صفحه خانگی|افزودن به علاقه مندی ها
 
 
تبلیغات
نحوه نمایش مطالب: تاریخ | امتیاز | بازدیدها | نظرات | الفبایی

توسط: Dalil Press در 14 مرداد 1392

 

از نیل تا فرات


سفیرآمریکا در قاهره در اظهاراتی کاملاً صهیونیستی و جالب ادعای مالکیت مصر برای ملت برگزیده یهود(!) را مطرح کرد و گفت که مصری‌ها باید بردگان یهود شوند

"آن پترسون" سفیر آمریکا در قاهره در اظهاراتی در گفت‌وگو با یک رسانه اسرائیلی اظهارات عجیبی در مورد جایگاه مصر در طرح از نیل تا فرات سرزمین موعود صهیونیست‌ها مطرح کرده است.

وی در این گفت‌وگو ادعا کرد که بازگشت یهودیان از تمامی نقاط جهان به سرزمین موعود از نیل تا فرات نزدیک است و در سال 2013 انجام خواهد شد.

پترسون با افتخار گفت که نقش محوری و مهمی در روند تحقق پیش‌بینی‌ها برای «ملت برگزیده خدا»! ایفا کرده است. مصری‌ها نیز هرگز مانع از بازگشت یهودیان به این کشور نمی‌شوند، بلکه به آنها متوسل می‌شوند تا به مصر بازگردند و آنها را از فقر و گرسنگی نجات دهند، چرا که مصر به زودی و احتمالاً در سال جاری میلادی اعلام ورشکستگی خواهد کرد.

وی در این گفت‌وگو با اشاره به احتمال جنگ آینده گفت که اسرائیل تحریک‌ها و تجاوزها و تهدیدات زیادی را متحمل شده و صبر طولانی نخواهد شد و سال 2013 میلادی که چهلمین سالروز شکست اکتبر 1973 میلادی است، فرا رسیده است.

وی تأکید کرد در شرایطی که اسرائیل مجبور به مقابله نظامی شود، در آن تردید نخواهد کرد و این جنگ همان جنگ آرماگدون خواهد بود که آمریکا و انگلیس و ناتو و تمامی «کشورهای حامی صلح»! برای دادن حقوق صاحبان حق به آنها وارد عمل خواهند شد، یهودیان دیگر اجازه تکرار هولوکاست را بر ضد خود در منطقه نخواهند داد.

وی با توهین به قومیت عربی و امت اسلامی گفت از آنجا که اعراب و مسلمانان طبیعت خشنی دارند و مایل به وحشی‌گری و تروریسم هستند، به علت اینکه یهودیان از آنها پیشرفته‌تر و ثروتمندتر هستد، به آنها حمله خواهند کرد، به همین علت این درگیری برای بقا خواهد بود و بقا نیز طبعا برای گروه قوی‌تر رقم خواهد خورد.

پترسون با اشاره به تجربه خود در مصر گفت که خوشحال است که به این کشور آمده و طرحی که خواهر بزرگتر وی مارگارت اسکوبی سفیر سابق آمریکا در مصر آغاز کرده بود را دنبال می‌کند، تا زمانی که هدف یکی باشد و اخلاص در کار باشد، اسامی اهمیت زیادی ندارد.

وی گفت که در کنار دیوار ندبه قسم خورده که حق یهود را به آنها بازگرداند و انتقام آواره کردن آنها در کشورهای جهان را بگیرد و نزدیکان و خانواده‌های آنها به زودی به مصر و کشورهای عربی باز خواهند گشت تا خانواده‌هایشان را تکمیل کنند و خانواده‌ها یکدیگر را ببینند و بعد از صدها سال بار دیگر جمع آنها جمع شود.

وی با ادعای مالکیت بخش‌هایی از مصر برای یهودیان گفت که اسنادی در اختیار دارد که مالکیت یهودی بر پروژه‌های مصر را نشان می‌دهد که آنها ایجاد کردند، اما جمال عبدالناصر با وحشیگری تمام آنها را از مصر اخراج کرده و اموالشان را مصادره کرد.

وی افزود: اسناد ثابت می کند که دارایی‌های یهودیان در مصر باعث می‌شود آنها به این کشور بازگردند و ثابت می‌کند که آنها مالک اصلی مصر هستند و موضوع آن چیزی نیست که فرعون‌ها آن را تحریف کردند، چرا که این یهودیان بودند که اهرام‌ها را بنا کردند اما مصری‌ها و عرب‌ها بر سرقت عادت دارند، همانطور که کانال سوئز را سرقت کردند و انقلاب 1952 را برای سرقت اموال یهود بنا نهادند.

سفیر آمریکا در ادامه اظهارات کاملا صهیونیستی خود مدعی شد که خسارت‌هایی که مصری‌ها باید بپردازند، بیش از توان آنهاست و باعث ورشکستگی آنها خواهد شد و آنها در پرداخت قرض‌های بانک جهانی و بانک مرکزی ناتوان خواهند ماند، مصری‌ها الان هم هیچ چیز در مصر ندارند و باید یا بندگی اربابان یهود خود را که ملت برگزیده خدا هستند، بپذیرند یا اینکه از این کشور خارج شده و به دنبال کشور جایگزینی برای خود باشند.

پترسون گفت که شورای امنیت نیز از حق یهودیان در بازگشت به سرزمین موعود از نیل تا فرات در مقابل بازگشت آوارگان فلسطینی به غزه و سینا و کرانه باختری و اردن حمایت می‌کند و این تصمیمی اجباری خواهد بود و در صورت رد آن از سوی مصری‌ها و عربها، با آنها اعلام جنگ خواهد شد.

 

 

توسط: Dalil Press در 19 آذر 1390

 

سندي تاريخي از شگردهاي رژيم پهلوي براي كشف حجاب

 

اين سند از سويي حكايت از عظمت و جايگاه حجاب به خصوص چادر در فرهنگ اصيل اسلامي مردم ايران است و از سوي ديگر حاكي از گستردگي توطئه هاي سردمداران رژيم شاه در برابر يكي از اصيل‌ترين مظاهر اسلامي و فرهنگي مردم مسلمان كشورمان مي‌باشد. در اين سند آمده است:

براي مبارزه با اين پوشش حقيركننده اين راهها پيشنهاد مي شود:

 

 

1- اقداماتي كه در دراز مدت مؤثر خواهد بود:

 

* بهره گيري از خدمات رسانه هاي گروهي.

 

الف- ايجاد هماهنگي لازم بين رسانه‌هاي گروهي و متون كتابهاي درسي براي دگرگوني باورداشتهاي فعلي در زمينه چادر با معتقدات اخلاقي و مذهبي.

ب- ايجاد هماهنگي كامل بين برنامه هاي تلويزيون، راديو، محتواي مطبوعات با متون كتب درسي در تغيير تصوير ذهني از زن در جهت ارتقاي مقام و نقش او در پيشبرد هدفهاي توسعه‌ی اقتصادي و اجتماعي.

ج- بهره گيري از سهم تلويزيون در بزرگداشت پوشاك محلي و نشان دادن جنبه هاي دست و پاگير چادر.

 

* استفاده از نفوذ روحانيون و سپاهيون دين

 

الف- انتشار مقالات و نشريات مخصوص و اشاعه‌ی محتواي اين نشريات توسط روحانيون معتبر و سپاهيان دين.

ب- بهره گيري از نفوذ كلام روحانيون دانشمند و شناخته شده در جهت تفكيك مفهوم حجاب از چادر.

 

* بهره گيري از فعاليت هاي سازمانهاي اجتماعي و آموزشي

 

الف- استفاده از خدمات سازمانهاي اجتماعي و آموزشي و دگرگوني بنيادي باورداشت همگان از رابطه بين چادر و معتقدات مذهبي و اخلاقي.

ب- بهره گيري از فعاليت كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان در تهيه‌ی متون كتب و فيلمها در جهت دگرگونيهاي ذكر شده.

ج- آموزش غيرمستقيم كودكان در مدارس به منظور انتقال اين دريافتها به بزرگترها.

د- گنجاندن مواد خاص در آموزشهاي جنبي كانونها.

 

2- اقداماتي كه در كوتاه مدت مؤثر خواهد بود.

 

با استفاده از روند گسترش همه جانبه‌ی خدمات بخش عمومي براي همگان و افزايش گروههاي استفاده كننده از خدمات مزبور مي توان با اتخاذ تدابير مطلوب، تعداد استفاده كنندگان از چادر در گروههايي مانند دانش آموزان، كارمندان، كارگران را كاهش داد.

2-1. ممنوع بودن چادر براي دانش آموزان و دانشجويان.

2-2. استفاده از پوشاك متحدالشكل در مدارس.

2-3. اجراي كامل قانون تعليمات اجباري در مورد خانواده‌هايي كه از مدرسه رفتن دختران خود جلوگيري مي‌كنند.

2-4. ممنوعيت بانوان كارمند از استفاده از چادر.

2-5. محروميت زنان كارمندي كه از چادر استفاده مي‌كنند، از دسترسي به مقامها و موقعيتها و همچنين از تشويق.

2-6. تشويق كارمندان زن به برگزيدن لباس متناسب با كار و شرايط محيط.

2-7. صدور بخشنامه به كليه‌ی كارخانجات و ملزم كردن كارگران به پوشيدن لباس متحدالشكل، متناسب با كار و شرايط محيط.

2-8. تشويق كارگران زن به استفاده از لباس متناسب با لباس متحدالشكل خود.

2-9. ممنوعيت زنان چادري از مراجعه به وزارتخانه‌ها و سازمانهاي دولتي.

2-10. ممنوعيت زنان چادري از مسافرت با شركت هواپيمايي ملي ايران.

2-11. ممنوعيت زنان چادري از استفاده از اتوبوسهاي شركت واحد.

2-12. ممنوعيت زنان چادري از سينماها.

2-13. ممنوعيت زنان چادري از خريد از فروشگاههاي شركت تعاوني شهر و روستا.

2-14. ممنوعيت زنان چادري از استفاده از خدمات اجتماعي مانند جمعيت بهزيستي و آموزشي فرح پهلوي، جمعيت شير و خورشيد سرخ ايران و انجمن ملي حمايت كودكان.

2-15. ممنوعيت ورود كودكان و نوجوانان چادر به سر به كتابخانه‌ها.

2-16. محروميت از شركت در هر گونه مجامع عمومي.

 

3- اقدامات جنبي

 

اقدامات مطلوب تصميمات كوتاه مدت مستلزم اقداماتي به شرح زير است:

3-1. همكاري وسايل ارتباط جمعي در توجيه مقام زن و برداشت همه جانبه در اين زمينه.

3-2. همكاري وسايل ارتباط جمعي در ارائه جنبه‌هاي منفي چادر و ارتباط آن با عقب ماندگي.

3-3. همكاري وسايل ارتباط جمعي در ايجاد برداشت صحيح از لباس متناسب.

3-4. تحقيق، نگارش و چاپ مقالات مستند در زمينه‌هاي مربوط.

3-5. توسعه كارخانجات پوشاك و در دسترس قرار دادن لباسهاي ارزان قيمت همراه با روسري كه جايگزين چادر گردد.

نشريّه‌ي صبح، ص 6، 25/2/1375

به هوش باشيم!

 

امروز ما مي‌توانيم با توجّه به كتاب‌هاي درسي ـ مقاطع مختلف تحصيلي ـ و برنامه‌هاي سيما و مروري بر نشريّات گوناگون و بازار پوشاك و گذري بر سينماي ايران، همه‌ي موارد ياد شده در سند را يك به يك مورد دقّت و بررسي عالمانه قرار داده و به دور از تعصّبات غير منطقي، تفاوت‌هاي موجود جامعه‌ي ديروز و امروزمان را با عنايت به حجم تبليغات ديني انجام شده بسنجيم.

بدحجابي‌ها و يا بهتر بگوييم بي‌حجابي‌هاي موجود، معلول چه عللي است؟ پيش از آن كه مثل هميشه، ديگران را مقصّر بدانيم، اين بار بكوشيم تا نخست سهم خود را در اين معضل اجتماعي كه زمينه‌ي بروز بسياري از مفاسد اخلاقي مي‌باشد، معلوم كنيم. از ياد نبريم تا كنون با مقصّر دانستن ديگران، گره‌اي از كار گشوده نشده و باري به منزل نرسيده است.

والسلام

 

مقايسه كنيد

توسط: Dalil Press در 24 مهر 1390
 

   

مقايسه كنيد!

 

 

در كتاب "داستان راستان" جلد اوّل، صفحه‌ي 230 داستاني با عنوان: «ثمرة سفر طائف» از كتاب «سيرة ابن‌هشام» جلد اوّل، صفحه‌ي 419 نقل گرديده است. داستاني كه دستمايه‌ي مؤلّفان كتاب‌هاي درسي مقاطع مختلف تحصيلي و ديگران شده است. اكنون براي بررسي و اظهار نظر شما، درباره‌ي اصل سند و بازنويسي مؤلّف كتاب داستان راستان، نخست ترجمه‌ي متن سيره‌ي ابن‌هشام را از نظر بگذرانيد و پس از آن، به متن داستان «ثمرة سفر طائف» توجّه فرماييد.

توجّه: براي سهولت در مقايسه‌ي شما، آن‌چه كه از اصل سند در بازنويسي ذكر نشده و يا آن‌چه را كه در بازنويسي آمده ولي در اصل سند نيست با حروف درشت‌تر نمايش داده شده است.

 

قصّه‌ی امیرالمؤمنین و مشک آب

توسط: Dalil Press در 5 مهر 1390

 

 داسداني از داستان راستان (مرد ناشناس)
 


 

بسم الله الرّحمن الرحیم


 

 

سلام و صلوات بر اوّل مظلوم عالم، حيدر كرّار، اميرالمؤمنين عليّ بن ابي‌طالب، اوكه در بهترين شب‌هاي ماه مبارك رمضان يعني شب قدر، در محراب عبادت با تيغ زهرآلود شرك و نفاق، فرقش شكافته شد و به رستگاري رسيد.

درماه رمضان به ويژه در شب‌هاي قدر، نام و ياد سيّدالأوصيا عليّ مرتضي عليه‌السلام، در رسانه‌ها، مساجد و جلسات مذهبي تكرار مي‌شود. برخي از سخنرانان، مدّاحان، نويسندگان و مجريان، در شب‌هاي قدر، قصّه‌ي مشهوري را از حضرت علي عليه‌السلام بازگو مي‌كنند. قصّه‌اي كه در كتاب «داستان راستان» به رشته‌ي تحرير درآمده است.

پس از گذشت بيش از پنجاه سال، از نگارش اين كتاب، قصّه‌ي مورد نظر، بارها بازنويسي شده و به عنوان يك حقيقت مسلّم و قطعي در ميان دوستداران و ارادتمندان حضرتش رواج يافته است.

پيش از نقل و بررسي قصّه، به فرازهايي از مقدّمه‌ي كتاب كه در جلد اوّل، نگارش يافته است، اشاره مي‌كنيم:

«... كتابي در دست تأليف دارم مشتمل بر يكعده داستانهاي سودمند واقعي، كه از كتب احاديث يا كتب تاريخ و سير استخراج كرده با زباني ساده و سبكي اينچنين نگارش مي‌دهم، تا در دسترس عموم قرار بگيرد،... نويسنده تا كنون به كتابي برنخورده است كه مؤلف به منظورهدايت و ارشاد و تهذيب اخلاق عمومي، داستانهايي سودمند، از كتب تاريخ و حديث استخراج كرده و در دسترس عموم قرار داده باشد... . كتاب و نوشته، بايد هم زحمت فكر كردن را از دوش خواننده بردارد و هم او را وادار به تفكر كند... و امّا آن فكري كه بايد به عهدة خواننده گذاشته شود، فكر در نتيجه است... . گذشته از همة اين‌ها، چون اين داستانها، ساختة وهم و خيال نيست، بلكه قضايايي است كه در دنيا واقع شده و در متون كُتُبي كه عنايت بوده قضاياي حقيقي در آن كتب با كمال صداقت و راستي و امانت ضبط شود، ضبط شده و اين داستانها "داستانهاي راست" است،... اين داستانها، علاوه بر آنكه عملا مي‌تواند راهنماي اخلاقي و اجتماعي سودمندي باشد، معرف روح تعليمات اسلامي نيز هست.[1]»

ترديدي نيست كه مؤلّف و متفكّر فقيه، پيش از نقل هر داستان، در مفهوم و محتواي آن، دقّت لازم را داشته و در گزينش هريك از آن‌ها معيارهايي را در نظر داشته است.

اكنون بايستي درنگي گذرا در قصّه‌ي «مرد ناشناس» داشته باشيم و به توصيه‌ي مؤلّف فقيه آن، درباره‌‌ي واقعه‌ي مذكور انديشه كنيم، امّا پيش از ذكر قصّه‌ي «مرد ناشناس» لازم است داستان شماره‌ي 86 را با عنوان «عتاب استاد[2]» با هم مرور كنيم:

«سيد جواد عاملي، فقيه معروف ـ صاحب كتاب مفتاح الكرامة ـ شب مشغول صرف شام بود كه صداي در را شنيد. وقتي كه فهميد پيشخدمت استادش، سيد مهدي بحرالعلوم، دم در است با عجله به طرف در دويد. پيشخدمت گفت:

«حضرت استاد، شما را الآن احضار كرده است، شام جلو ايشان حاضر است اما دست به سفره نخواهند برد تا شما برويد».

جاي معطلي نبود. سيد جواد بدون آنكه غذا را به آخر برساند، با شتاب تمام به خانة سيد بحرالعلوم رفت. تا چشم استاد به سيد جواد افتاد، با خشم و تغير بيسابقه‌اي گفت:

«سيد جواد! از خدا نمي‌ترسي، از خدا شرم نمي‌كني؟!»

سيد جواد غرق حيرت شد كه چه شده و چه حادثه‌اي رخ داده، تاكنون سابقه نداشته اين چنين مورد عتاب قرار بگيرد. هرچه به مغز خود فشار آورد تا علت را بفهمد ممكن نشد. ناچار پرسيد:

«ممكن است حضرت استاد بفرمايند تقصير اينجانب چه بوده است؟»

ـ «هفت شبانه روز است فلان شخص همسايه‌ات و عائله‌اش گندم و برنج گيرشان نيامده، در اين مدت از بقال سر كوچه خرماي زاهدي نسيه كرده و با آن به‌سر برده‌اند. امروز كه رفته است تا باز خرما بگيرد، قبل از آنكه اظهار كند، بقال گفته نسية شما زياد شده است. او هم بعد از شنيدن اين جمله خجالت كشيده تقاضاي نسيه كند، دست خالي به خانه برگشته است. و امشب خودش و عائله‌اش بي‌شام مانده‌اند.»

ـ «بخدا قسم، من از اين جريان بيخبر بودم، اگر مي‌دانستم به احوالش رسيدگي مي‌كردم.»

ـ «همه داد و فريادهاي من براي اين است كه تو چرا از احوال همسايه‌ات بيخبر مانده‌اي؟ چرا هفت شبانه روز آنها به اين وضع بگذرانند و تو نفهمي؟ اگر باخبر بودي و اقدام نمي‌كردي كه تو اصلا مسلمان نبودي، يهودي بودي.»

ـ «مي‌فرماييد چه كنم؟»

ـ «پيشخدمت من اين مجمعة غذا را برمي‌دارد، همراه هم تا دم در منزل آن مرد برويد، دم در پيشخدمت برگردد و تو در بزن و از او خواهش كن كه امشب با هم شام صرف كنيد. اين پول را هم بگير و زير فرش يا بورياي خانه‌اش بگذار، و از اينكه دربارة او كه همساية تو است كوتاهي كرده‌اي معذرت بخواه. سيني را همانجا بگذار و برگرد. من اينجا نشسته‌ام و شام نخواهم خورد تا تو برگردي و خبر آن مرد مؤمن را براي من بياوري.»

پيشخدمت سيني بزرگ غذا را كه انواع غذاهاي مطبوع در آن بود برداشت، و همراه سيد جواد روانه شد. دم در پيشخدمت برگشت و سيد جواد پس از كسب اجازه وارد شد. صاحبخانه پس از استماع معذرت خواهي سيد جواد و خواهش او دست به سفره برد. لقمه‌اي خورد و غذا را مطبوع يافت. حس كرد كه اين غذا دست پخت خانة سيد جواد، كه عرب بود، نيست، فوراً از غذا دست كشيد و گفت:

«اين غذا دست پخت عرب نيست، بنابراين از خانة شما نيامده، تا نگويي اين غذا از كجا است من دست دراز نخواهم كرد.»

آن مرد خوب حدس زده بود. غذا در خانة بحرالعلوم ترتيب داده شده بود. آنها ايراني الاصل و اهل بروجرد بودند و غذا، غذاي عرب نبود. سيد جواد هرچه اصرار كرد كه تو غذا بخور، چه كار داري كه اين غذا در خانة كي ترتيب داده شده، آن مرد قبول نكرد و گفت:

«تا نگويي دست دراز نخواهم كرد.»

سيد جواد چاره‌اي نديد، ماجرا را از اول تا آخر نقل كرد. آن مرد بعد از شنيدن ماجرا غذا را تناول كرد، اما سخت در شگفت مانده بود. مي‌گفت:

«من راز خودم را به احدي نگفته‌ام، از نزديكترين همسايگانم پنهان داشته‌ام، نمي‌دانم سيد از كجا مطلع شده است!»

سر خدا كه عارف سالك به كس نگفت

در حيرتم كه باده فروش از كجا شنيد؟!»

پس از درنگي كوتاه درمي‌يابيم كه پيام اصلي و رساي داستان «عتاب استاد» اين است كه سيّد بحرالعلوم، همان دانشمند نام‌آور و فقيه سرشناس شيعه، داناي راز بوده و با بصيرتي كه داشته، از همه‌ي امور همسايه‌ي سيّد جواد ـ بلكه از امور همه‌ي مردم ـ باخبر بوده[3] و رفتار و عملكردش بر اساس بصيرتش بوده است.[4]

از نكته‌ها و پيام‌هاي فرعي داستان ـ چه مثبت و چه منفي ـ صرف‌نظر كرده و داستان «مرد ناشناس[5]» را عيناً از قول كتاب نقل مي‌كنيم:


 

[1] داستان راستان، ج 1، ص نه تا سيزده.
[2] داستان راستان، ج 2، ص 46.
[3] به نقل از سيّد بحرالعلوم آورده‌اند كه: «لو سألتني عن الارض شبراً شبراً لأخبرتك به» اگر از وجب به وجب زمين از من بپرسي، تو را از آن باخبر مي‌سازم. (نجم الثاقب، ص 408)
[4] مقام علمي و معنوي سيّد بحرالعلوم، محترم و غير قابل انكار است.
[5] داستان راستان، ج 1، ص 258.