه خانگی|افزودن به علاقه مندی ها
 
 
سایت مقالات » پيرزن و مشك آب - قصه‌ي همگون
تبلیغات

پيرزن و مشك آب - قصه‌ي همگون

 

پيشگفتار

 آنچه را كه آورده‌اند

آنچه را كه نياورده‌اند

بی‌خبری از معارف دینی

سطحی‌نگری و ساده‌اندیشی

قیاس كردن دیگران با خاندان

پررنگ و كم‌رنگ جلوه دادن

تغییر و تحریف برخی از حقایق

خودداری از ارائه‌ی نشانی

اعتماد نابجا به آثار مكتوب

در پی اثبات خواسته‌ها

تحت تأثیر فرهنگ‌ها و تبلیغات ضدّ دینی

عدم شناخت مخاطبان خود

 نقدي بر نقل يك قصه

بررسی مفهومی قصّه

توضیح پیام‌ها

بررسي پيامهاي منفي

حاشیه‌ها

عنوان‌های قصّه

نگاهی به بافت قصّه

قصّه‌ی همگون

نقد و بررسي قصه

حواشي

نگاهي به بافت اين قصه

قصه‌هاي همگون ديگر

پيام‌هاي منفي مشترك

نتیجه

 

 

 

قصّه‌ی همگون:

قصّه‌ی دیگری كه همانند قصّه‌ی پیشین دارای پیام‌های منفی بسیاری است و در پاره‌ای از فرازها همگون آن می‌باشد، قصّه‌ای است كه علامه حسن بن یوسف حلّی (متوفّای 726 هـ . ق) در كتاب «كشف الیقین فی فضائل امیرالمؤمنین»[1] بدون ذكر مأخذ و سندی نقل می‌كند. ما نخست متن قصّه و ترجمه‌ی آن را آورده و سپس به نقد و بررسی و حاشیه‌های آن می‌پردازیم.

 

متن قصّه:

«روی انّه علیه السلام اجتاز لیلة علی امرأة مسكینة، لها اطفال صغار یبكون من الجوع و هی تشاغلهم و تُلهیهم حتّى یناموا و كانت قد اشعلت ناراً تحت قِدر فیها ماء لا غیر و اوهمتهم انّ فیها طعاماً تطبخه لهم. فعرف أمیرالمؤمنین علیه السلام حالها فمشی و معه قنبر الى منزله، فاخرج قَوصَرَة تَمر و جِراب دَقیق و شیئا من الشحم و الارز و الخبز و حمله علی كتفه الشریف. فطلب قنبر حمله، فلم یفعل. فلمّا وصل الى باب المرأه استاذن علیها فاذنت له فی الدخول. فرمی شیئا من الارز [فی القدر] و معه شئ من الشحم، فلمّا فرغ من نَضجه غرف للصغار و امرهم باكله. فلمّا شبعوا، اخذ یطوف فی البیت ویبعبع لهم فاخذوا فی الضحك. فلمّا خرج علیه السلام قال له قنبر: یا مولای، رایت اللیلة شیئا عجیباً، قد علمت سبب بعضه و هو حملك الزاد طلباً للثواب، أمّا طوافك فی البیت علی یدیك و رجلیك و البعبعة فما ادرى سبب ذلك.

فقال علیه السلام: یا قنبر انّی دخلت علی هؤلاء الاطفال و هم یبكون من شدّة الجوع، فاحببت ان اخرج عنهم و هم یضحكون مع الشبع فلم اجد سبباً سوی ما فعلت.»[2]

 

ترجمه:

نقل است كه او ـ :حضرت علی ـ علیه السلام، شبی بر زن بیچاره‌ای گذر كرد. آن زن كودكان خردسالی داشت كه از گرسنگی گریه می‌كردند، و او كودكان را سرگرم ساخته و به بازی گرفته بود تا بخوابند. زن ـ بیچاره ـ زیر دیگی كه تنها آب در آن بود، شعله‌ور ساخته بود و در خیالشان برای آنان غذا می‌پخت. امیرالمؤمنین علیه السلام وضع او را دريافت و در حالی كه قنبر همراهی‌اش می‌كرد، به خانه‌اش رفت. سبد خرمایی و انبان آردی و مقداری پیه و برنج و نان را برداشت و آن‌ها را بر شانه‌ی بزرگوار خود گذاشت. قنبر خواست بار را بر دوش كشد. ـ حضرت علیه السلام تقاضاي او را ـ انجام نداد. آنگاه كه به در خانه‌ی زن رسید، اجازه‌ی ورود خواست و زن اجازه داد. ـ حضرت علیه السلام ـ مقداری از برنج و پیه را در دیگ ریختند. وقتی پخته شد ـ غذا را ـ برای كودكان كشید و فرمود آن را بخورند. پس چون سیر شدند، برای آنان بع بع كنان شروع به چرخیدن در خانه كرد، و آن‌ها را خنده گرفته بود. هنگامی كه ـ حضرت علیه السلام ـ از خانه بیرون شدند، قنبر به او گفت: سرورم! امشب چیز شگفت‌آوری دیدم. سبب برخی از آنها را می‌دانم، ـ مانند: ـ بار آذوقه ـ ی دیگران ـ را بر دوش كشیدن كه ثواب خواهی است. ولی سبب چرخیدن در خانه بر روی دست و پا و بع بع كردنتان را نمی‌دانم.

حضرت علیه السلام فرمودند: ای قنبر! وقتی بر كودكان وارد شدم كه از فشار گرسنگی گریان بودند و من دوست داشتم وقتی از نزدشان خارج می‌شوم همراه سیر شدن خندان باشند. سببی غیر از آن برای رفتارم نیافتم.

 

نقد و بررسی قصّه:

 

قصّه‌ی كمك شبانه‌ی امیرالمؤمنین علی علیه السلام همچون قصّه‌ی پیشین بدون مأخذ و سند می‌باشد، و در آثار مكتوب پیروان سقیفه نیز پیش از نقل مرحوم علامه‌ی حلّی اثری به چشم نمی‌آید. و در مآخذ متأخّر شیعه بیشتر به نقل از «كشف الیقین» بسنده كرده‌اند.

 

پیام‌های مثبت قصّه:

_ توجّه كردن به امور بی‌نوایان و درماندگان.

_ بخشش از آنچه موجود است.

_ خودداری از همیاری دیگران در كمك رسانی.

_ اجازه گرفتن در ورود به خانه‌ی دیگران.

_ كمك در آماده ساختن غذا برای گرسنگان.

پیام‌های مثبت این قصّه با توجّه به آنچه در قصّه‌ی پیشین یادآور شدیم، نیاز به توضیح ندارد.

 

پیام‌های منفی:

_ وجود موادّ غذایی گوناگون در خانه‌ی امام، و گرسنه بودن خانواده‌ای نیازمند.

_ امام علیه السلام برای كمك‌رسانی قنبر را همراه خود می‌برد ـ در حالی كه قنبر در ماجرا هیچ نقشی ندارد ـ .

_ غذا پختن امام علیه السلام، بدون یاری و دخالت مادر كودكان.

_ چهار دست و پا چرخیدن و بع بع كردن امام علیه السلام در خانه.

_ قنبر می‌داند كه برخی از كارهای حضرت علیه السلام برای بدست آوردن ثواب است.

_ امام علیه السلام هدفی جز خنداندن كودكان در حال سیری نداشت.

 

بررسی پیام‌های منفی:

پیام‌های منفی یك قصّه می‌تواند علّت غایی در ساختن و پرداختن آن باشد. و برخی از پیروان سقیفه با تلاش‌های شبانه روزی خود و با پشتیبانی حاكمان و فرمانروایان حق ستیز، بر آن بودند تا با قصّه‌ها و احادیث ساختگی چهره‌های نورانی عترت پاك پیامبر علیهم السلام را تیره و تار نشان دهند. و متأسّفانه با دروغ‌پردازی‌های بسیار در میان مسلمانان ـ :همه‌ی فرق اسلامی ـ تا حدودی به خواسته‌ی نامشروع خود دست یافته‌اند و وجود ساخته‌های آنان در آثار مكتوب شیعه نشان از پی‌گیری فریبكارانه‌ی آنها داشته و دلیلی بر بی‌خبری دوستداران و علاقمندان آل الله علیهم السلام از مبانی دینی خویش است. و این بی‌خبری ویژه‌ی طبقه‌ی خاصّی نیست. بلكه عالمان و فقیهان نیز از برخی امور غافل مانده‌اند تا چه رسد به آنانی كه از آموزش‌های معارف دینی بی‌خبرند. زیرا ناشران و ناقلان آثار ساختگی پیروان سقیفه در میان شیعه ـ بدون هیچ نقد و نظری ـ همه از بزرگان و فرهیختگان حوزه‌ی علم و دینند، نه افراد عادی و كم‌سواد.

 

* ... موادّ غذایی گوناگون در خانه‌ی امام...:

در بررسی پیام‌های منفی قصّه‌ی پیشین اشاره‌ای به پیام بالا داشتیم كه با توجّه به آنچه از گفتار امیرمؤمنان علی علیه السلام در دست داریم كه بیانگر برابری وضع حاكم با ناتوان‌ترین فرد از امّت می‌باشد با رفتار آن بزرگوار در تناقض نیست. بلكه رفتار حضرتش دلیلی بر صدق گفتارش می‌باشد. و هرگز چنین نبوده كه فردی از امّت اسلام در زمان حكومت امیرمؤمنان علیه السلام سر گرسنه بر زمین بگذارد و حضرتش انواع موادّ غذایی را در منزل داشته باشد. ولی این قصّه معلوم نیست كه در زمان حكومت حضرت واقع شده باشد. اگر گمان كنیم كه پیش از حكومت آن بزرگوار بوده باز دلیلی بر وجود انواع موادّ غذایی در خانه‌ی حیدر كرّار علیه السلام نیست. زیرا شیوه‌ی زندگی مولای متّقیان علی علیه السلام در همه‌ی عمر زاهدانه بوده و در خوراك و پوشاك به كمترین‌ها بسنده كرده است. و این خبر با اخبار دیگری كه در دست است متناقض می‌باشد. و دور از شأن آن امام همام می‌باشد.

 

* امام برای كمك‌رسانی قنبر را...:

با توجّه به سفارش‌هایی كه پیشوایان معصوم علیهم السلام در پوشیده نگه‌داشتن كمك‌رسانی به نیازمندان دارند و با مروری در شیوه‌ی رفتاری عترت پاك پیامبر علیهم السلام در كمك‌رسانی‌های پنهانی آنان، به ویژه در دل شب‌های تار، هیچ دلیلی بر پذیرش همراهی قنبر با امام معصوم نداریم. همراهی كه هیچ نقشی در كمك‌رسانی ندارد، جز این كه شاهد بر رفتار حجّت خدا بوده و برایش پرسش‌هایی مطرح شده است. مگر توجیه‌گر غافلی بگوید حضرت خواسته تا با همراهی قنبر این واقعه در تاریخ زندگی‌اش ثبت و ضبط شود و آیندگان از آن درس‌ها بیاموزند. كه چنین توجیهی از ساحت قدس حضرتش فرسنگ‌ها به دور است. و چنین فرازی در قصّه دلیل روشنی بر ساختگی آن است.

 

* غذا پختن امام...:

با ورود امام به خانه‌ی نیازمندان، یك‌باره مادر كودكان از صحنه‌ی قصّه خارج می‌شود و دیگر یاد و نامی از او در میان نیست او كه باید به كمك حضرت می‌آمد و در تهیه‌ی غذا پیش‌دستی می‌كرد. زیرا آماده‌سازی غذا از هنر بانوان است به ویژه او كه با روشن كردن زیر دیگ كودكانش را خواب كرده بود. و ما كه تا كنون از پخت و پز حضرت خبری در دست نداشتیم، ضمن آن كه به توانایی امام در همه‌ی زمینه‌ها معترفیم ولی برای نخستین بار در این قصّه مطّلع می‌شویم كه حضرت با برنج و پیه غذایی می‌پزد و به كودكان می‌دهد؛ و مادر بچّه‌ها از غذا بی‌بهره می‌ماند. فراموش كردن نقش مادر كودكان در دنباله‌‌ی قصّه، یادآور این ضرب المثل معروفی است كه گفته می‌شود: «آدم دروغ‌گو كم حافظه است».

 

* چهار دست و پا چرخیدن...:

عنوان بالا را می‌توان با عنوان: بازی درآوردن برای بچّه‌ها یكسان دانست. و به نقل قصّه‌پرداز، حضرت علی علیه السلام با اجرای نقش گوسفندی خواسته تا كودكان را شاد كرده و بخنداند.

با پذیرش چنین فرازی از قصّه باید نخست معترف باشیم كه امام اهل بازی بوده و دیگر آن كه نقش گوسفندی را نیز ایفا می‌كرده است و چنین اعترافی از سوی ما با توجّه به آموخته‌هایمان امكان پذیر نیست. زیرا ما در مكتب اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام یاد گرفته‌ایم كه: «الامام لا یلهو و لا یلعب ـ امام (معصوم) سرگرم نمی‌شود و بازی نمی‌كند.[3]» و در این باور خود تردیدی نداریم. و كلام امام را مطلق می‌دانیم. یعنی امام معصوم در هیچ زمانی و در هیچ شرایطی بازی نمی‌كند. امام از آغاز ولادتش تا آخرین لحظه‌ی حیات پربركتش لحظه‌ای را به بازی و سرگرمی نمی‌گذراند. چه برای خود و چه برای دیگران. او حجّت برگزیده‌ی خداوند است و آنی و كمتر از آنی از خدا غافل نیست. كسی كه امام متّقیان است و خودش ویژگی‌های متّقیان را برای همّام برشمرده چگونه ممكن است اهل سرگرمی و بازی باشد؟ مگر سرگرمی و بازی لغو نیست؟ و مگر مؤمنان از كارهای لغو و بیهوده روی‌گردان نیستند؟[4]

در این قسمت یادآوری نكته‌ای ضروری است و آن این است كه همه‌ی قصّه‌هایی كه بیانگر بازی پیشوایان معصوم علیهم السلام هستند ـ به‌ویژه در مورد پنج تن آل عبا علیهم السلام ـ از مآخذ پیروان سقیفه بدست آمده‌اند. و بازی‌های امام حسن و امام حسین عليهما السلام[5] از آن دست می‌باشند. و هرگز فراموش نكنید كه پیروان سقیفه بسیار كوشیده‌اند تا به امّت اسلام ثابت كنند كه پیامبر و اهل بیت او علیهم السلام با دیگران تفاوتی ندارند. آنان در همه‌ی امور مانند دیگر افراد بشرند و هیچ برتری بر دیگران ندارند. و مسلمانان نباید آنان را دارای فضائلی بدانند كه پیامبر اسلام صلى الله عليه و آله بیانگر آنها بوده است. و اگر خصوصیتی در آنان یافت می‌شود بخاطر قانون وراثت و تربیت صحیح و تلاش و پیگیری خودشان بوده است نه فضل الهی و نه تعلیم و تربیت خداوندی. كه پذیرش چنان مبنایی مغایر آیات كتاب خدا و سنّت پیامبر اسلام صلى الله عليه و آله است.

پیروان سقیفه از این محدوده پا را فراتر نهاده و ویژگی‌های پیامبران در قرآن را نیز باور نداشته‌اند، و در قصّه‌های پیامبران با تفاسیر جاهلانه‌ی خود تا جایی كه توانسته‌اند تحریف كرده و چهره‌های نورانی فرستادگان الهی را پوشانده‌اند. آن‌ها به پیروی از یهود با آسمانی بودن پیامبران به مخالفت برخاسته‌اند و آنان را تنها در ابلاغ رسالت معصوم می‌دانند نه در همه‌ی امور، و تازه در ابلاغ رسالت پیامبر خاتم صلى الله عليه و آله آیات شیطانی را نیز وارد می‌دانند.

بالاخره همه‌ی تلاش‌های آنها برای این است كه بگویند: ما می‌توانیم جانشین پیامبر باشیم و در امور دنیا آگاه‌تر از فرستاده‌های الهی هستیم و متأسّفانه تبلیغات پیروان سقیفه كار را به آنجا رسانده كه نویسنده‌ای شیعه مذهب كه برای كودكان و نوجوانان قلم می‌زند، می‌گفت: «باید در زندگی امام سعی و خطا وجود داشته باشد تا بتواند پیشوای ما باشد.» و به تعبیر دیگری می‌خواست بگوید: كسی كه سعی و خطا ندارد برای ما الگو و مقتدا نیست، زیرا ما از آغاز زندگی همه چیز را تجربه می‌كنیم و با سعی و خطای خود امورمان را به پیش می‌بریم و رهبران معصوم الهی الگوی مناسبی برای ما نیستند. برای چنان نویسنده‌هایی بازی پیشوایان معصوم بهترین سوژه برای پردازش ده‌ها قصّه و مقاله‌ی تربیتی است و كتابهای تربیتی و كودكان و نوجوانان ما به همين دليل، سرشار از ساخته‌های پیروان سقیفه است.


 

[1]_ كتاب نامبرده تألیفی است از اخباری در فضائل حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام كه پیروان سقیفه ناقل آن‌ها هستند.

[2]_ "كشف الیقین"، "علامه‌ی حلّی"، ص 115.

[3]_ كافی، محمّد بن یعقوب كلینی، ج 1، ص 284.

[4]_ قرآن مجید، سوره‌ی مؤمنون، آیه‌ی: «و الّذین هم عن اللغو معرضون».

[5]_ قصّه‌های: كشتی گرفتن، بر دوش پیامبر پریدن، در نماز بر پشت پیامبر نشستن و... .