صفحه خانگی|افزودن به علاقه مندی ها
 
 
سایت مقالات » مروري بر قرآن كتاب مقدس - قرآن و اسلام
تبلیغات

مروري بر قرآن كتاب مقدس - قرآن و اسلام

 

مقدّمه «قرآن و اسلام، كتاب و مكتب» :

 قرآن، كتاب آسمانى پيروان دين محمّدى مى‏باشد. اين كتاب در نزد مسلمانان از مقام و منزلت والاترى برخوردار است تا دو كتاب ديگر خدا: تورات و انجيل كه متعلّق به يهوديّت و مسيحيّت است؛ كه در دوران پيش از اسلام به خداى يكتا معتقد بوده‏اند. براى زنان و مردان مسلمان و معتقد، قرآن همان معنا را دارد كه انجيل براى مسيحيان.

 كلمه قرآن به عربى: كتابِ به دفعات تلاوت شونده است؛ و ريشه عربى آن «قَرَأ» به معناى خواندن مى‏باشد.

 حضرت محمّد [صلى الله عليه وآله] [1] قرآن را به زبان خاصّ مردم مكّه ـ ميان سالهاى 610 تا 632 م (سال رحلت حضرت محمّد [صلى الله عليه وآله) ـ از سرچشمه وحى دريافت و به مردم ابلاغ كرده است؛ نه به‏عنوان كلام او، بلكه به‏عنوان وحى خدا كه دفعه به دفعه دريافت كرده است؛ از سوى خدايى كه از ازل يكتا و بى‏همتا بوده است؛ خالق جهان و جهانيان، نه پسرى دارد و نه يارى دهنده‏اى؛ و نه نيازى به ياورى دارد. (مجموعه اين وحى‏ها امروز قرآن نام دارد).

«اللّه» نام عربى خداوند يكتا است. يهوديان او را از چندين هزار سال پيش «يِهُوا» مى‏ناميده‏اند.

 حضرت محمّد [صلى الله عليه وآله] با مردم سرزمين خود كه در جاهليّت به‏سر مى‏برند به عربى سخن مى‏گويد، تا آنها كلام خدا را درك كنند. البتّه اسلام روى سخنش با همه مردم دنياست، نه فقط با اعراب به‏عنوان يك ملّت برگزيده.

 در طول 23 سال اين آيات الهى، دست نخورده و تحريف نشده به محمّد [صلى الله عليه وآله] وحى شده‏اند. به او به‏عنوان رسول خدا و خاتم الانبياء.

 در سوره مباركه 25 [الفرقان]، آيه 33، اين مدّت طولانى اين‏گونه بازگو شده است: «در غير اين صورت بر قلب‏هاى مؤمنان سنگينى مى‏كرد.»

«قرآن نمى‏توانسته از سوى كسى جز خدا باشد» سوره 10 [يونس]، آيه 38. با اين سوره قرآن، اين كتاب پرنفوذ و بى‏چون و چراى دين نوين، بنيانگذار آن حقّانيّت خويش را اطمينان مى‏بخشد و در آيه بعدى او، طعنه و تمسخر كافران را كه سخنانش را به قرآن نسبت داده‏اند رد مى‏كند.

او به‏طور مكرّر، مانند: سوره 15 [الحجر]، آيه 10، خدا را بر حقّانيّت خود گواه مى‏گيرد: «البتّه ما قرآن را فرو فرستاديم و خود نيز از آن نگهدارى خواهيم كرد.» و در سوره 69 [الحاقّة]، آيه 45 تا 47: «اگر او ـ محمّد [صلى الله عليه وآله] ـ برخى گفتار را به دروغ به ما نسبت مى‏داد، ما او را... مى‏گرفتيم و رگ‏هاى حياتش را قطع مى‏كرديم.» بدين ترتيب درمى‏يابيم كه چگونه قرآن به‏عنوان كلام خدا، كتاب آسمانى مسلمانان شد.

 جهت ديگرى كه بيشتر بر تقديس قرآن مى‏افزود، فراگير شدن سريع آن، موفّقيّت از نظر سياسى، و پيروزى‏هاى خوش اقبالانه سالهاى آخر زندگى پايه‏گذار حكومت بزرگ عربى، در سرزمين‏هايى بود كه به تازگى آباد شده بودند. سرزمين‏هايى كه پيش از آن قبايل بدوى عرب چادرنشين ـ سه شهر كوچك نسبتاً آباد ـ به يكديگر نفرت ورزيده و هميشه در جنگ بودند. و اكنون در آنجا يك دولت پرقدرت همه جاگير سياسى-مذهبى تشكيل شده بود.

 پس از درگذشت محمّد [صلى الله عليه وآله]، دين او در سراسر دنيا گسترش يافت. قبلاً در جنگ‏ها، و اكنون بر پايه صلح. و امروز بيش از 600 ميليون نفر طرفدار اين دين هستند.

 تك تك سوره‏ها بخش‏هايى از قرآنند. سوره به عربى يعنى: آنچه موجب تعالى انسان‏هاست. پس از هر وحى، سوره‏ها از سوى معتقدان به خاطر سپرده مى‏شد، و بر چيزهاى ساده‏اى مانند: برگ نخل، سنگ، چوب، استخوان و تكّه‏هاى چرم نوشته مى‏شد.

 خواندن قرآن بر يكديگر به‏ويژه در ماه رمضان، ماه روزه، از سوى محمّد [صلى الله عليه وآله] و چند معتقد برگزيده انجام مى‏شد.

 هر يك از سوره‏ها عنوان خاصّى دارند كه مربوط به فرازى از متن هر سوره، و معرّف آن هستند. (در اين نسخه به وسيله پرانتز و پاورقى، توضيحات مربوطه داده شده است.)

 در ابتداى هر سوره، مكّى و مدنى بودن آن مشخّص شده است. با اين وصف، سوره‏هاى وحى شده در مكّه، توسّط آياتى كه در مدينه وحى شده‏اند و يا بالعكس تكميل شده‏اند.

 مكّى و مدنى بودن سوره‏ها و زمان تكميل آنها بحث برانگيز است.

 هر سوره با طول متفاوت، به وسيله آيات، پشت سر هم تقسيم‏بندى و شماره‏گذارى شده است. (در اين نسخه، شماره هر آيه در كروشه [ ] قرار گرفته است.)

 برخى از آيه‏ها به شكل كلمات قصار آمده‏اند. اين‏گونه آيه‏ها به وسيله اعداد مشخص شده، و در پاورقى توضيح داده شده‏اند، و يا در پرانتزهاى درون متن تكميل گرديده‏اند؛ و همچنين نظرها و درك و فهم ديگر مترجمان نقل شده است.

 همه سوره‏ها به‏جز سوره 9 [التّوبة] با «بسم اللّه الرّحمن الرّحيم» آغاز شده‏اند، و به عنوان آيه شماره «1» ـ مى‏باشند ـ و آيه شماره «2» در بسيارى از سوره‏ها حروف مقطّعه‏اى هستند كه معناى آنها هنوز مشخّص نشده است (در پاورقىِ مربوط به هر سوره، توضيحات علمى و مذهبى مربوطه، داده شده است.)

 به گمان خيلى‏ها، حروف مقطّعه نام نويسنده‏هاى قرآن است.

 به‏جز تقسيم‏بندى قرآن به آيه و سوره، يك تقسيم‏بندى دلخواه ديگرى، به‏نام «جزء» نيز جهت قرائت وجود دارد كه در اين نسخه توسّط سطرهاى خالى در ميان آنها مشخّص شده است.

 سوره‏هاى قرآن نخستين بار پس از وفات حضرت محمّد [صلى الله عليه وآله] ـ 632 ميلادى ـ از طرف ابوبكر (پدر زن محمّد [صلى الله عليه وآله] ـ عايشه زن مورد علاقه‏اش ـ يكى از اوّلين طرفداران دين نوين و بعدها نخستين خليفه) توسّط نويسنده مورد اعتماد محمّد [صلى الله عليه وآله] در مدينه، ـ سعيد ابن ثابت[2] ـ جمع آورى شدند. هنگام جمع‏آورى، بخش كوچكى از سوره‏هاى مغاير هم، با نگهدارى محتواى آنها گم مى‏شوند. آيه‏هاى قديمى توسّط آيه‏هاى جديد از اعتبار ساقط مى‏گردند. [مقصود نويسنده، آيات ناسخ و منسوخ است].

 كتاب مقدّس به 114 سوره تقسيم شده است كه از ديد اروپائيان به‏طور دلخواه و فقط با توجّه به طول سوره، بدون در نظر گرفتن ترتيب زمانى آنها بوده است. امّا مسلمانان اين را به شدّت تكذيب مى‏كنند و ترتيب متن كتاب را خواست والاى خداوند بزرگ مى‏دانند. البتّه مشكل است كه از طريق وقايع تاريخى و يا نوع گفتار، ترتيب، زمان و مكان وحى را تشخيص داد؛ و همچنين نمى‏توان توسّط آيه‏هاى تكميلى در زمان پيامبرى آن حضرت به نظم و ترتيب آنها، كه چه توضيحى به كدام آيه مربوط مى‏شود، پى برد.

 آنچه كه به روشنى از يكديگر قابل تشخيص است، وحى‏هاى مكّى با محتواى كاملاً مذهبى در مقابل وحى‏هاى مدنى است كه گفتارى پرشور و حال و رئاليست (واقع گرايانه) و نزديك به زندگى (مادّى) دارد.

 يك موفّقيّت جالب توجّه در سال 1860 ميلادى: تحقيق تئودورنُل دِكس[3] در شهر گوتينگن[4] (آلمان) بوده، كه طىّ آن وحى‏هاى الهى -از نظر زمانى- به چهار دسته تقسيم شده‏اند:


 

[1]  آنچه در [ ] قرار دارد، از سوى مترجم است.

[2]    Thabit

[3]    Theodor Nldeckes

[4]  Gottingen

 

ادامه