صفحه خانگی|افزودن به علاقه مندی ها
 
 
تبلیغات
نحوه نمایش مطالب: تاریخ | امتیاز | بازدیدها | نظرات | الفبایی

توسط: Dalil Press در 27 خرداد 1391

 

بسم الله الرّحمن الرّحيم

 

 

«خورشيد پشت ابر»

 

«پس از آن كه آيه‌ي: "يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ‏ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُم‏ ـ اي كساني كه ايمان آورده‌ايد! از خدا و پيامبر و صاحبان امرتان اطاعت كنيد."[1] نازل شد. پيامبر گرامي ما صلي الله عليه و آله درباره‌ي اولي‌الامر فرمودند: پيشوايان مسلمان پس از من مي‌باشند كه دوازده نفرند: نخستين آنان علي عليه السلام ... و دوازدهمين آنان هم‌نام من بوده ... و بقيّة‌الله است ... همان كه خداوند او را فاتح شرق و غرب عالم مي‌گرداند. آن امامي است كه ـ مدّت طولاني ـ از دوستان و شيعيانش ـ به امر خداوند ـ پنهان مي‌شود. در زمان غيبتش كساني معتقد به امامت او خواهند بود كه خداوند دل‌هايشان را براي ايمان آزموده باشد. ... به خدا سوگند! دوستان و شيعيانش ـ در زمان غيبت‌ـ از نور و ولايت او بهره مي‌برند، همان گونه كه مردم از خورشيد در پس ابر بهره مي‌برند ... ."[2]

براي استفاده‌ي بيش‌تر از كلام رسول خدا صلي الله عليه و آله اندكي با خورشيد پشت ابر آشنا مي‌شويم:

 

* خورشيد پشت ابر:

 

خداوند دانا و حكيم، همه‌ي اهل دنيا را به گونه اي آفريده‌است كه نيازمند نور خورشيد و گرماي آنند، گرچه مدّتي در پشت ابر باشد: گياهان ـ : سبزه‌ها، گل‌ها، درختان و ميوه‌ها ـ جانوران ـ : مورچه‌ها، پروانه‌ها، كبوتران، ماهيان، خزندگان، چهارپايان و بالاخره انسان كه گل سرسبد آفرينش است ـ به نور خورشيد و گرماي آن نيازمندند.

آري! همه‌ي موجودات دنيا نيازمند وجود مقدّس امام زمان عليه السلام هستند. همان گونه كه نيازمند خورشيدند.

 

* زنده‌ماندن اهل زمين وابسته به نور و گرماي خورشيد است:

 

اگر خورشيد نتابد، زمين يخ مي‌زند. آبي از چشمه و رود جاري نمي‌شود. گياهي نمي‌رويد، جانوري از سرما زنده نمي ماند و خبري از انسان نخواهد بود.

از گرمي خورشيد، برف‌ها و يخ‌ها آب مي‌شوند. چشمه ها و رود‌ها جاري مي‌گردند. دشت‌ها سبز و خرّم مي‌شوند. درختان شكوفه مي‌دهند. همه‌ي جانوران از طبيعت بهره مي‌برند و زندگي در روي زمين ادامه مي‌يابد.

آري! اگر حجّت خدا امام زمان عليه السلام در روي زمين نبود، زمين اهلش را در خود فرو مي‌برد. و جنبنده‌اي در رو زمين باقي نمي‌ماند.[3]

 

* همه از خورشيد بهره مي‌برند، چه بدانند و چه ندانند:

 

گياهان و جانوران، نمي‌دانند كه نور و گرماي خورشيد، حيات‌بخش آن‌هاست.

بيش‌تر مردم، از اين حقيقت آشكار غافلند كه حياتشان رابطه‌ي مستقيم با نور و حرارت خورشيد دارد. آنان فكر نكرده‌اند كه اداره‌كننده‌ي جهان به خواست خدا، خورشيد تابان مي‌باشد.

آري! مردم چه بدانند و چه ندانند، چه اعتراف كنند و چه اعتراف نكنند، به خواست خداوند حكيم و توانا اداره‌كننده‌ي جهان، حضرت حجّة بن الحسن العسكري عليه السلام مي‌باشد.

 

* خورشيد، نشانه‌اي از نشانه هاي علم و قدرت خداوند است:

 

همه چيز را خدا آفريده است. ماه و ستارگان و خورشيد، همه از آفريدگان خداوندند. خورشيد آفريده‌اي است مانند آب كه مايه‌ي حيات آفرينش است. خورشيد آفريده‌اي است كه همه در برابر عظمت و بزرگي‌اش سر تسليم فرود آورده‌اند.

آري! حضرت بقيّة الله امام زمان عليه السلام نشانه‌اي از نشانه‌هاي علم و قدرت خداوند است كه همه‌ي آفرينش در برابرش سر تسليم فرود آورده‌اند ـ مگر برخي از انسان‌ها ـ .

 

* خورشيد فرمانبردار خداست:

 

خورشيد با آن بزرگي و نورانيّتي كه دارد، در هر حركت و جنبشي به فرمان خداوند مي‌باشد. خورشيد، از مداري كه خداوند برايش مقرّر فرموده، درجه‌اي خطا نمي‌كند، زيرا نافرمانيش سبب فروپاشي نظام خلقت است.

آري! حجّت برگزيده‌ي خداوند، امام معصوم عليه السلام با عظمت و قدرت و علمي كه دارد، مطيع بي‌چون و چراي خداوند است.

 

* خورشيد مي‌تابد:

 

با تابش فروزان خورشيد، همه چيز به درستي شناخته مي‌شود: راه از چاه، شيشه از الماس، طلا از مس، بالا از پايين، دور از نزديك، ريز از درشت، خار از گل و انسان از حيوان.

با تابش خورشيد جهان افروز، چهره‌ها از هم بازشناخته مي‌شوند. گياهان به طرف خورشيد بالا مي‌روند. وحشت از تاريكي رخت بر‌مي‌بندد.

آري! شيعيان و دوست‌داران دادگستر جهان حضرت صاحب‌الزّمان عليه السلام ، از تابش نور مقدّس آن حضرت در دل‌هايشان، هدايت يافته و به سمت و سوي رضاي او گام بر مي‌دارند و خوف و ترسي ندارند.

 

* خورشيد آشكار است:

 

همه كس با همه‌ي وجود خورشيد را حس مي‌كند. نورش را گرمايش را. آشكارتر از خورشيد در جهان چيزي نيست. كسي كه خورشيد را انكار كند، بي‌گمان از نعمت عقل بي‌بهره است. انكار خورشيد از سوي انسان خردمند، نشان‌گر دشمني او با خدا و خورشيد است.

آري! در نظام آفرينش، خورشيد امامت آشكارتر از خورشيد آسمان است و منكر او، دشمن خدا و دشمن پيامبران و دشمن حضرتش مي‌باشد.

 

* خورشيد آشكار‌كننده است:

 

وقتي روز فرا مي‌رسد، ‌همه چيز آشكار مي‌شود. در نور درخشان خورشيد، چيزي پنهان نمي‌ماند. در نور خورشيد، هر چيزي همان‌گونه كه هست جلوه مي‌كند. همه‌ي رنگ‌ها در تابش نور خورشيد از هم‌باز‌شناخته مي‌شوند. آن‌چه در زير پوست شب، پنهان مي‌باشد در زير نور خورشيد، هويداست.

آري! در تابش نور امامت و ولايت حضرت مهدي عليه السلام چيزي پنهان نمي‌ماند و باطن‌ها آشكار مي‌شود.

 

* خورشيد، دو رو دارد: با يك رو براي اهل آسمان روشن‌گري مي‌كند و با روي ديگر بر اهل زمين مي‌تابد:

 

كُره‌ي خورشيد، همه‌ي اطراف خود را تا دور‌دست‌ها روشن مي‌كند. نيم‌كره‌اي كه سمت زمين است، براي اهل زمين نور‌افشاني مي‌كند و نيم كره‌اي كه سمت آسمان است براي اهل آسمان مي درخشد. با تابش خورشيد، اهل آسمان و زمين، بي‌نياز از هر نور ديگرند.

آري! خليفة‌الله، نور‌الله حضرت بقيّة‌الله عليه السلام با تابش نور پر‌فروغ امامتش، اهل آسمان و زمين را از هر نوري بي‌نياز كرده‌است.

 

* خورشيد، تغيير‌دهنده‌است:

 

گردش شب و روز، آمدن فصل‌ها در پي هم، جاري شدن چشمه‌ها و رود‌ها، آب شدن كوه‌هاي يخي، وزيدن بادها، تصفيه‌ي هوا از آلودگي‌ها و پاك شدن زمين از ناپاكي‌ها همه بر اثر تابش و گرماي خورشيد است.

آري! امام زمان عليه السلام سبب تغيير در آفرينش و آمرزش گناهان و پاك شدن دل‌ها از آلودگي‌هاي شرك و نفاق و كفر است.

 

* خورشيد در افقي قرار دارد كه دست‌ها به آن نمي‌رسند و چشم‌ها آن را درنمي‌يابند:

 

هيچ عقاب بلند پروازي به خورشيد نمي‌رسد. هيچ آرش قوي‌پنجه‌اي تيرش به خورشيد نمي‌رسد. هيچ فضاپيمايي تاب نزديك شدن به خورشيد را ندارد. هيچ موجودي راه به خورشيد ندارد.

هيچ بينايي تاب ديدن خورشيد را ندارد. هر كه بخواهد خورشيد را ببيند، بيناييش را از دست مي‌دهد.

خداوند دانا و حكيم، خورشيد جهان افروز را در جايگاه بلندي قرار داده تا از دست‌رس همه به دور باشد و همگان با اشاره از او ياد كنند.

آري! امام برگزيده‌ي خداوند در مقام و جايگاه بلندي قرار دارد كه كسي توان رسيدن به جايگاهش را ندارد.

اگر ظهور شود، يعني اگر ابرهاي تيره از آسمان ما بروند و غبار موجود در هوا با بارش رحمتي فرو بريزند، آنگاه خورشيد جمال پرفروغ يگانه منجي عالم، ‌قائم آل محمّد عليهم السلام به‌گونه‌اي شفّاف پرتو‌افشاني مي‌كند.

 

 

اللّهم عجّل لوليّك الفرج


 

[1]  "قرآن مجيد"، سوره‌ي نساء، آيه‌ي 59.

[2]  "كمال الدّين صدوق" ، ص 253 ، چكيده‌ي حديث 3.

[3]  "بصائر الدّرجات"، ج 2، ص 425، ح 1752.

توسط: Dalil Press در 23 بهمن 1390

 

كافي، ج 1، ص 34، ح 4. ( با سند صحيح)

«عَليُّ بنُ ابراهيم، عَن محمدِ بن عيسی، عَن يونُس، عَن جَميل، عن اَبي‌عبدالله عَليه السّلام، قال: سَمِعْتُهُ يَقُولُ: يَغْدُوا النّاسُ عَلی ثَلاثَةِ اَصنافٍ: عالِمٌ و مُتَعَلِمٌ وَ غَثاءٌ. فَنَحْنُ العلماءُ، و شيعَتُنا المُتَعَلِّموُنَ، وَ سائِرُ الناسِ غُثاءٌ».

 

ترجمه:

جميل گفت: شنيدم كه امام صادق عليه السلام مي‌فرمود: مردم سه گروه مي‌باشند: دانشمند و دانشجو و خس و خاشاك. پس مائيم دانشمندان و شيعيان ما دانشجويان و مردم ديگر خس و خاشاكند.

 

با توجه و درنگي در فرمايش حضرت صادق عليه السلام مي‌يابيم:

1-  در كلام اوصياء معصوم پيامبر خدا عليهم‌السّلام، واژه‌ي «عالم» به امامان معصوم و برگزيده‌ي الهي اطلاق مي‌شود. آنان كه به حق گنجينه‌دار علوم پروردگار بوده و وارثان علوم و معجزات… همه‌ي پيامبران خداوندند.

2-  شيعيان پيشوايان معصوم در همه‌ي زمان‌ها و با همه‌ي تلاش و كوششي كه در راه كسب دانش كرده‌اند و به مراتبي از علوم دست يافته‌اند، باز، دانش آموز مكتب وحي بوده و در فرهنگ ما دانشجو ناميده مي‌شوند نه دانشمند. پس به آنان متَعلّم مي‌گوييم نه عالم.

3-     عالم كسي است كه پاسخگوي همه‌ي نيازهاي مردم در همه‌ي زمان‌ها باشد.

 

موفق و پيروز باشيد.

توسط: Dalil Press در 3 دی 1390

 

 

كافي، ج 1، ص 225، ح 6 (با سند صحيح)

 

محمّد، عَن احمد بن محمّد، عن الحُسين بن سعيد، عن النَضر بن سويد، عن عبدالله بن سنان عن ابي‌عبدالله عليه‌السلام، أنَّهُ سَأَلَهُ عَن قولِ اللهِ عزّوجَلَّ: «وَ لَقَد كَتَبنا في الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِكر» مَا الزّبُورُ وَ ماَ الذِّكرُ؟

قالَ: الذِّكرُ عِندَاللهِ وَ الزَّبُورُ: الذي اُنزِلَ عَلى داود، وَ كُلُّ كتابٍ نَزَلَ فَهُوَ عِندَ اَهْلِ العِلمِ، وَ نَحْنُ هُمْ.

 

ترجمه:

 

عبدالله بن سنان از حضرت صادق عليه‌السلام درباره‌ي چيستي زبور و ذكري كه در آيه‌ي «وَ لَقَد كَتَبنا فِي الزبورِ مِن بَعدِ الذكرِ» هست پرسيد.

حضرت فرمودند: ذكر نزد خداوند مي‌باشد؛ و زبور كتابي بود كه بر حضرت داود عليه‌السلام نازل گرديد؛ و هر كتابي كه فرود آمده، نزد اهل دانش مي‌باشد؛ و ماييم اهل دانش.

 

  از توجّه به پرسش و پاسخ روايت فوق مي‌يابيم:

 

·    اصحاب امامان معصوم با توجّه به آشنايي‌شان به زبان عربي، خود را موظّف مي‌دانستند درباره‌ي قرآن همه چيز را از عترت پيامبر بياموزند، و به دانسته‌هاي خود بسنده نمي‌كردند.

·        علم حروف و كلمات و آيات و سوره‌هاي قرآن نزد خاندان رسالت عليهم‌السلام است.

·    برخی کلمات در آیات مختلف قرآن، دارای معنا و مفهوم متفاوتی می‌باشند. و مراد از کلمه‌ی «ذكر» در آيه‌ي ياد شده چیزی‌است که نزد خداوند مي‌باشد؛ نه هر ذكري كه در قرآن آمده است.

·    اهل علم در كلام برگزيدگان الهي به خاندان رسالت عليهم‌السلام اطلاق مي‌شود. آنان كه به درستي گنجينه‌دار علوم الهي هستند.

·        هريك از خاندان رسالت عليهم‌السلام وارث دانش، كتاب و معجزات پيامبران و اوصياي پيش از خود مي‌باشند.

·    صحف ابراهيم، زبور داود، تورات موسي، انجيل عيسي و قرآن محمّد عليهم‌السلام بدون هيچ تغيير و تبديل و تحريفي نزد بازمانده‌ي خاندان رسالت عليهم‌السلام است.

·    امروز تنها بازمانده‌ي خدا حضرت بقيّة الله عجّل الله تعالى فرجه و آخرين عالم آل محمّد عليهم‌السلام وارث كتاب‌ها و معجزات و دانش‌هاي پيامبران و اوصياي پيشين عليهم‌السلام است.

عترت پاك پيامبر عليهم‌السلام همان علمايي هستند كه وارث پيامبرانند. 

موفق و پیروز باشید

 

توسط: Dalil Press در 17 آذر 1390

 

  الهداية الكبري ـ ص 360، با سند صحيح:

 

عن الحسن بن محمّد بن جمهور بن ابراهيم بن مهزيار، عن اخيه عليّ بن مهزيار، عن فضالة، عن عمر بن ابان، عن حمران بن اعين قال:

سألتُ اَبا جَعفرٍ عليه‌السلام، عَن قَولِ اللهِ: «مَثَلُ نورِهِ كَمِشكاةٍ فيها مِصباحٌ...» فَقال: المِصباحُ: هُوَ الامامُ يَتَكلّمُ بِصِغَرِ سِنِّهِ بِالوَحي.

 

ترجمه:

از امام باقر عليه‌السلام درباره ـ واژه‌ي مصباح در ـ گفتار خداوند: «مثل نوره كمشكاة فيها مصباح» پرسيدم.

فرمودند: مصباح آن امامي است كه گفتارش در كوچكي برخاسته از وحي باشد.

 

از توجّه به فرمايش حضرت باقر عليه‌السلام مي‌يابيم:

1ـ كلام امام معصوم كه وصيّ پيامبر مي‌باشد برخاسته از وحي است.

2ـ امام همانند پيامبر «ما يَنطِقُ عَنِ الهَوي» مي‌باشد. يعني كلامش خالي از رأي و نظر شخصي اوست.

3ـ در امامت سنّ و  سال مطرح نيست، همان‌گونه كه در رسالت پيامبران مطرح نبوده است.

 

موفق و سربلند باشید

توسط: Dalil Press در 15 آبان 1390

 

 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

   

كافي/ج1/ص382/ح1 با سند صحيح:

 

 

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَي عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ يَزِيدَ الْكُنَاسِيِّ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ عليه‌السلام: أَ كَانَ عِيسَي ابْنُ مَرْيَمَ عليهما‌السلام حِينَ تَكَلَّمَ فِي الْمَهْدِ حُجَّةَ اللَّهِ عَلَي أَهْلِ زَمَانِهِ؟

فَقَالَ: كَانَ يَوْمَئِذٍ نَبِيّاً حُجَّةَ اللَّهِ غَيْرَ مُرْسَلٍ، أَمَا تَسْمَعُ لِقَوْلِهِ حِينَ قَالَ: «إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتانِيَ الْكِتابَ وَ جَعَلَنِي نَبِيًّا. وَ جَعَلَنِي مُبارَكاً أَيْنَ ما كُنْتُ وَ أَوْصانِي بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ ما دُمْتُ حَيًّا» (سوره‌ي مريم، آيه‌هاي 30 و 31)

قُلْتُ: فَكَانَ يَوْمَئِذٍ حُجَّةً لِلَّهِ عَلَي زَكَرِيَّا عليه‌السلام فِي تِلْكَ الْحَالِ وَ هُوَ فِي الْمَهْدِ؟

فَقَالَ: كَانَ عِيسَي فِي تِلْكَ الْحَالِ آيَةً لِلنَّاسِ وَ رَحْمَةً مِنَ اللَّهِ لِمَرْيَمَ حِينَ تَكَلَّمَ فَعَبَّرَ عَنْهَا، وَ كَانَ نَبِيّاً حُجَّةً عَلَي مَنْ سَمِعَ كَلَامَهُ فِي تِلْكَ الْحَالِ، ثُمَّ صَمَتَ فَلَمْ يَتَكَلَّمْ حَتَّي مَضَتْ لَهُ سَنَتَانِ، وَ كَانَ زَكَرِيَّا الْحُجَّةَ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَي النَّاسِ بَعْدَ صَمْتِ عِيسَي بِسَنَتَيْنِ، ثُمَّ مَاتَ زَكَرِيَّا فَوَرِثَهُ ابْنُهُ يَحْيَي عليه‌السلام الْكِتَابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ هُوَ صَبِيٌّ صَغِيرٌ، أَمَا تَسْمَعُ لِقَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ: «يا يَحْيي‏ خُذِ الْكِتابَ بِقُوَّةٍ وَ آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا» (سوره‌ي مريم، آيه‌ي 12) فَلَمَّا بَلَغَ عِيسَي سَبْعَ سِنِينَ تَكَلَّمَ بِالنُّبُوَّةِ وَ الرِّسَالَةِ حِينَ أَوْحَي اللَّهُ تَعَالَي إِلَيْهِ، فَكَانَ عِيسَي الْحُجَّةَ عَلَي يَحْيَي وَ عَلَي النَّاسِ أَجْمَعِينَ؛ وَ لَيْسَ تَبْقَي الْأَرْضُ يَا أَبَا خَالِدٍ يَوْماً وَاحِداً بِغَيْرِ حُجَّةٍ لِلَّهِ عَلَي النَّاسِ مُنْذُ يَوْمَ خَلَقَ اللَّهُ آدَمَ عليه‌السلام وَ أَسْكَنَهُ الْأَرْضَ.

فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ، أَكَانَ عَلِيٌّ عليه‌السلام حُجَّةً مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ عَلَي هَذِهِ الْأُمَّةِ فِي حَيَاةِ رَسُولِ اللَّهِ صلّي الله عليه و آله؟

فَقَالَ: نَعَمْ، يَوْمَ أَقَامَهُ لِلنَّاسِ وَ نَصَبَهُ عَلَماً وَ دَعَاهُمْ إِلَي وَلَايَتِهِ وَ أَمَرَهُمْ بِطَاعَتِهِ.

قُلْتُ: وَ كَانَتْ طَاعَةُ عَلِيٍّ وَاجِبَةً عَلَي النَّاسِ فِي حَيَاةِ رَسُولِ اللَّهِ وَ بَعْدَ وَفَاتِهِ؟

فَقَالَ: نَعَمْ، وَ لَكِنَّهُ صَمَتَ فَلَمْ يَتَكَلَّمْ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ وَ كَانَتِ الطَّاعَةُ لِرَسُولِ اللَّهِ عَلَي أُمَّتِهِ وَ عَلَي عَلِيٍّ فِي حَيَاةِ رَسُولِ اللَّهِ وَ كَانَتِ الطَّاعَةُ مِنَ اللَّهِ وَ مِنْ رَسُولِهِ عَلَي النَّاسِ كُلِّهِمْ لِعَلِيٍّ بَعْدَ وَفَاةِ رَسُولِ اللَّهِ وَ كَانَ عَلِيٌّ حَكِيماً عَالِماً.

 

ترجمه:

 

يزيد كناسي گويد: از امام باقر عليه السلام پرسيدم: آيا عيسي بن مريم عليهماالسلام زمانى كه در گهواره سخن گفت، حجّت خدا بر اهل زمانش بود؟

فرمود: او آن‌گاه پيغمبر و حجّت غير مرسل خدا بود. (يعنى در آن زمان مأمور به تبليغ و دعوت به شريعت خود نبود.) مگر نمي‌شنوي سخن او را كه گفته: «من بنده‌ي خدايم. خدا به من كتاب داده و مرا پيامبر قرار داده است. و هر جا باشم، مباركم قرار داده، و تا زنده هستم مرا به نماز و زكات سفارش فرموده است»؟

عرضه داشتم: در آن زمان، و در همان حالى كه در گهواره قرار داشت، حجّت خدا بر زكريّا بود؟

فرمود: عيسي در همان حال نشانه‌اي بود براي مردم، و رحمتي بود از سوي خدا براي مريم؛ زمانى كه سخن گفت و از جانب او دفاع كرد؛ و پيغمبر و حجّتي بود بر هر كه سخنش را در آن حال شنيد. سپس [در امر رسالت] سكوت كرد و با كسي سخن نگفت تا دو سال بر او گذشت؛ و حجّت خداي عزّ و جل بر مردم پس از سكوت عيسي تا دو سال، زكريّا بود. سپس زكريّا درگذشت و پسرش يحيي در حالي كه كودكي خردسال بود، كتاب و حكمت را از او ارث برد. مگر سخن خداي عزّ و جل كه فرموده: «اى يحيى! كتاب را با قوّت بگير! و ما حكم نبوّت را در كودكي به او داديم» را نمي‌شنوی؟ چون عيسي هفت ساله شد، به نبوّت و رسالت سخن گفت؛ آن‌گاه كه خداي تعالى به او وحي فرستاد. (در آن زمان) عيسي بر يحيى و بر همه‌ي مردم حجّت بود. اى اباخالد! از روزي كه خدا آدم را آفريد، و او را در زمين سكونت داد، اهل زمين‏ يك روز بدون حجّت خدا باقي نمانده است.

عرضه داشتم: قربانت گردم. آيا علي عليه السلام در زمان حيات پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بر اين امّت از سوي خدا و رسولش حجّت بود؟

فرمود: آري. همان روزي كه پيامبر او را براي مردم به‌پا داشت، و [براي راه خدا او را] به پيشوايي منصوب كرد، و ايشان (حاضران در غدير) را به ولايتش دعوت فرمود، و آنان را فرمان به اطاعتش داد.

عرضه داشتم: فرمانبرداري از علي عليه السلام در زمان حيات، و پس از درگذشت پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله بر مردم واجب بود؟

فرمود: آري. ولى تا زماني كه همراه پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله بود [در امر امامت و ولايت] خاموش بود و سخن نمي‌گفت [و به چيزي فرمان نمي‌داد] و فرمانبرداري مطلق امّت پيامبر و خودِ علي عليه‌السلام از آنِ پيامبر خدا بود، و پس از درگذشت رسول الله صلّي الله عليه و آله فرمانبرداري همگان از خدا و پيامبرش در اطاعت از علي عليه‌السلام بود؛ و علي عليه السلام حكيم و دانا بود.

 

 

 

از توجّه به فرمايش حضرت باقر عليه‌السلام مي‌يابيم:

 

·        نه تنها حضرت يحيي عليه‌السلام در سنّ كودكي به پيامبري مبعوث شده است، بلكه حضرت عيسي عليه‌السلام نيز از سنّ هفت سالگي به نبوّت و رسالت اولوالعزمي مبعوث گرديده است.

·        حضرت عيسي عليه‌السلام در آغاز ولادت، لب به سخن گشود و فرمود: «خدا به من كتاب داده و مرا پيامبر قرار داده است.» با چنين نشانه‌اي او حجّت خدا بر همه‌ي اهل زمين بوده و اطاعتش بر همگان ـ از جمله حضرت زكريّا عليه‌السلام ـ واجب بوده است.

·        پيامبر و امام، برگزيده‌ي خداوندند، نه منتخب مردم. (اگر به انتخاب مردم بود، هيچ‌گاه كودكان به رسالت و امامت برگزيده نمي‌شدند.)

·        در پيامبر و امام، مقدار سن، شرط نيست.

·        صامت بودن پيامبر و امام به اين است كه در حوزه‌ي رسالت و امامت و ولايت، فرماني صادر نكنند.

·        پيامبر يا امام، زماني صامت است كه پيامبر و يا امام ناطقي در جامعه وجود داشته باشد.

·        زمين از زمان خلقت حضرت آدم عليه‌السلام تا روز قيامت هيچ‌گاه از حجّت معصوم پروردگار خالي نمي‌ماند.

·        پيامبران و امامان معصوم عليهم‌السلام همه بندگان خالص خداوندند.

·        اطاعت از امام معصوم از سوي خدا و رسولش بر ما واجب شده است.

·        اطاعت از خدا، همان اطاعت از رسول خداست.

·        اطاعت از امام، همان اطاعت از خدا و رسول اوست.

·        كسي كه اطاعت از امام زمانش نمي‌كند، نه مطيع خداوند است و نه فرمانبردار رسولش.

·        امروز پيروي كردن از پيامبران و امامان معصوم عليهم‌السلام در پيروي كردن از امام زمان تجلّي مي‌يابد.

·        امروز در پهنه‌ي گيتي كسي جز حضرت بقيّة الله الاعظم حجّة بن الحسن العسكري عليهماالسلام حقّ فرماندهي ندارد.

 

پیروز باشید