صفحه خانگی|افزودن به علاقه مندی ها
 
 
تبلیغات
نحوه نمایش مطالب: تاریخ | امتیاز | بازدیدها | نظرات | الفبایی

توسط: Dalil Press در 14 دی 1390

اقدام بی‌سابقه:

در يك اقدام بي سابقه، گروهي از دانشجويان مسلمان در يكي از مدارس عالي در ايالت شيكاگوي امريكا يك باشگاه ورزشي تأسيس كردند. در اين باشگاه تنها مسلمانان شركت ندارند بلكه برخي غير مسلمانان نيز با اين باشگاه همكاري دارند. مسئول اين باشگاه هدف از افتتاح اين مكان را از ميان برداشتن مفاهيم و برداشت‌هاي غلط از اسلام و ارايه تعريف صحيح و عملي از فرهنگ اين دين الهي اعلام نمود. در روزنامه شيكاگو تريبون هم خبر مربوط به اين باشگاه مطرح شده و طي مقاله‌اي از روند رو به تزايد تبعيض غلط عليه مسلمانان در امريكا انتقاد شده بود.

روزنامه جوان، ص 8 ضميمه  20/12/1382

ـ امید است در این اقدام بی‌سابقه از مرزهای تبرّی از دشمنان خدا عبور نکرده باشند.

 

توسط: Dalil Press در 5 دی 1390

از هرچه بگذريم...

در رسانه‌ها و تريبون‌ها... بحث‌هاي بسياري درباره‌ي حقوق بشر است: حقوق كودك، حقوق زن، حقوق كارگر، حقوق بازنشستگان... و بالاخره بشر امروز با جدّيت هرچه تمام‌تر در صدد استيفاي حقوق از دست رفته‌ي اين و آن است.

گاهي به قدري صحبت از حقوق زنان است كه خواسته و يا ناخواسته حقوق مردان ناديده گرفته مي‌شود و گاهي نيز آن‌چنان از حقوق بشر دفاع مي‌شود كه حقّي براي خدا باقي نمي‌ماند. در اين ميان شعارهاي پرطمطراق و دهن پركن هم سبب شده تا از حقوق پايمال شده‌ي ذوي الحقوق بي‌خبر بمانيم.

ما بر اين باوريم كه زندگي انسان‌ها با همه‌ي ابعادش در گرو وجود مبارك امام زمان حضرت حجّة بن الحسن العسكري عليهماالسلام مي‌باشد و به فرموده‌ي لسان الله ناطق: اگر امام نباشد زمين اهلش را در خود فرو مي‌برد و اثري از بني‌آدم به‌جا نمي‌ماند. پس هستي ما وابسته به وجود اوست. علاوه بر آن‌كه امام خليفه‌ي خدا در روي زمين است و خداوند تبارك و تعالى همه‌ي امور آفرينش را به‌دست باكفايت او به انجام مي‌رساند. و از پيامبر گرانقدر اسلام صلّى الله عليه و آله آموخته‌ايم: هركه بميرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهليّت مرده است.

كمي درنگ لازم است.

آيا با اين وصف از حقوق مسلّم و قطعي امام زمان عليه‌السلام اين نيست كه نخست بايد او را بشناسيم؟ آيا اگر خدا را نشناسيم مي‌توانيم حقّ بندگي او را به‌جا آوريم؟ آيا اگر امام زمانمان را آن‌گونه كه سزاوار است نشناسيم مي‌توانيم از گمراهي‌ها نجات پيدا كنيم؟

شگفت‌آور است اگر بدانيم مردم جامعه‌ي كنوني ما اطّلاعات درستي درباره‌ي امام زمانشان ندارند. بيشتر مردم بر اين باورند كه امام زمان عليه‌السلام بايد بيايد و نمي‌دانند كه آن وجود مقدّس و آسماني در ميان مردم زندگي مي‌كنند ولي به‌خواست و اراده‌ي پروردگار شناخته نمي‌شوند.

سخن از استيفاي حقوق اين و آن بود. ما از حقوق والدين، معلّمان و مربّيان... حرف‌هاي بسياري شنيده‌ايم امّا درباره‌ي حقوق ولي نعمتمان حضرت بقيّة الله ارواحنا له الفداء يا چيزي نشنيده‌ايم و يا چيز قابل ذكري به ياد نداريم. بنابراين امروز كمتر كسي را مي‌شناسيم كه به دفاع از حقوق امام زمان عليه‌السلام بپردازد.

چگونه از خدا و نبوّت و امامت و احكام عملي و اخلاق... حرفي بزنيم و به ارتباط آن‌ها با امام زمان چيزي نگوييم؟ مگر ممكن است بحث از خدا باشد و از لسان الله و عين الله و يدالله... حرفي به ميان نيايد. حذف جايگاه امام در كنار هريك از مسائل ديني ظلم آشكاري در حقّ آن بزرگوار بوده و تحريف آشكار دين است.

كسي نمي‌تواند سخن از طبيعت بگويد و اشاره‌اي به خورشيد روشني‌بخش و گرماآفرين نداشته باشد. سخن از كربلا گفتن و تحليل‌هاي عاشورايي داشتن بدون توجّه به وارث به حقّ حسين بن علي حضرت حجّة بن الحسن العسكري عليهم‌السلام نادرست و گمراه كننده است.

دين بي‌ولايت حضرتش همچون نماز بي‌وضو است و دم زدن از قرآن و دين بي‌توجّه به جايگاه حضرتش در كنار واژه واژه‌هاي دين دم زدن از شرك و بت پرستي است.

به ياد او باشيم كه هميشه به ياد ما است.

 

محفوظ باشید

 

توسط: Dalil Press در 5 دی 1390

 

   

خدمت به خلق:

 

«در جشنواره روستا

مريم بصيري

پنجمين جشنواره سراسري تئاتر روستايي تشكيل شد. در اين جشنواره استانهاي مازندران، گيلان، همدان، خراسان، يزد، گرگان و گنبد كرمانشاه و قم شركت داشتند... در اين جشنواره خواهران با دو نمايش ننا و طلوع حضور داشتند...

* با توجه به كارتان چه مشكلات و موانعي در پيش رو داريد؟

يكي ديگر از بازيگران نمايش ننا: مشكلات كاري را كه از طريق خانه ترويج روستا پي گيري مي‌كنيم. اما در مورد مشكلات اجتماعي بايد بگوييم در طول پنج ماهي كه ما تمرين داشتيم بعضي از روستاييان حرفهايي مي زدند و مي‌گفتند كه فلاني با پسرها بازي مي‌كند! ما هم به آنها گفتيم كه ما به خاطر شما و براي شخصيت دادن به زنان بازيگري مي‌كنيم و به تلاش و كوشش شما بها مي‌دهيم.

- چه چيز باعث شد كه شما از ميان كارهاي روستايي به تئاتر گرايش پيدا كنيد؟

اول از همه به خاطر علاقه‌اي بود كه به كار بازيگري داشتم و بعد به خاطر خدمت به خلق بود. نمي‌خواستم فقط شاهد حضور مردها در صحنه باشم.

- امكانات كاري در روستاييان چطور است چگونه آموزش مي‌بينيد؟

امكانات كه صفر است سالن كوچكي كه متعلق به جهاد است محل تمرين ما است و ما هميشه مشكل داريم مثلا مي‌گويند: سر و صدايتان بلند است و يا اينكه چرا با مردها روي صحنه مي‌رويد به هر حال دخترها نمي‌توانند در هر نمايشي نقش داشته باشند. ما هم از طريق تمرين در همين نمايش و كلاسهاي جهاد تئاتر ياد مي‌گيريم.

 - نظر اهالي نسبت به كار شما چيست؟

از آنجا كه متأسفانه سطح تحصيلات پايين است بعضي با جنبه منفي به قضيه نگاه مي‌كنند مثلا در همان مسيري كه ما براي تمرين مي‌رويم و مي‌آييم كلي مشكل داريم طوري به ما نگاه مي‌كنند كه انگار ما قصد و غرض خاصي از اين كارمان داريم.»

ماهنامه پيام زن، سال ششم، شماره يكم، فروردين 76

 

روستائيان با سادگي آن‌چه را كه مي‌بينند بيان مي‌كنند ولي ما شهري‌ها ياد گرفته‌ايم هر نوع ارتباطي را هنري بدانيم و شأن بازيگران را والاتر از مسائل... تلقّي كنيم. از آن گذشته بازيگري خانم‌ها در تئاتر را در راستاي شخصيّت دادن به زنان و خدمت به خلق بدانيم!!

سعي كنيد باور كنيد.

 

 

توسط: Dalil Press در 5 دی 1390

 

عذر بدتر از گناه:

 

«آمريكا 15 مورد اهانت به قرآن را گردن گرفت

بازرسان آمريكايى كه براى بررسى بى‌احترامى سربازان آمريكا به قرآن به زندان گوانتانامو اعزام شده‌اند، انجام شدن پانزده مورد بى‌احترامى به قرآن را تأييد كرده اما تأكيد كردند كه در اين ميان، مورد اثبات شده انداختن قرآن به دستشويى وجود ندارد. به گزارش مهر به نقل از روزنامه «ديلى ميل»، ژنرال «جى دبليو هود»، فرمانده آمريكايى حاضر در زندان گوانتانامو كه بررسى بى‌احترامى سربازان آمريكايى به قرآن را بر عهده دارد، اعلام كرد: ما از سال 2002 تمام موارد را مورد بررسى قرار داديم و دريافتيم كه در پانزده مورد مختلف، سربازان به قرآن بى‌احترامى كرده‌اند.

هود تاكيدكرد: البته هنوز همه بررسى‌هاى ما تكميل نشده است. بازرسى‌هاى ما از دو هفته پيش زمانى كه مجله «نيوزويك» از پرتاب شدن قرآن به درون دستشويى از سوى سربازان آمريكا خبرداد، آغاز شده و هنوز زمان زيادى تا پايان يافتن بررسى‌ها لازم داريم.

وى توضيح داد: در مواردى كه به قرآن بى‌احترامى شده، به آن دليل بوده است كه زندانى‌هاى مسلمان را مجبور به اعتراف نمايند.»

سايت بازتاب، 10/3/84

آيا در امريكا براي اعتراف گرفتن از يهودي‌ها به تورات توهين مي‌كنند و در اعتراف گرفتن از مسيحي‌ها به انجيل؟

در دنيايي كه همه جا فرياد از حقوق بشر مي‌باشد، اين‌گونه اظهار نظر كردن يكي از مصداق‌هاي عذر بدتر از گناه است.

 

توسط: Dalil Press در 5 دی 1390

 

 

  جایگاه رقص:

 

«از جايگاه فرهنگي و ملي نيز رقص، پايكوبي و موسيقي، وسيله اي براي گذران اوقات فراغت و همچنين به عنوان يك ميراث ملي، بومي و قومي محسوب مي شود. در ميان طايفه‌هاي كرد و لر ايران، رقص و پايكوبي داراي جايگاهي سنتي و تاريخي است، در اين جشن‌ها زنان و مردان با هم مي‌رقصند و پوشش خود را نيز حفظ مي‌كنند... موسيقي و رقص وسيله‌اي براي پيشگيري از افسردگي در بين جوانان است. [همان طور] كه افرادي هم با روضه خواني و موسيقي غم انگيز درمان مي‌شوند.»

دكتر فرجاد، صداي عدالت، ص 3، 9/7/81

 

جناب دكتر! بالاخره اين رقص و پاي‌كوبي شما جايگاه فرهنگي و ملّي دارد يا جايگاه سنّتي و تاريخي؟ اين ناناي كردن شما يك ميراث ملّي است و يا ميراث بومي و قومي؟

جناب دكتر!! راستي چه كساني با روضه‌خواني درمان مي‌شوند؟ فكر نمي‌كنيد... .

 

 

 

توسط: Dalil Press در 5 دی 1390

 

آورده‌اند که:

   

« گلدهاژن، يك محقق آمريكايي، طي درخواستي خطاب به واتيكان، نوشته است: كليساي كاتوليك بايد براي رفع اتهام ضد يهودي بودن خود، متون انجيل چهارگانه را سانسور كند. وي در درخواست خود آورده است: 450 آيه با ويژگي ضد يهودي در انجيل وجود دارد كه بايد حذف شود.»

 

تو خود حديث مفصّل بخوان از اين مجمل

 

لابد مسلمانان هم بايد آيات ضدّ يهود را از قرآن حذف كنند و پس از اين نبايد در علوم پزشكي بحثي از انگل و ميكروب و ويروس باشد. چون ضدّيت با جانوران موذي شايسته نيست. 

 

 

 

توسط: Dalil Press در 3 دی 1390

 

 

نویسنده‌ای در باره‌ی امیر المؤمنين علي عليه السلام چنین گفته است:

«یکی از ابعاد این شخصیت عظیم که باید برای ما الگو باشد فدایی بودن برای دین است که این صفت در امیرالمومنین به وضوح دیده می شد. بعد از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آن هنگامی که به خانه امیرالمومنین علیه السلام هجوم آوردند و همانطور که در تاریخ نیز ثبت شده به دختر رسول خدا، حضرت زهرا علیهاالسلام بی حرمتی کردند و آن وقایع ناگوار پیش آمد.

برای مرد خیلی سخت است که در مقابل چشمانش به همسرش اهانت شود. امیرالمومنین علیه السلام دیدند اگر از همسرشان دفاع کنند؛ اسلام نوپای به خطر می افتد و اگر نگران اسلام باشد باید سکوت کند و اهانت به همسر را بپذیرد. امام در اینجا برای حفظ اسلام عزیز در آنجا سکوت کرد و خانواده اش را در راه بقای اسلام فدا کرد، چون همانطور که خود حضرت نیز بعدها فرمود، صبر و سکوت ایشان برای این بود که اصل اسلام را در خطر می دید و بر دین مردم ترس داشت که مبادا آن درگیری ها منجر به ارتداد مسلمین شود. حکایت این صبر عجیب در خطبه ی شقشقیه در نهج البلاغه از زبان خود حضرت آمده است و در آنجا امام به ماجرای سقیفه و آنچه نسبت به اسلام و اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله روا داشتند اشاره می کنند. این صبر امیرالمومنین علیه السلام و فدا کردن همسر و فرزندش، آن هم وجود نازنینی همچون صدیقه طاهره علیهاالسلام، در راه دین، در آن خطبه تجلّی پیدا کرده است».

سايت تبيان ـ 23/8/90 ـ صفحه‌ي دين و انديشه ـ مصاحبه‌ي تبيان با... .

 

به چند نكته ـ اي كه در گفتار و نوشتار برخي صاحب نظران مسائل ديني، اجتماعي و سياسي تكرار مي‌شود و در مصاحبه‌ي بالا آمده ـ اشاره مي‌كنيم:

1ـ فدا شدن امام معصوم عليه‌السلام براي بقاي دين.

2ـ اگر حيدر كرّار علي عليه‌السلام از همسرشان دفاع مي‌كردند، اسلام نوپاي به خطر مي‌افتاد.

3ـ حضرت علي عليه‌السلام چون نگران اصل اسلام بودند سكوت كردند.

4ـ حضرت اميرمؤمنان علي عليه‌السلام خانواده‌اش را در راه بقاي اسلام فدا كردند.

5ـ حضرت علي عليه‌السلام مي‌ترسيدند مبادا آن درگيري‌ها به ارتداد مسلمانان منجر شود.

 

براي پذيرش نكته‌هاي ياد شده بايد اصول و معارف تازه‌اي را بياموزيم، زيرا آن‌چه تا كنون در مكتب اهل بيت عصمت و طهارت عليهم‌السلام آموخته‌ايم اجازه‌ي پذيرش چنان مفاهيمي را به ما نمي‌دهد.

 

سنجش نكته‌ها با آموخته‌هاي پيشين ـ به‌طور خلاصه و كوتاه ـ :

1ـ فدا شدن امام معصوم عليه‌السلام براي بقاي دين.

پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله فرموده‌اند: «عَليٌّ عمودُ الدين ـ علي ستون دين است.»[1] حال چگونه ممكن است ستون دين فداي دين شود؟ آيا ممكن است روح ما فداي ما شود؟ زماني كه پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله به امر خالق يكتا علي عليه‌السلام را عمود دين معرّفي مي‌كند، امير مؤمنان چگونه بايد خود را فداي دين كند؟ مگر دين الهي جداي از حجّت برگزيده‌ي خداوند است؟ وقتي بر اين باوريم كه: «اگر حجّت خدا نباشد زمين اهلش را فرو مي‌برد»[2]، در اين فرض با نبود امام خلقي روي زمين باقي نمي‌ماند تا پيرو ديني باشند. علاوه بر آن كه دين يعني اطاعت از امام.[3] پس اگر امامي برگزيده از سوي خدا نباشد ديني وجود ندارد.

يادآور مي‌شويم: هرگاه امامي در راه خدا به شهادت مي‌رسيد بقاي دين به وجود امام معصوم پس از او بود؛ و امروز بقاي اسلام به وجود مبارك حجّة بن الحسن العسكري عليهماالسلام مي‌باشد.

 

2ـ اگر حيدر كرّار علي عليه‌السلام از همسرشان دفاع مي‌كردند، اسلام نوپاي به خطر مي‌افتاد.

نوپايي اصطلاحي است كه براي كودكان تازه به راه افتاده و يا نيروهاي تازه‌كار استعمال مي‌شود. ولي درباره‌ي كساني كه حق را پذيرفته و يا پيرو مرام و مسلكي شده‌اند كاربردي ندارد؛ به‌ويژه در مورد كساني كه اسلام را پذيرفته‌اند ـ ديني كه مطابق با فطرت آدمي است ـ .

اگر نوپايي مسلمانان اصل قابل اعتنايي مي‌بود مقابله و دفاع در برابر دشمناني كه تجهيزات جنگي و نفرات بيشتري داشتند ـ مانند جنگ بدر ـ معنا و مفهومي نداشت؛ و جهاد در ركاب خاتم الانبياء صلّى الله عليه و آله واجب نبود. در حالي كه ما مجاهدان و مهاجران صدر اسلام را تحسين كرده و بر بازماندگان از جهاد خرده مي‌گيريم و همنوا با كلام خدا ابراز مي‌داريم: «فَضَّلَ اللهُ المجاهِدينَ عَلى القاعِدينَ اَجراً عَظيماً»[4] و هرگز ملاحظه‌ي نوپايي اسلام و مسلمانان را نداريم.

وانگهي براي حفظ اسلام نوپاي و تداوم آن سزاوار بود تا اميرالمؤمنين عليّ بن ابي‌طالب عليه‌السلام ـ همو كه همتاي پيامبر و جان رسول الله بود ـ خليفه‌ي بلافصل پيامبر خدا باشد تا كشتي اسلام را در گرداب طوفان‌ها و امواج بلاخيز سكّانداري كند؛ و خدا هم چنين مقرّر فرموده بود.

حال اگر به هر دليلي حقّ الهي اميرالمؤمنين علي عليه‌السلام غصب مي‌شد بي‌ترديد گمراهي و تاريكي بر سر امّت اسلام سايه مي‌افكند و حق از باطل بازشناخته نمي‌شد و بي‌ديني و ستم رواج مي‌يافت.

اكنون جا دارد گوش دل بسپاريم به فرازي از گفتار مولاي متّقيان علي عليه‌السلام كه فرموده‌اند:

«... قَد عَمِلتِ الولاةُ قَبلي اَعمالاً خالَفوا فيها رَسوُلَ اللهِ صَلّى الله عليه و آله مُتَعمِّدينَ لِخلافهِ ناقِضينَ لَعهدِهِ مُغَيِّرينَ لُسُنَّتِه... ـ واليان پيش از من به گونه‌اي عمل كردند كه عملكردشان مخالف پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله بود؛ و در مخالفتشان تعمّد داشتند و عهد شكنش بودند و تغيير دهنده‌ي سنّتش...»[5].

و پس از گمراهي امّت اسلام فرموده‌اند:

«... اَصبِر عَلى طَخَيةٍ عَميآء ـ بر تاريكي كوري صبر كنم...»[6].

اكنون بنا به فرموده‌ي امير عالم علي مظلوم صلوات الله عليه مي‌پرسيم: آيا مخالفت آشكار با پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله و شكستن عهدش و واژگون ساختن روشش و گمراهي امّت اسلام همه از آثار حفظ اسلام نوپاي مي‌باشد؟!

 

3ـ حضرت علي عليه‌السلام چون نگران اصل اسلام بودند سكوت كردند.

اصل اسلام چيست؟

اصل و اساس اسلام در بيان آورنده‌اش، علي عليه‌السلام مي‌باشد. همو كه پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله در شأنش فرمودند: «عليٌّ عمودُ الدين»؛ يعني اگر در مقام تشبيه اسلام را خيمه‌اي برافراشته شده بدانيم عمود آن پس از پيامبر خاتم وصيّ معصوم او علي عليهماالسلام است؛ و حيدر كرّار علي مرتضي نيز خود را عمود اسلام دانسته و فرموده است: «انا عمودُ الاسلام ـ من ستون اسلام هستم»[7]، در اين صورت جاي هيچ‌گونه ترديدي باقي نمي‌ماند كه اصل اساسي اسلام پس از پيامبر خدا امام و حجّت برگزيده‌ي خالق يكتاست.

با توجّه به آن‌چه ذكر شد نگراني اميرالمؤمنين علي عليه‌السلام نسبت به اصل اسلام چه مفهومي دارد؟

 

4ـ حضرت اميرمؤمنان علي عليه‌السلام خانواده‌اش را در راه بقاي اسلام فدا كردند.

·        آيا آن‌چه در بيرون از خانه‌ي اهل بيت رسالت گذشت اسلام بود؟

·        آيا به راستي اسلام منهاي خاندان رسالت بود؟

·    آيا حاكميّت اسلام سبب يورش به خانه‌ي وحي شد و سفارش‌هاي پيامبر ناديده گرفته شد و آيات الهي تحريف گرديد و سنّت پيامبر تغيير كرد؟

·        آيا اسلام با حقّانيّت اميرالمؤمنين علي عليه‌السلام مخالف بود كه او را خانه‌نشين كرد؟

·        آيا اسلام با دخت معصوم و گرانقدر پيامبر سر جنگ داشت و اورا از حقّ الهي‌اش محروم كرد؟

·        آيا اسلام بود كه ريسمان به گردن حيدر كرّار عليّ بن ابي‌طالب عليهماالسلام بست و او را براي بيعت اجباري به مسجد آورد؟

·        آيا بقاي چنين اسلامي نياز به جانفشاني داشت و علي مظلوم صلوات الله عليه مي‌بايست خانواده‌اش را در راه بقاي آن فدا كند؟

 

 5ـ حضرت علي عليه‌السلام مي‌ترسيدند مبادا آن درگيري‌ها به ارتداد مسلمانان منجر شود.

ارتداد يعني دست از دين برداشتن؛ و بي‌دين را مرتد گويند. اگر مسلماني همه‌ي مسائل ديني را باور داشته و در انجام تكاليف الهي صادقانه كوشا باشد ولي تنها يكي از دستورات ديني ـ چه حجاب باشد و چه قصاص و چه ولايت معصومين عليهم‌السلام ـ را با دانايي و اختيار انكار كند مرتد مي‌باشد. مهاجر و انصاري كه سال‌ها همراه پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله بودند و خود را از صحابه‌ي آن حضرت قلمداد مي‌كردند، در روز غدير با گوش خود پيام الهي را از فرستاده‌ي امين پروردگار شنيده و به آن اقرار كرده و با پيامبر و وصيّ بلافصل او عليهماالسلام بيعت كردند. ولي پس از شهادت رسول الله صلّى الله عليه و آله يكباره همه‌ي آن‌چه كه پيامبر خدا درباره‌ي عترتش فرموده بود را عملاً انكار كرده و با خدا و پيامبر و وصيّ پيامبرش عهدشكني كردند و به جاهليّت شرك بازگشتند.

كلام اميرالمؤمنين علي عليه‌السلام بهترين گواه است:

«... فَانقَلَبتُم عَلى اَعقابِكُم وَ ارتَدَدتُم وَ نَقَضْتُم الاَمْرَ وَ نَكَثْتُم العهد... ـ به عقب بازگشتيد و بي‌دين شديد و امر (ولايت) را تباه كرديد و پيمان (الهي) را شكستيد...»[8]

و علاوه بر فرمايش مولاي متّقيان علي عليه‌السلام از ابن‌عبّاس نقل شده است كه گفته:

«... يا اِخوَتي تُوُفِّيَ رسُولُ اللهِ صَلّى الله عليه و آله يومَ تُوُفّي فَلَم يُوضَعْ في حُفرَتِهِ حَتّى نَكَثَ الناسُ و ارتَدُّوا وَ أَجْمَعُوا عَلَى الخلاف... ـ اي برادران من! پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله درگذشت، روز درگذشت كه هنوز به خاك سپرده نشده بود، مردم پيمان شكستند و بي‌دين شدند و بر مخالفت ـ با پيامبر و وصيّ او ـ همداستان شدند...»[9].

آيا سكوت امير مؤمنان علي عليه‌السلام و عدم درگيري ايشان با غاصبان سبب شد تا به ارتداد مسلمانان منجر نشود؟!!

اكنون صراحتاً اعلام مي‌داريم كه تحليل‌ها و اظهار نظرهاي صورت گرفته پيرامون حركت الهي اميرالمؤمنين علي عليه‌السلام ناآگاهانه و يا مغرضانه است. ناآگاهان فريب گفتار ديگران را خورده و گفته‌هاي آن‌ها را بازگو مي‌كنند. ولي مغرضان بي‌ترديد جيره‌خوار و همراه و همگام اصحاب صحيفه هستند: كساني كه در مكّه و در سال آخر عمر پيامبر با هم پيمان بسته و به لات و عزّى سوگند ياد كردند تا پيامبر و عترت او را به شهادت برسانند و بناي اسلام را در هم بكوبند و آن‌ها همه از صحابه و از منافقان بودند؛ و صحيفه‌ي منحوسه‌ي خود را كه نوشتند و امضا و مهر كردند در كعبه قرار دادند.

در خاتمه پاسخ سكوت اسدالله غالب عليّ بن ابي‌طالب را از خود آن بزرگوار مي‌شنويم:

«... اَما وَاللهِ لو كان لي عدّة اصحاب طالوت... لَضَربتُكُم بالسيف... ـ آگاه باشيد! به خدا سوگند! اگر براي من ياراني به شمار ياران طالوت مي‌بود... هرآينه شما را با شمشير مي‌زدم...»[10].

«... لَمْ يَمْنَعْني مِن ذلك الجُبنُ وَ لا كراهيّةُ لقاءِ رَبّي... ولكن مَنَعَني مِن ذلك امرُ رسولِ الله صلّى الله عليه و آله و عَهْدُهُ اليّ... قالَ: اِن وَجَدتَ اعواناً فَانبِذ اليهم، و اِن لَم تَجِد اعواناً فاكفف يدك و احقن دمك حَتّى تجد على اقامةِ الدينِ و كتاب الله و سنّتي اعوانا... ـ آن‌چه مرا از رويارويي ـ با ستمگران و غاصبان ـ بازداشت ترس و خوش نداشتن ديدار پروردگارم نبود... بلكه فرمان پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله و آن عهدي كه با من بسته بود مرا از دفاع بازداشت... [پيامبر خدا به من] فرموده بود: اگر ياوراني يافتي آنان را در هم شكن؛ و اگر ياوراني نيافتي دست بازدار و خون خود را حفظ كن تا براي برپايي دين و كتاب خدا و سنّت من ياوراني بيابي...»[11].

 

 آري!

اگر علي عليه‌السلام يارو ياور مي‌داشت به منافقي اجازه‌ي كوچك‌ترين حركتي نمي‌داد.

اگر مولا تنها نبود همسرش كتك نمي‌خورد و حقّش غصب نمي‌شد و به شهادت نمي‌رسيد.

اگر حيدر بي‌ياور نبود، ملاحظه‌ي نوپايي اسلام نبود و زمين از خون غاصبان رنگين مي‌شد.

اگر اوّل مظلوم عالم بي‌ياور نبود كسي جرأت نمي‌كرد درباره‌ي او قضاوت نابجايي داشته باشد.

اللهمّ عجّل لوليّك الفرج

والسلام


[1] كافي، ج 1، ص 293، ح 2.

[2] غيبت نعماني، ص 139، ح 9.

[3] محاسن برقي، ص 286، ح 430.

[4] قرآن مجيد، سوره‌ي نساء، آيه‌ي 95.

[5] كافي، ج 8، ص 58، ح 21.

[6] نهج البلاغه، خطبه‌ي شقشقيّه.

[7] الزام الناصب، ج 2، ص 213.

[8] احتجاج طبرسي، ج 1، ص 370، ح 66.

[9] كتاب سليم، ج 2، ص 862، ح 48.

[10] كافي، ج 8، ص 31، ح 5.

[11] كتاب سليم، ج 2، ص 661، ح 12.

 

 

توسط: Dalil Press در 3 دی 1390

 

 

كافي، ج 1، ص 225، ح 6 (با سند صحيح)

 

محمّد، عَن احمد بن محمّد، عن الحُسين بن سعيد، عن النَضر بن سويد، عن عبدالله بن سنان عن ابي‌عبدالله عليه‌السلام، أنَّهُ سَأَلَهُ عَن قولِ اللهِ عزّوجَلَّ: «وَ لَقَد كَتَبنا في الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِكر» مَا الزّبُورُ وَ ماَ الذِّكرُ؟

قالَ: الذِّكرُ عِندَاللهِ وَ الزَّبُورُ: الذي اُنزِلَ عَلى داود، وَ كُلُّ كتابٍ نَزَلَ فَهُوَ عِندَ اَهْلِ العِلمِ، وَ نَحْنُ هُمْ.

 

ترجمه:

 

عبدالله بن سنان از حضرت صادق عليه‌السلام درباره‌ي چيستي زبور و ذكري كه در آيه‌ي «وَ لَقَد كَتَبنا فِي الزبورِ مِن بَعدِ الذكرِ» هست پرسيد.

حضرت فرمودند: ذكر نزد خداوند مي‌باشد؛ و زبور كتابي بود كه بر حضرت داود عليه‌السلام نازل گرديد؛ و هر كتابي كه فرود آمده، نزد اهل دانش مي‌باشد؛ و ماييم اهل دانش.

 

  از توجّه به پرسش و پاسخ روايت فوق مي‌يابيم:

 

·    اصحاب امامان معصوم با توجّه به آشنايي‌شان به زبان عربي، خود را موظّف مي‌دانستند درباره‌ي قرآن همه چيز را از عترت پيامبر بياموزند، و به دانسته‌هاي خود بسنده نمي‌كردند.

·        علم حروف و كلمات و آيات و سوره‌هاي قرآن نزد خاندان رسالت عليهم‌السلام است.

·    برخی کلمات در آیات مختلف قرآن، دارای معنا و مفهوم متفاوتی می‌باشند. و مراد از کلمه‌ی «ذكر» در آيه‌ي ياد شده چیزی‌است که نزد خداوند مي‌باشد؛ نه هر ذكري كه در قرآن آمده است.

·    اهل علم در كلام برگزيدگان الهي به خاندان رسالت عليهم‌السلام اطلاق مي‌شود. آنان كه به درستي گنجينه‌دار علوم الهي هستند.

·        هريك از خاندان رسالت عليهم‌السلام وارث دانش، كتاب و معجزات پيامبران و اوصياي پيش از خود مي‌باشند.

·    صحف ابراهيم، زبور داود، تورات موسي، انجيل عيسي و قرآن محمّد عليهم‌السلام بدون هيچ تغيير و تبديل و تحريفي نزد بازمانده‌ي خاندان رسالت عليهم‌السلام است.

·    امروز تنها بازمانده‌ي خدا حضرت بقيّة الله عجّل الله تعالى فرجه و آخرين عالم آل محمّد عليهم‌السلام وارث كتاب‌ها و معجزات و دانش‌هاي پيامبران و اوصياي پيشين عليهم‌السلام است.

عترت پاك پيامبر عليهم‌السلام همان علمايي هستند كه وارث پيامبرانند. 

موفق و پیروز باشید

 

توسط: Dalil Press در 19 آذر 1390

 

نويسنده‌اي مي‌گويد:

 

«سپاه صد و اند هزار نفري يزيد... اين ها هيچ اند، حتي بد هم نيستند، فقط يزيد بد است، اين ها به دشنام هم نمي‌ارزند، كاردانه مي‌كشند، و كشنده نيستند، آب را به روي تشنگان مي بندند، خيمه گاه را به حريق مي‌كشند، اردوي حريت و حق را قتل عام مي‌كنند، بر اجساد انسانيت و ايمان اسب مي‌تازند، خاندان رسالت را نابود مي‌كنند و ناموس خدا را به زنجير مي‌كشند و آيات قدسي آزادي و عزت انسان را به بارگاه ديو مي‌برند و به پاسداران اسارت و ذلت مي سپارند... و با اين همه، شايسته نفريني نيز نيستند و در دل قربانيان خويش هم كينه‌اي را بر نمي انگيزند».

كتاب حر، ص 22/ دفتر نشر فرهنگ اسلامي

 

نويسنده‌ي عبارت‌هاي بالا، گويا با منطق دين بيگانه بوده و توفيق تلاوت آيات كلام الله مجيد درباره‌ي لعن و نفرين خدا و پيامبران و فرشتگان بر كافران و ستمگران را نيافته است. او اگر در طول عمر خود موفّق شده بود يك بار زيارت عاشورا و يا زيارت اربعين را قرائت كند بي‌ترديد سخنانش با آن‌چه نوشته متفاوت بود.

برائت كه دوري كردن با كينه و نفرت از دشمنان خدا و خاندان رسالت مي‌باشد، از اصول دين اسلام است. و لعن و نفرين بر دشمنان مرحله‌ي برائت زباني مي‌باشد كه بايد با دل و رفتار لعن كننده هماهنگ باشد.

دشمنان خدا و خاندان رسالت به گفته‌ي نويسنده هيچ‌اند و پشيزي نمي‌ارزند. ولي با اين وصف لعن و برائت از آنان واجب است.

سبّ دشمنان كه ما آن را در فارسي ناسزا مي‌گوييم با فحش متفاوت است. سب كردن يعني بدي‌هاي دشمن را آشكار كردن نه فحش دادن به آن‌ها كه فحّاشي از مؤمن و شيعه‌ي امير مؤمنان علي عليه‌السلام به‌دور است.

 

اللّهمَ العن اوّل ظالم ظلم حقّ محمّد و آل محمّد و آخر تابع له علي ذلك، اللّهمّ العن العصابة التي جاهدت الحسين و شايعت و بايعت و تابعت علي قتله، اللّهمّ العنهم جميعاً.

 

توسط: Dalil Press در 19 آذر 1390

 

سندي تاريخي از شگردهاي رژيم پهلوي براي كشف حجاب

 

اين سند از سويي حكايت از عظمت و جايگاه حجاب به خصوص چادر در فرهنگ اصيل اسلامي مردم ايران است و از سوي ديگر حاكي از گستردگي توطئه هاي سردمداران رژيم شاه در برابر يكي از اصيل‌ترين مظاهر اسلامي و فرهنگي مردم مسلمان كشورمان مي‌باشد. در اين سند آمده است:

براي مبارزه با اين پوشش حقيركننده اين راهها پيشنهاد مي شود:

 

 

1- اقداماتي كه در دراز مدت مؤثر خواهد بود:

 

* بهره گيري از خدمات رسانه هاي گروهي.

 

الف- ايجاد هماهنگي لازم بين رسانه‌هاي گروهي و متون كتابهاي درسي براي دگرگوني باورداشتهاي فعلي در زمينه چادر با معتقدات اخلاقي و مذهبي.

ب- ايجاد هماهنگي كامل بين برنامه هاي تلويزيون، راديو، محتواي مطبوعات با متون كتب درسي در تغيير تصوير ذهني از زن در جهت ارتقاي مقام و نقش او در پيشبرد هدفهاي توسعه‌ی اقتصادي و اجتماعي.

ج- بهره گيري از سهم تلويزيون در بزرگداشت پوشاك محلي و نشان دادن جنبه هاي دست و پاگير چادر.

 

* استفاده از نفوذ روحانيون و سپاهيون دين

 

الف- انتشار مقالات و نشريات مخصوص و اشاعه‌ی محتواي اين نشريات توسط روحانيون معتبر و سپاهيان دين.

ب- بهره گيري از نفوذ كلام روحانيون دانشمند و شناخته شده در جهت تفكيك مفهوم حجاب از چادر.

 

* بهره گيري از فعاليت هاي سازمانهاي اجتماعي و آموزشي

 

الف- استفاده از خدمات سازمانهاي اجتماعي و آموزشي و دگرگوني بنيادي باورداشت همگان از رابطه بين چادر و معتقدات مذهبي و اخلاقي.

ب- بهره گيري از فعاليت كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان در تهيه‌ی متون كتب و فيلمها در جهت دگرگونيهاي ذكر شده.

ج- آموزش غيرمستقيم كودكان در مدارس به منظور انتقال اين دريافتها به بزرگترها.

د- گنجاندن مواد خاص در آموزشهاي جنبي كانونها.

 

2- اقداماتي كه در كوتاه مدت مؤثر خواهد بود.

 

با استفاده از روند گسترش همه جانبه‌ی خدمات بخش عمومي براي همگان و افزايش گروههاي استفاده كننده از خدمات مزبور مي توان با اتخاذ تدابير مطلوب، تعداد استفاده كنندگان از چادر در گروههايي مانند دانش آموزان، كارمندان، كارگران را كاهش داد.

2-1. ممنوع بودن چادر براي دانش آموزان و دانشجويان.

2-2. استفاده از پوشاك متحدالشكل در مدارس.

2-3. اجراي كامل قانون تعليمات اجباري در مورد خانواده‌هايي كه از مدرسه رفتن دختران خود جلوگيري مي‌كنند.

2-4. ممنوعيت بانوان كارمند از استفاده از چادر.

2-5. محروميت زنان كارمندي كه از چادر استفاده مي‌كنند، از دسترسي به مقامها و موقعيتها و همچنين از تشويق.

2-6. تشويق كارمندان زن به برگزيدن لباس متناسب با كار و شرايط محيط.

2-7. صدور بخشنامه به كليه‌ی كارخانجات و ملزم كردن كارگران به پوشيدن لباس متحدالشكل، متناسب با كار و شرايط محيط.

2-8. تشويق كارگران زن به استفاده از لباس متناسب با لباس متحدالشكل خود.

2-9. ممنوعيت زنان چادري از مراجعه به وزارتخانه‌ها و سازمانهاي دولتي.

2-10. ممنوعيت زنان چادري از مسافرت با شركت هواپيمايي ملي ايران.

2-11. ممنوعيت زنان چادري از استفاده از اتوبوسهاي شركت واحد.

2-12. ممنوعيت زنان چادري از سينماها.

2-13. ممنوعيت زنان چادري از خريد از فروشگاههاي شركت تعاوني شهر و روستا.

2-14. ممنوعيت زنان چادري از استفاده از خدمات اجتماعي مانند جمعيت بهزيستي و آموزشي فرح پهلوي، جمعيت شير و خورشيد سرخ ايران و انجمن ملي حمايت كودكان.

2-15. ممنوعيت ورود كودكان و نوجوانان چادر به سر به كتابخانه‌ها.

2-16. محروميت از شركت در هر گونه مجامع عمومي.

 

3- اقدامات جنبي

 

اقدامات مطلوب تصميمات كوتاه مدت مستلزم اقداماتي به شرح زير است:

3-1. همكاري وسايل ارتباط جمعي در توجيه مقام زن و برداشت همه جانبه در اين زمينه.

3-2. همكاري وسايل ارتباط جمعي در ارائه جنبه‌هاي منفي چادر و ارتباط آن با عقب ماندگي.

3-3. همكاري وسايل ارتباط جمعي در ايجاد برداشت صحيح از لباس متناسب.

3-4. تحقيق، نگارش و چاپ مقالات مستند در زمينه‌هاي مربوط.

3-5. توسعه كارخانجات پوشاك و در دسترس قرار دادن لباسهاي ارزان قيمت همراه با روسري كه جايگزين چادر گردد.

نشريّه‌ي صبح، ص 6، 25/2/1375

به هوش باشيم!

 

امروز ما مي‌توانيم با توجّه به كتاب‌هاي درسي ـ مقاطع مختلف تحصيلي ـ و برنامه‌هاي سيما و مروري بر نشريّات گوناگون و بازار پوشاك و گذري بر سينماي ايران، همه‌ي موارد ياد شده در سند را يك به يك مورد دقّت و بررسي عالمانه قرار داده و به دور از تعصّبات غير منطقي، تفاوت‌هاي موجود جامعه‌ي ديروز و امروزمان را با عنايت به حجم تبليغات ديني انجام شده بسنجيم.

بدحجابي‌ها و يا بهتر بگوييم بي‌حجابي‌هاي موجود، معلول چه عللي است؟ پيش از آن كه مثل هميشه، ديگران را مقصّر بدانيم، اين بار بكوشيم تا نخست سهم خود را در اين معضل اجتماعي كه زمينه‌ي بروز بسياري از مفاسد اخلاقي مي‌باشد، معلوم كنيم. از ياد نبريم تا كنون با مقصّر دانستن ديگران، گره‌اي از كار گشوده نشده و باري به منزل نرسيده است.

والسلام